<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خسی به نام سلیمان</title>
<link>http://hajesoliman.blogfa.com/</link>
<description>ما زنده بر آنيم كه آرام نگيريم،موجيم كه آسودگي ما عدم ماست ( هستیم تا فیلتر شدن!! )</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 06 Dec 2009 09:21:42 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>16 AZAR</title>
<link>http://hajesoliman.blogfa.com/post-217.aspx</link>
<description>عدادی از شعارهای پیشنهادی:
حكومت فاشیستی! تو دولت ما نیستی
غزه و لبنان کمن رفتن سراغ یمن
ایران جنگه خاموشی ننگه
نصر من الله و فتح قریب مرگ بر این دولت مردم فریب
ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا به جنگیم
شکنجه، تجاوز دیگر اثر ندارد
تجاوز به ملت شده مرام دولت
خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست
ایران شده بازداشتگاه اوین شده دانشگاه
ضرغامی ِ بی حیا استعفا استعفا
دروغگوی بی حیا استعفا استعفا
مرتضوی حیا کن قضاوتـــو رها کن
دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 09:21:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajesoliman&amp;postid=217</comments>
<dc:creator>hajesoliman</dc:creator>
<guid>http://hajesoliman.blogfa.com/post-217.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنبش‌های دنیا در حال یادگیری و الهام از جنبش سبز ایران هستند</title>
<link>http://hajesoliman.blogfa.com/post-216.aspx</link>
<description>&lt;h3 class=&quot;art1lTlt&quot;&gt;پروفسور گایتری اسپیوَک در برنامه «هفته سبز با حمید دباشی»:&lt;/h3&gt;
&lt;h1 class=&quot;artTitle&quot;&gt;جنبش‌های دنیا در حال یادگیری و الهام از جنبش سبز ایران هستند&lt;/h1&gt;

هفتمین برنامه‌ از سری برنامه‌های «هفته سبز با
حمید دباشی» مصاحبه با پروفسور «گایتری اسپیوَک»، نظریه‌پرداز، فیلسوف و
استاد دانشگاه کلمبیا است. در این برنامه در مورد مقاومت مسالمت‌آمیز و
تمایز جنبش سبز از گفتمان نئولیبرال بحث و گفتگو می‌شود</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 07:39:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajesoliman&amp;postid=216</comments>
<dc:creator>hajesoliman</dc:creator>
<guid>http://hajesoliman.blogfa.com/post-216.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ممنوعیت سه روزه فعالیت خبرنگاران خارجی در ایران</title>
<link>http://hajesoliman.blogfa.com/post-215.aspx</link>
<description>&lt;p class=&quot;abstractText&quot;&gt;مقامات
ایرانی، ممنوعیتی سه روزه برای کار روزنامه‌نگاران خارجی در ایران وضع
کرده‌اند. روز دانشجو در راه است و به نظر می‌رسد این ممنوعیت، به منظور
جلوگیری از مبادله گزارش و تصویر از تظاهرات مردم در ۱۶ آذر باشد.&lt;/p&gt;


&lt;br /&gt;
&lt;div class=&quot;articleText&quot;&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;به گزارش دویچه‌وله،‌ وزارت ارشاد
در روز شنبه ۱۴ آذر، با ارسال پیامک به کلیه خبرنگاران و عکاسان خارجی
اطلاع داد که مجوز کار آنان بطور موقت در مناطق مرکزی تهران از هفتم تا
نهم دسامبر (۱۶ تا ۱۸ آذرماه) فاقد اعتبار خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;بسیاری از وب‌سایت‌ها، شبکه‌های اینترنتی دانشجویی و بسیاری
از نیروهای اپوزیسیون، از مدت‌ها قبل به مردم برای شرکت در مراسم روز
دانشجو و اعتراض به محمود احمدی‌نژاد فراخوان داده‌اند. ناظران آگاه
احتمال می‌دهند که مسئولان حکومتی ایران برای دشوار کردن پوشش خبری روز ۱۶
آذر، اینترنت و شبکه تلفن همراه را نیز از کار بیندازند. نیروی انتظامی و
سپاه پاسداران پیش از این، تظاهرکنندگان روز ۱۶ آذر را به مواجهه جدی
تهدید کرده‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;اخطار سردار رجب‌زاده، فرمانده پلیس و اعلام مقابله با
تظاهرات خارج از دانشگاه، مانع از تدارک گروه‌های دانشجویی و سیاسی برای
استقبال از این روز نشده است. روز سه‌شنبه ۱۱ آذر، طوماری با ۳۰۰۰ امضاء
موسوی و کروبی را به شرکت در مراسم ۱۶ آذر دعوت می‌کرد. دانشجویان دانشگاه
شیراز نیز با صدور بیانیه‌ای در روز ۱۴ آذر، روز دانشجو را یکی از روزهای
سبز تاریخ ایران خواندند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;بنا بر گزارش‌های رسیده، از عصر شنبه ۱۴ آذرماه، شبکه‌های
فیس‌بوک، تویتر، یاهو مسنجر و گوگل در ایران مسدود شده‌اند. کاربران
فیس‌بوک در ایران معمولا از نرم‌افزارهایی چون &quot;اولترا سیف&quot; یا &quot;فری‌گیت&quot;
برای دسترسی به آن استفاده می‌کنند، اما در روزهای حساس، این نرم‌افزارها
با فیلترینگی گسترده، ناکارا می‌شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;این نخستین بار است که شبکه خطوط اینترنت یا تلفن همراه، دو
روز پیش از تظاهراتی پیش‌بینی شده قطع می‌شوند. اختلال در خطوط ارتباطی یا
قطع آنها در مناسبت‌های اعتراضی پیشین، تنها در همان روز مشاهده
می‌شد. آخرین تجمع معترضان به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، در
روز ۱۳آبان برگزار شد. این تجمع به شهادت تصاویر و گزارش‌های زنده، از سوی
نیروهای امنیتی و ضد شورش با خشونت بسیار، سرکوب شد.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 07:29:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajesoliman&amp;postid=215</comments>
<dc:creator>hajesoliman</dc:creator>
<guid>http://hajesoliman.blogfa.com/post-215.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>10 ملاحظه برای 16 آذر</title>
<link>http://hajesoliman.blogfa.com/post-214.aspx</link>
<description>&lt;h4 class=&quot;artAuthor&quot;&gt;مرتضی کاظمیان&lt;/h4&gt;
&lt;p class=&quot;abstractText&quot;&gt;&quot;«16 آذر»ی دیگر در پیش است. «16 آذر»ی که
به‌خاطر رویدادهای پس از انتخابات 22خرداد و شکل‌گیری یک جنبش اعتراضی
(جنبش سبز) در ایران امروز، معنادار از سال‌های پیش شده است. در آستانه‌ی
این روز مانا، با احترام به شهدای آذر 1332، آن «سه آذر اهورایی»، و تمامی
شهدای جنبش دانشجویی در ایران، ملاحظات ده‌گانه‌ی زیر مطرح می‌شود:&quot;&lt;/p&gt;


&lt;br /&gt;
&lt;div class=&quot;articleText&quot;&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;1. جنبش دانشجویی هیچ‌گاه یک جنبش
صنفی صرف نبوده است. برخی از ویژگی‌ها و شاخصه‌ها، دانشجویان را با تحولات
اجتماعی_سیاسی درگیر می‌کند و گره می‌زند. مستقل از کمال‌جویی و
آرمان‌خواهی دانشجویان و شور و انگیزه و انرژی ایشان برای حضور در
صحنه‌های اجتماعی (که بی‌ارتباط با سن آنان نیست)، برخی علل و عوامل از
جمله آگاهی نسبی دانشجویان از اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور (که می‌توان
ادعا کرد از متوسط آگاهی جامعه، کمتر نیست)، جایگاه دانشجویان به‌مثابه‌ی
«روشنفکران توزیع‌کننده»، و امکان ارتباط و همفکری بیشتر دانشجویان در
محیط دانشگاه و خوابگاه، خود به‌خود بستر لازم برای نقد «وضع وجود» و تلاش
برای دستیابی به «وضع مطلوب» را فراهم می‌آورد و دانشجو را چونان کنشگری
مدنی در متن رویدادهای سیاسی_اجتماعی می‌نشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;قابل اشاره است، هنگامی‌ دانشجو پا به دانشگاه می‌نهد که
مطابق قانون، واجد شرایط سنی مشارکت در انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری و
... است. این‌چنین، بدیهی می‌نماید که دانشجو به‌عنوان یک شهروند، محق (و
مکلف) ‌شود که در مورد سرنوشت جامعه‌ی خویش بی‌تفاوت نماند. دخالت
دانشجویان در امور سیاسی (با فهم دقیق جایگاه و موقعیت دانشجو) نیز
این‌گونه، مفروض به‌نظر می‌رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;2. جنبش دانشجویی این سرزمین در برش‌های متعددی از تاریخ
سیاسی معاصر ایران، نقشی موثر در پیشبرد مطالبات و آرمان‌های ملت ایران
داشته است. به‌طور مشخص، می‌توان به نقش فعال دانشجویان در تکوین و تحقق
نهضت ملی شدن صنعت نفت، نهضت مقاومت ملی (پس از کودتای 28 مرداد 1332)،
مبارزات انقلابی در دهه‌های 40 و 50، مجاهدت‌ها برای تحقق و توفیق انقلاب
اسلامی 57، و نیز خیزش دوم خرداد 76 اشاره کرد. به بیان دیگر، جنبش
دانشجویی به‌مثابه‌ی خرده‌جنبش، همواره ذیل یک جنبش اجتماعی کلان، به
ایفای وظیفه و کنش اجتماعی_سیاسی پرداخته و تصویر و تاثیر ویژه‌ی خود را
بر رخدادها و تحولات، حک کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;3. جنبش دانشجویی در ایران واجد ویژگی‌هایی است که در طول
بیش از نیم قرن تکوین آن، به نوعی تثبیت شده‌اند. مهم‌ترین این ویژگی‌ها
عبارت‌اند از: آرمان‌خواهی و کمال‌جویی، عدالت‌طلبی و ستیز با فقر و
اختلاف طبقاتی، آزادی‌خواهی و مبارزه با استبداد و خودکامگی، و نیز دفاع
از استقلال و تمامیت ارضی و منافع ملی ایران. افزون بر این‌ها، با توجه به
دینی بودن جامعه‌ی ایران (به‌معنای عام)، جنبش دانشجویی ایران عمدتا&quot;
ماهیتی دینی داشته است؛ هرچند در مقاطع مختلف تاریخی، پویش‌های غیردینی
نیز در درون این جنبش فعال بوده‌اند و تاثیرات غیرقابل انکاری را در
تحولات سیاسی_اجتماعی ایران موجب شده‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;قابل اشاره است که کوشش‌های جنبش دانشجویی در دوره‌های زمانی
گوناگون، متاثر از گفتمان غالب در ایران سمت‌وسوی متفاوتی داشته و هر بار
چشم‌انداز تلاش‌ها، سویی را برجسته‌تر مورد توجه و پیگیری قرار داده است.
زمانی استبداد و استعمار را هدف گرفته و بیشتر برای آزادی و استقلال تلاش
کرده؛ در دوره‌ای همپای دموکراسی، دغدغه‌‌ی برابری و عدالت اجتماعی
داشته‌؛ و اینک، بیش از پیش، برای آزادی و دموکراسی مجاهدت می‌کند و پیگیر
تحقق حقوق بشر است و خود را صلح‌جو و جنگ‌ستیز متبلور می‌سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;4. جنبش دانشجویی همچون دیگر امکان‌های پیشبرد اهداف و
پروژه‌های سیاسی، در معرض سوء‌استفاده بوده و هست. این اتفاق به‌خصوص با
توجه به برخی ویژگی‌های خاص دانشجویان و جنبش دانشجویی، مانند شور و نشاط
و انرژی و فقدان محافظه‌کاری و اجتناب از دوراندیشی‌های مرسوم ناشی از
عقلانیت ابزاری، مجال و بستری مناسب (بالقوه) برای پیشبرد برخی اغراض
سیاسی فراهم کرده و می‌کند. این سوء‌استفاده می‌تواند از سوی حکومت و
صاحبان قدرت، یا از سوی جریان‌های سیاسی رقیب قدرت مستقر، صورت گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;رویداد تلخ و ناگوار حمله‌ی کماندوها و چتربازها و نیروهای
نظامی و انتظامی در اول بهمن‌ماه 1340 به دانشجویان معترض در دانشگاه
تهران و آسیب‌رساندن شدید و غریب ایشان به دانشجویان و امکانات آموزشی
دانشگاه، تنها یک مورد از سوء‌استفاده‌ها از دانشجویان و آرمان‌خواهی
ایشان محسوب می‌شود*.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;5. وجود گروه‌های مرجع مستقل و معتمد دانشجویان در
دانشگاه‌ها، یکی از فاکتورهای مهم برای تنظیم کنش‌های دانشجویی است. این
گروه‌های مرجع به‌عنوان بستری مناسب برای تبادل نظر و همفکری و مشورت
دانشجویان و اتخاذ تصمیم مشترک، می‌توانند اقدامات فردی یا کنش‌های تدبیر
نشده و رفتارهای احساسی صرف را مانع شوند. متاسفانه اقتدارگرایی صاحبان
قدرت فعالیت تشکل‌های دانشجویی را برنمی‌تابد و این وضع، سیکل معیوبی را
سامان می‌دهد که نه به سود حکومت است و نه به نفع دانشجویان. چنان‌که
هرگاه تشکل‌های دانشجویی مرجع و معتمد دانشجویان امکان فعالیت آزاد و امن
و علنی نیافته‌اند و به حاشیه رانده شده‌اند، چالش‌های پرهزینه میان
دانشجویان پرشور و اقتدارگرایان، افزایشی محسوس یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;6. جنبش دانشجویی در یک دهه‌ی اخیر زیر سخت‌ترین فشارهای
امنیتی قرار داشته و هزینه‌های بس سنگینی را متحمل شده است. احضار ده‌ها
دانشجو در دانشگاه‌های مختلف کشور به کمیته‌های انضباطی در همین چند
هفته‌ی اخیر، نشان می‌‌دهد که وضع آزادی فعالیت‌های سیاسی دانشجویان چگونه
و در چه سطحی است. بر این وضع تاسف‌بار، باید بازداشت ده‌ها دانشجو را در
چند ماه اخیر، و از پی حوادث پس از انتخابات، افزود و مورد اشاره قرار
داد. این چنین است لغو مجوز فعالیت انجمن‌های اسلامی در دانشگاه‌های مختلف
در چند سال اخیر، و جلوگیری از فعالیت گروه‌های مستقل دانشجویی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;وقتی کنش سیاسی دانشجویان و به‌ویژه گروه‌های مرجع و معتمد و
مستقل، این‌چنین مورد سرکوب قرار می‌گیرد و از سوی نهادهای مسئول در
حکومت، برتابیده نمی‌شود، آشکار است که کوشش‌های دانشجویان در مجموعه‌های
کوچک‌تر و البته متکثرتری سامان یابد و گاه حتی از یک خواست و اقدام فردی
متاثر شود. به دیگر سخن، پندار بس اشتباهی است که گمان رود با افرایش
فشارها و تهدیدها و، با افزایش هزینه‌ی اقدام سیاسی، دانشجویان سکوت و
انفعال را برمی‌گزینند و نسبت به سرنوشت خود، خانواده و جامعه و کشورشان
بی‌تفاوت می‌مانند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;7. جنبش دانشجویی ایران برکنار و مستقل از واقعیت‌های جاری
در جامعه‌ی ایران نیست. فشارها و تهدیدها و موانع متعددی بر سر راه جنبش
اعتراضی مردم ایران (تبلور یافته در «جنبش سبز» و موسوم به آن) وجود دارد
و سرکوب‌های شدیدی بر این جنبش اجتماعی مدرن، تحمیل شده است. از همین
منظر، جنبش دانشجویی به‌مثابه‌ی یک خرده جنبش، در حال تحمل چنین فشارها و
سختی‌هایی است. با وجود این، حقانیت مطالبات جنبش مدنی مردم ایران و
مشروعیت اخلاقی و انسانی این خواسته‌ها برای پیشبرد دموکراتیزاسیون و دفاع
از حقوق بشر، چنان است که به‌رغم تمامی فشارها و سرکوب‌ها و تهدیدها به
راه خویش ادامه خواهد داد و از پیگیری خواسته‌های دموکراتیک و قانونی و
انسانی خود، پا پس نخواهد گذاشت. این‌گونه می‌توان مدعی شد که جنبش
دانشجویی ایران نیز ضمن حفظ ویژگی‌های خاص خود، ذیل جنبش سبز مردم ایران
ادامه‌ی حیات خواهد داد و تاثیرات گریزناپذیری را بر تحولات اجتماعی ایران
امروز و فردا، و در جهت تعمیق و بسط دموکراتیزاسیون، ثبت خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;8. جنبش دانشجویی به‌خاطر ویژگی‌های خاص آن (به‌خصوص هیجان و
شور و انرژی فعالان آن) این پتانسیل را داشته و دارد که در دام «خشونت»
متقابل «تقدیس‌گران خشونت» افتد. خوشبختانه عقلانیت در جنبش دانشجویی به
آن‌چنان سطحی ارتقاء یافته و به مقامی رسیده که بیش از هر زمان به
محاسبه‌ی «هزینه_فایده»ی هر اقدام بپردازد. افزون بر این، دانشجویان
دموکراسی‌خواه بیش از پیش به این نکته‌ی مهم واقف شده‌اند که نباید در
«بازی»ای که تمامیت‌خواهان طراحی و کارگردانی می‌کنند، چونان «بازیگر»ی
مشغول شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;خوشبختانه می‌توان مدعی شد که بسط رفتار مدنی و فراگیر شدن
کنش سیاسی با رعایت ملاحظات قانونی، و پیگیری اعتراض و انتقاد به‌شکل
مسالمت‌آمیز و با پرهیز جدی از خشونت، در میان دانشجویان محسوس‌تر از
همیشه است. جنبش دانشجویی امروز از سویی آماده‌ی پرداختن هزینه‌‌های لازم
برای پیشبرد دموکراتیزاسیون است، و از سویی دیگر با تحلیل واقع‌بینانه از
وضع و شرایط جامعه مدنی ایران و نیز بلوک قدرت در جمهوری اسلامی، کنش خود
را تنظیم و متبلور می‌کند. اقدام استراتژیک و تامل در «استراتژی» (یافتن
بهترین راه برای نیل به اهداف، با رعایت نقاط قوت و ضعف، و در نظر گرفتن
فرصت‌ها و تهدیدها) اینک امری ملموس و مفروض برای اغلب کنشگران دانشجو
محسوب می‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;9. جنبش دانشجویی ایران امروز با تکیه بر خلاقیت و هوشمندی و
ابتکار و توان تحرک و ابداع اندیشه‌ی پویای خویش، در یک نقطه و ذیل یک
مسیر متوقف نمی‌ماند. دانشجویان نیک دریافته‌اند که تاکتیک‌ها (راهکارها)ی
گوناگونی برای پیگیری استراتژی‌ (راهبرد)شان وجود دارد و راه‌های متعددی
برای بروز و ظهور و پیگیری اعتراض مدنی‌شان موجود است. از همین منظر، حضور
مشهود (راهپیمایی در دانشگاه یا تجمعات اعتراض‌آمیز خیابانی) تنها یک وجه
و جلوه و راهکار برای پیگیری اهداف جنبش سبز محسوب می‌گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;این نسل البته به علت اشرافی که بر استفاده از فضای مجازی
دارد، از پتانسیلی برخوردار است که نه تنها «پدران»‌اش که گاه «برادران
بزرگ»‌اش نیز از آن محروم‌اند. توان آگاهی‌بخشی و ارتباط موثر دانشجویان
با استفاده از اینترنت و نیز بهره جستن از «سپهر عمومی» در ایران امروز، و
امکانات خاص دانشجویان برای ایجاد و فعال‌سازی «شبکه‌های اجتماعی»
به‌گونه‌ای منحصر‌به‌فرد، از دیگر لایه‌های اجتماعی متمایز است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;10. «روز دانشجو»ی سال 1388 تنها روزی از روزهای سال است؛
قرار نیست تمام مشکلات ایران امروز در یک روز (16 آذر) حل و رفع شود. این
نکته برای قریب به اتاق دانشجویان دموکراسی‌طلب و پیگیر صلح و حقوق‌بشر،
مفروض و بدیهی است. افزون بر این، جنبش دانشجویی امروز ایران به قدر لازم
با مفاهیمی چون صبوری و خویشتنداری و تامل و تحمل و پایداری، آشناست و
دریافته که «راه دشوار آزادی و دموکراسی» یک‌شبه طی نمی‌شود و، محتاج صبر
و استقامت، و نیز نیازمند پرهیز جدی از یأس و ناامیدی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;بی‌شک در آستانه‌ی 16 آذر، دانشجویان آزاده و مصمم و پرشوری
که پا در «راه سبز امید» نهاده‌اند، این سخن مشهور دکتر علی شریعتی را در
رثای «سه آذر اهورایی» از یاد نخواهند برد: «اگر اجباری که به زنده ماندن
دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی که بیست و دو
سال پیش، « آذر»‌مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون»
قربانی کردند...! این «سه یار دبستانی»، که هنوز مدرسه را ترک نگفته‌اند،
هنوز از تحصیل‌شان فراغت نیافته‌اند، نخواستند - همچون دیگران- کوپن نانی
بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش
فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند،
اما این سه تن ماندند تا هر که را می‌آید، بیاموزند، هر که را می‌رود،
سفارش کنند. آنها هرگز نمی‌روند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید»‌اند. این
«سه قطره خون» که بر چهره‌ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است...»&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;پی‌نوشت:&lt;br /&gt;*برای اطلاع بیش‌تر و دقیق‌تر از این رخداد
تاسف‌بار مراجعه کنید به کتاب‌هایی چون «تاریخ سیاسی بیست‌ و پنج ساله
معاصر ایران»، جلد اول، تألیف غلامرضا نجاتی، انتشارات رسا؛ و «بر بال
بحران»، زندگی سیاسی علی امینی، تالیف ایرج امینی، نشر ماهی.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 07:27:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajesoliman&amp;postid=214</comments>
<dc:creator>hajesoliman</dc:creator>
<guid>http://hajesoliman.blogfa.com/post-214.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راه‌های دسترسی به سایت فیلترشده موج سبز آزادی برای کاربران داخل ایران</title>
<link>http://hajesoliman.blogfa.com/post-213.aspx</link>
<description>&lt;div class=&quot;postentry&quot;&gt;
				&lt;div class=&quot;snap_preview&quot;&gt;&lt;p&gt;همانطور که
می‌دانید، سایت موج سبز آزادی امروز عصر  همزمان با تحلیف دولت کودتا در
سراسر ایران فیلتر شد. این سایت راه‌هایی را برای دستیابی به اطلاعات
کاربران داخل ایران  تدارک دیده است. این تکنیک‌ها را بخوانید و به
دوستانتان به صورت متن ایمیلی بفرستید و یا از طریق پرینت گرفتن نسخ آن را
همه جا پخش کنید:&lt;/p&gt;
&lt;h1 style=&quot;padding: 15px 0pt 20px;&quot;&gt;تک فیلترینگ، پاتک خبرنامه&lt;/h1&gt;
&lt;p&gt;استفاده از واژه‌های تک و پاتک در فضای جنگ در ایران مد شد، اما کم کم
به ادبیات سیاسی و اجتماعی هم راه یافت. معنی این دو تقریبا معادل حمله و
ضد حمله است. از سالها پیش به نسل ما آموختند که جواب تک، عصبانیت نیست،
پاتک است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عصر امروز به «موج سبز آزادی» تک زدند و آدرس ما را در اکثر نقاط ایران
که ما از آن خبر داریم، فیلتر کردند. شاید برای بعضی‌ها پیش از این هم
اسباب تعجب بود که چرا تا الان فیلتر نشده بودیم. خوشبختانه نه این تعجب
باقی مانده و نه از فیلتر شدن ناراحت شده‌ایم.&lt;br /&gt;
ما دانش‌آموخته از نسل جنگیم. به ما یاد داده‌اند که زود و تند باید پاتک
بزنید. ما هم هنوز یک ساعت از فیلتر شدن سایت نگذشته که تصمیم گرفتیم
خبرنامه را رسما راه‌اندازی کنیم؛ تا خوانندگان خود در سراسر ایران را از
دست ندهیم و بلکه به برکت فیلترینگ، بتوانیم دایره‌ی خوانندگان سایت را از
این هم بیشتر کنیم.&lt;br /&gt;
خوانندگان و علاقه‌مندان «موج سبز آزادی» سه راه برای بی‌اعتنایی به فیلترینگ دولت کودتا دارند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1. استفاده از خبرخوان یا همان RSS که توضیحش را در &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.summeronion.com/browse.php/da05a07d/b8f0e05O/i8vbW93a/mNhbXAuY/29tL2Fyd/GljbGUva/WQvMTI0M/Q_3D_3D/b0/&quot;&gt;&lt;strong&gt;این صفحه&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; در بندهای 5 و 6 می‌توانید ببینید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2. استفاده از انواع و اقسام فیلترشکن‌های متداول، که پس از این در
خبرنامه‌ها هم جدیدترین نمونه‌های آنها ارسال خواهد شد و امیدواریم
بتوانیم آخرین روشهای عبور از فیلترینگ را نیز به اطلاع خوانندگان برسانیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3. وارد ایمیل کردن در سایت برای دریافت خبرنامه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شما می‌توانید ایمیل خود و دوستانتان را در باکسی که به این منظور در
سمت راست لوگوی سایت تعبیه شده، وارد کنید. پس از این کار، ما ایمیلی را
برای آدرس وارد شده می‌فرستیم تا دارنده‌ی ایمیل تایید کند که مایل به
دریافت خبرنامه موج سبز آزادی است. پس از تایید، ایمیل وارد شده در لیست
قرار می‌گیرد و از این به بعد خبرنامه را دریافت خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تاکنون دو شماره از این خبرنامه به طور آزمایشی برای اعضا فرستاده و از
امشب، این خبرنامه به طور رسمی و ان‌شاءالله به زودی به طور منظم و روزانه
ارسال خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از عموم همفکران می‌خواهیم در افزایش تعداد ایمیل‌های موجود در این لیست، ما را یاری کنند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;http://khasokhashak.wordpress.com/&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;							&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 06:53:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajesoliman&amp;postid=213</comments>
<dc:creator>hajesoliman</dc:creator>
<guid>http://hajesoliman.blogfa.com/post-213.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک سال حبس و توهین به مسوولان کشور (احمدی نژادو مجموعه دولت) به ۷۴ ضربه شلاق</title>
<link>http://hajesoliman.blogfa.com/post-212.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;وکیل علی تاجرنیا از محکومیت موکل خود به
۶ سال حبس و تحمل ۷۴ ضربه شلاق از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست
قاضی پیر عباسی خبرداد.حمیدفاتح نیا در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با اعلام
این مطلب اظهارداشت: صبح امروز حکم علی تاجرنیادر شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب
به بنده ابلاغ شد.&lt;br /&gt;
&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
وکیل تاجرنیا ادامه داد: موکلم به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن
امنیت عمومی به ۵ سال حبس و اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس
و توهین به مسوولان کشور (احمدی نژادو مجموعه دولت) به ۷۴ ضربه شلاق
تعزیری محکوم شده است.وی بااشاره به نمایندگی موکلش در مجلس ششم
اظهارداشت:اتهام توهین به مسوولان کشور در رای صادره بگونه‌ای بیان شده که
گویی موکلم در زمانی که رییس جمهور و اعضای دولت مشغول به انجام وظیفه
بودند به آنها توهین کرده است در حالیکه آنچه که در رای آمده با متن
کیفرخواست کاملا مغایرت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است علی تاجرنیا عضو جبهه مشارکت در ۲۹ خردادماه بازداشت و در ۱۶ آبان ماه با تودیع وثیقه یک میلیارد ریالی از زندان آزاد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: &lt;a href=&quot;http://www.summeronion.com/browse.php/da05a07d/b8f0e05O/i8vd3d3L/mthbGVtZ/S5jb20vM/TM4OC8wO/S8wMy9rb/G0tMzk5M/Q_3D_3D/b0/&quot;&gt;سایت کلمه&lt;/a&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 06:50:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajesoliman&amp;postid=212</comments>
<dc:creator>hajesoliman</dc:creator>
<guid>http://hajesoliman.blogfa.com/post-212.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه شماره ۱۵ میرحسین موسوی: بالاتر از سیاهی رنگی نیست , ترساندن آخرین تیر ترکش است</title>
<link>http://hajesoliman.blogfa.com/post-211.aspx</link>
<description>&lt;div&gt;مهندس میر حسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن سی امین سالگرد تاسیس بسیج
مستضعفان بیانیه ای را صادر کرد.نخست وزیر محبوب امام در این بیانیه به
اهداف تاسیس نهاد بسیج مستضعفان و مقایسه ای بین عملکرد این نهاد در
سالهای اولیه انقلاب وماههای اخیر پرداخته است.&lt;br /&gt;به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: &lt;/div&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;پنجم
آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این
نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج
چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد
و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین
قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های
کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج
اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه
نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد
که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر
(ص) را به یاد می‌آورند.&lt;br /&gt;علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و
نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را
در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت ها به وجود آورد و این موثرترین
اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود
نداشت که قدرت‌های بزرگ و کوچک مخرب‌تر از آن را در اختیار نداشته باشند و
تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان می‌کرد
ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمی‌ترسیدند و در دفاع از
آرمان‌ها و حقوق خود کوتاهی نمی‌ورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از
ملت ما را به نمایش می‌گذاشت.&lt;br /&gt;و بسیج جلوه‌گاهی بود برای ظهور یکپارچگی
اقشار و سلیقه‌های گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را
غرس می‌کرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی
داشته باشد». چنین هدفی چگونه می‌توانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه
یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا می‌کرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست
میلیونی ایجاد ‌آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی
از رنگ‌های جامعه را در خود جمع کند؛ شبیه‌ترین چیز به پرچم‌های سالار
شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند می‌شود و همه اقشار مردم ما، حتی
برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش می‌آورد.&lt;br /&gt;اگر بسیج به یکی از
بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی
بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسان‌هایی
عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و
هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;اینک
نیز داستان همین است. نوعی از نام‌ها و نشانه‌ها، نوعی از کلمات و ظواهر،
نوعی از لحن‌ها و لهجه‌ها، نوعی از جملات و طلسم‌ها…. نیستند که مدرسه‌های
عشق و انسان‌های بزرگ می‌سازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و
ایران به آنان افتخار می‌کند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان
نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوته‌های فتنه
آزموده نشود؟&lt;br /&gt;احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون.&lt;br /&gt;آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و در فتنه‌ها آزموده نخواهند شد؟&lt;br /&gt;و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین&lt;br /&gt;به
تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی
را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغ‌گویانند. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;اینک
نوبت به وارثان باقری‌ها و باکری‌ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده
می‌شود امروز در بوته تاریک‌ترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد. آیا این
نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع)
مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌گونه قیاس می‌کنند
بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل
انسان‌هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را
می‌دانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود به راستی
چیست؟ دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران
و برادرانش را می‌شکند، یا نهادی مجهز به عمیق‌ترین بصیرت‌ها که می‌تواند
در ظلمانی‌‌ترین شب‌های فتنه راه‌ را از بیراهه‌ تشخیص دهد؟ شب فتنه روز
کسانی است که در پاسخ به این پرسش‌ها مردد مانده‌اند. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;اذا
التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را
به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک شما را
فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت
‌کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت ‌دهد تصدیق می‌شود؛
کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت می‌رود و کسانی را که
به آن پشت کنند به سوی دوزخ می‌راند؛ کتابی که به سوی بهترین راه‌ هدایت
می‌کند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان می‌دهد تا با راستگویان
باشیم. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین&lt;br /&gt;ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;ولی
اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان می‌رسید. در
عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمی‌گویند. کسانی که در
مبارزه سیاسی اصلی‌ترین شیوه‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا
در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست. آیا در این چند
ماهه هیچ دروغی نشنیده‌اید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان
باشید.&lt;br /&gt;بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟ &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بسیجی
که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و
پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه
اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به
دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات
سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ ارض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او
در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم
راحفظ کند.&lt;/strong&gt; امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان
نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان
تضمین نماید. &lt;strong&gt;قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید.&lt;/strong&gt;
قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در
اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل
کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج
به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;برادران بسیجی من!&lt;/div&gt;&lt;div&gt;
کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره
گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به
کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت
مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت
ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان
می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان
باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام
آزادی خوانده می‌شوند. مگر نمی‌گوییم عنوان‌هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان،
حقوق اقلیت‌ها، و امثالشان محمل‌هایی است تا قدرت‌ها ریاکارانه خویشتن را
به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا
باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمان‌هایی باشند از آنها فاصله می‌گیرند؟
مگر می‌خواهند مکتب‌شان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن می‌کنیم و
ملاک بی‌دینی قرار می‌دهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر
ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا
آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد
زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;بسیج
نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر
کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و
دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب
اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی
و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به
مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون
اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی
بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک
بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟
آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت
امر می‌کنند کشته شوند؟&lt;br /&gt;و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم&lt;br /&gt;و مردمی را که به دادگری امر می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;بسیج
چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش‌رویش گذاشته شده است ادامه
دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار
گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازه‌ترین
راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباس‌های مخوف
می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا
هم‌وطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا
فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند
تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای
کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;کافی
است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه
شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند
تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال
خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و
ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند،
در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در
چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن
نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و
طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما
بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون
خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را
بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان
ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را
مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.&lt;br /&gt;حال
کسانی در داخل کشور می‌خواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل
نمایش‌های آنان مردم یا نمی‌ترسند، که نمی‌ترسند، و این آخرین حربه هم از
آنان سلب می‌شود، و یا خدای ناکرده می‌ترسند. در آن صورت آیا
اسباب‌بازی‌های جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟&lt;br /&gt;بسیج در تاریخ
معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی‌نیاز
نمی‌شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت‌های خود
را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی
به مراتب مهم‌تر از آرمان‌های جنبش سبز ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم
کسی در ترسیدن ما طمع کند.&lt;br /&gt;و &lt;strong&gt;بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی
نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل
مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره‌ دیگری
نداشته باشند.&lt;/strong&gt; چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از
مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای
بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز
وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 06:48:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajesoliman&amp;postid=211</comments>
<dc:creator>hajesoliman</dc:creator>
<guid>http://hajesoliman.blogfa.com/post-211.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه فرزندان بهزاد نبوی به پدر دربندشان در سالروز آزادی او از زندان ستم‌شاهی:</title>
<link>http://hajesoliman.blogfa.com/post-210.aspx</link>
<description>&quot;صلابت تو خاریست در چشم جریانی که جز سرسپردگی چیزی طلب نمی‌کند&quot;

یاسر و میثم نبوی در سالگرد آزادی پدر مجاهد و مبارزشان، بهزاد نبوی، طی نامه‌ای صلابت، صداقت، صراحت، شجاعت و آزادگی او را در برابر سرسپردگان قدرت ستودند. متن این نامه که یک نسخه از آن در اختیار موج سبز آزادی قرار گرفته به شرح زیر است:


 پدر عزیز! امروز دوم آذر بود، سالروز آزادیت از زندان ستمشاهی. سی و یک سال پیش در چنین روزی به همراه شمار زیادی از زندانیان سیاسی و در پی اعتراضات به حق مردم آزادیخواه کشورمان به استبداد و خفقان موجود در کشور، حاکمیت مجبور به تن دادن به خواست مردم و آزادی تمام زندانیان سیاسی شد. هفت سال از بهترین سالهای جوانیت را زیر فشار شکنجه و بازجویی و زندانهای انفرادی و عمومی‌ سپری کردی به این امید که مردم حاکم به سرنوشت خودشان باشند، به این امید که دین ضامن آزادی و اخلاق و معنویت باشد، به این امید که تذکر ناراستی‌های حاکمان نه تنها حق، بلکه وظیفه مردم باشد، با این امید که ایران برای همه ایرانیان باشد، به این امید که بتوانیم با همه دنیا از موضع قدرت ارتباط داشته باشیم و مجبور به باج دادن به قدرتهای شرق و غرب نباشیم...

شاید در زمان آزادی، به ذهنت خطور نمی‌‌کرد که پس از بیست سال مبارزه قبل از انقلاب و سالها خدمت بی‌ منت پس از انقلاب به جرمهای واهی و فقط به قصد تصویه حساب اربابان قدرت، دستگیر، زندانی و محاکمه شوی. شاید باور نداشتی‌ در حاکمیتی که داعیه عدل علی‌ دارد، تو را با دمپایی و لباس زندان به نمایشی به نام دادگاه بیاورند، به هر اتهام دروغین متهمت کنند، سیمای ضد ملی‌ و رسانه‌های مرتزق از بیت المال هم تمام این اتهامات را به کرّات تکرار کنند، ولی‌ از حداقل شهامت بی‌ بهره باشند و جرات این را نداشته باشند که اقلاً دادگاهت را علنی برگزار کنند. شجاعت و اقتدار این جماعت تا دندان مسلح در برابر معترضین بی‌ دفاع و رافت اسلامیشان برای ملوانان انگلیسی است. ولی‌ بدان پدر! همان جمله کوتاه تو که گفته بودی حاضر نیستی‌ به موسوی به عنوان سمبل حاکمیت ملتت خیانت کنی‌ تمام نمایش مضحکشان را بر هم زد و خیال خامشان را که چریک پیر را می‌توان شکست نقش بر آب کرد.

پدر عزیزم، صلابت، صداقت، صراحت، شجاعت و آزادگی تو خاریست در چشم جریانی که جز سرسپردگی چیزی طلب نمی‌‌کند. ممکن است جسم بیمار و رنجورت را به بند بکشند، ولی‌ روح بلندت، ایمان راسخت و اراده پولادینت چراغ روشنیست در مسیر آزادی خواهی‌ و حق طلبی نسل من. بدان که عزّت و افتخار دنیوی و اخروی از آن‌ تو و اصلاح طلبان تاریخ کشورمان و ننگ و ذلت ابدی بر پیشانی کسانیست که با مردم خود و خادمان به کشور چنین می‌‌کنند.

فرزندانت یاسر و میثم
2 آذر ماه 1388</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 06:33:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajesoliman&amp;postid=210</comments>
<dc:creator>hajesoliman</dc:creator>
<guid>http://hajesoliman.blogfa.com/post-210.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیش از 50 دانشجوی دانشگاه مازندران به کمیته انضباطی احضار شدند</title>
<link>http://hajesoliman.blogfa.com/post-209.aspx</link>
<description>تهدید فعالین دانشجویی، استراتژی تازه به جای تعطیلی دانشگاه‏ها

در اقدامی تازه و در راستای سیاست‏های سرکوبگرانه‏ی دولت کودتا، بیش از 50 دانشجوی دانشگاه مازندران، به کمیته انضباطی احضار شدند. در میان احضارشدگان، اسامی بسیاری از فعالین دانشجویی این دانشگاه به چشم می‏خورد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر و به نقل از فعالین دانشجویی مازندران، احضار این دانشجویان در انتهای تابستان، در حالی صورت می‏گیرد که پس از انتخابات ریاست جهموری دهم و تجمعات اعتراضی بزرگ دانشجویان دانشگاه مازندران در 25 و 26 خرداد ماه که با حمله ی نیروهای امنیتی خودسر و لباس شخصی‏ها روبرو شد، شمار 120 دانشجوی این دانشگاه بازداشت شدند. غیر از 20 دانشجو که بیش از ده روز در بازداشت اداره اطلاعات مازندران بودند، بقیه دانشجویان پس از بازداشت و بازجویی ظرف کمتر یک هفته آزاد شدند.
20 دانشجوی بازداشت شده که اسامی آن‏ها در میان احضارشدگان اخیر نیز به چشم می‏خورد از رفتار خشونت آمیز اداره اطلاعات بابل با آن‏ها خبر می‏دهند.

یکی از این دانشجویان در گفتگو با خبرنامه امیرکبیر با بیان اینکه &quot;جلسات بازجویی بیشتر به جلسات کتک کاری شبیه بود&quot; می‏افزاید: &quot;بازجوی من مرتب مرا می‏زد تا علیه یکی دو نفر از دانشجویان از من اعتراف بگیرد. بازجوی بابلی من اصلا منتظر پاسخ ‏های من نبود، با ضربات شدیدی که به سر و صورت من وارد می‏کرد مرا وادار می‏کرد جملات را با همان ادبیات خودش بنویسم.&quot; وی در ادامه اضافه می‏کند: &quot; یکی از دانشجویان دختری که همراه ما بازداشت شده بود می‏گفت نیرو‏های لباس شخصی او را به جای تحویل به زندان به یک خانه در جاده فریدونکنار که ظاهرا متعلق به سپاه بوده می‏برند و در آنجا مورد ضرب و شتم و آزار قرار می‏دهند. این دختر تا حدی ترسیده است که حاضر به مصاحبه و صحبت با کسی در این زمینه نیست.&quot;

یکی دیگر از دانشجویان آزاد شده ی دانشگاه مازندران نیز در گفتگو با خبرنامه امیرکبیر می‏افزاید: &quot; در جلسات ابتدایی بازجویی در بابل دو بازجو در دو طرف من می‏ایستادند و با باتوم مرا می‏زدند و سوال‏های بی اساس می‏پرسیدند. در یک جلسه‏ای دو نفر به شدت با باتوم من را مورد ضرب و شتم قرار دادند و از من می‏خواستند رابط خود در تل آویو و بغداد را به آن‏ها معرفی کنم.&quot;

این رفتار اداره اطلاعات دولت احمدی نژاد در شهرستان بابل در حالی با دانشجویان صورت گرفته است که به گفته ی دانشجویان، مسئولین قضایی هم در مقابل اعتراض دانشجویان به این رفتار هیچ وقعی ننهاده‏اند. پدر یکی از این دانشجویان به خبرنامه امیرکبیر می‏گوید: &quot; معاون دادستان بابلسر در پاسخ اعتراض من گفت: این دانشجویان مثل سگی می‏مانند که نان ما را خورده‏اند و برای همسایه پارس می‏کنند.&quot;

یکی از دانشجویان احضار شده در رابطه با این احضارهای جدید به کمیته ی انضباطی می‏گوید: &quot; پس از ازادی دانشجویان بازداشتی دانشگاه مازندران، مسئولین این دانشگاه بویژه معاون دانشجویی و مسئولین حراست با اطلاع از آنچه بر دانشجویان در زندان رفته است با تاکید بر این موضوع که زندان برای مجازات(!) دانشجویان کافی است، در قبال تعهد دانشجویان مبنی بر عدم فعالیت سیاسی، پرونده ی کمیته ی انضباطی آن‏ها مسکوت خواهد شد.&quot;

احضارهای جدید و دیرهنگام دانشجویان و صدور احکام سنگین انضباطی در دانشگاه‏های گوناگون همچون پلی تکنیک، همدان، علم و صنعت، نوشیروانی، رازی کرمانشاه، مازندران و ... خبر از محدودیت سازی‏های جدید دولت احمدی نژاد برای دانشگاه‏ها در آستانه سال تحصیلی جدید است. فعالین دانشجویی بر این باورند که از آنجایی که امکان تعطیلی دانشگاه‏ها برای دولت احمدی نژاد میسر نیست، دولت احمدی نژاد مترصد آن است با خالی کردن عرصه ی دانشگاه‏ها از فعالین دانشجویی، سال تحصیلی جدید را سالی آرام برای خود سازند. دانشگاه‏هایی مثل دانشگاه‏های مازندران نیز با فشار وزارت علوم مجبور به احضار گسترده ی دانشجویان شده‏اند. این اقدام نشان از استراتژی جدید وزارت علوم دولت احمدی نژاد مبنی بر خالی کردن دانشگاه‏ها از فعالینی است که احتمال سازماندهی اعتراضات دانشچویی در طول ترم آینده را دارند.</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 06:31:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajesoliman&amp;postid=209</comments>
<dc:creator>hajesoliman</dc:creator>
<guid>http://hajesoliman.blogfa.com/post-209.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخبار دانشگاه‏ها - ده نفر از دانشجويان دانشگاه خواجه‏نصير به کميته انضباطی احضار شدند</title>
<link>http://hajesoliman.blogfa.com/post-208.aspx</link>
<description>در پی اعتراضات روزهای اخير دانشجويان دانشگاه خواجه نصير نسبت به تداوم بازداشت غيرقانونی &quot;علی پرويز&quot; و &quot;سهيل محمدی&quot; دیروز ده نفر از دانشجويان دانشگاه خواجه نصير به کميته انضباطی احضار شدند.

به گزارش موج سبز آزادی به نقل از فعالان دانشجویی، ‎از این دانشجویان خواسته شده است تا برای ارائه توضیحاتی پیرامون اتهاماتی نظیر شرکت در تجمعات اعتراضی، تحریک سایر دانشجویان به شرکت در تجمع، مشارکت در اعتصاب غذا، بر‏هم‏زدن نظم دانشگاه و فعالیت‏های سیاسی در انجمن دانشگاه در کمیته حاضر شوند.

این در حالی‏است که منابع آگاه از صدور احکام سنگین انضباطی پیش از حضور این دانشجویان در کمیته و دفاع در برابر اتهامات وارده خبر می‏دهند. بر اساس تهدیدهای صورت‏گرفته احتمال می‏رود که تعداد دیگری از دانشجویان نیز در روزهای آینده به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار خواهند شد.

گفتنی است با گذشت 22 روز از بازداشت &quot;علی پرویز&quot; وضعیت پرونده وی هم‏چنان نامشخص است. از طرف دیگر با وجود تعیین قرار وثیقه برای &quot;سهیل محمدی&quot; هنوز دستور تامین مبلغ وثیقه به خانواده وی ابلاغ نشده است.</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 06:30:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajesoliman&amp;postid=208</comments>
<dc:creator>hajesoliman</dc:creator>
<guid>http://hajesoliman.blogfa.com/post-208.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
