اگر شما آدرس سایت موج سبز آزادی : http://www.mowjcamp.com رو بزنید یکدفعه میبینید که رفتید توی یه سایت حامی احمدی نژاد که خیلی جالبه . پس موج سبز آزادی کجا رفت ؟ تعطیل شد ؟!!!!! اونهم یه روزه !
من اول فکر کردم دامین موج سبز امید رو مثل آراء مردم دزدیدن ولی دیدم که نه کمتر از این حرفان .
اما ترفند استفاده شده : به این حرکت میگن ریدریکشن (redirection) يعني به جاي نمايش سايت مورد نظر شما حواله ميشيد به يه سايت دیگه مثل همون سایت که میبینید .
این حرکت فقط میتونه از طرف مخابرات صورت بگیره ! حلا فهمیدید چرا سهام مخابرات رو خریدن ؟ بازم از این برنامه ها دارن باید منتظر باشیم .
اما راه حل :
راه حل قدیمیه ولی کار میکنه بله همون فیلتر شکن (با فیلتر شکن بازش کنید) .
خطاب به آقایون زرنگ : " شما بایک ملت نفهم رو در رو نیستید که هر حقه ای بهشون بزنید بلکه با باشعور ترین ملت دنیا طرفید . همین شعار براتون بس (پلیس ضد شورش / احمدی رو بشورش :-) ) "
عدادی از شعارهای پیشنهادی:
حكومت فاشیستی! تو دولت ما نیستی
غزه و لبنان کمن رفتن سراغ یمن
ایران جنگه خاموشی ننگه
نصر من الله و فتح قریب مرگ بر این دولت مردم فریب
ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا به جنگیم
شکنجه، تجاوز دیگر اثر ندارد
تجاوز به ملت شده مرام دولت
خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست
ایران شده بازداشتگاه اوین شده دانشگاه
ضرغامی ِ بی حیا استعفا استعفا
دروغگوی بی حیا استعفا استعفا
مرتضوی حیا کن قضاوتـــو رها کن
دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد
پروفسور گایتری اسپیوَک در برنامه «هفته سبز با حمید دباشی»:
جنبشهای دنیا در حال یادگیری و الهام از جنبش سبز ایران هستند
هفتمین برنامه از سری برنامههای «هفته سبز با
حمید دباشی» مصاحبه با پروفسور «گایتری اسپیوَک»، نظریهپرداز، فیلسوف و
استاد دانشگاه کلمبیا است. در این برنامه در مورد مقاومت مسالمتآمیز و
تمایز جنبش سبز از گفتمان نئولیبرال بحث و گفتگو میشود
مقامات
ایرانی، ممنوعیتی سه روزه برای کار روزنامهنگاران خارجی در ایران وضع
کردهاند. روز دانشجو در راه است و به نظر میرسد این ممنوعیت، به منظور
جلوگیری از مبادله گزارش و تصویر از تظاهرات مردم در ۱۶ آذر باشد.
به گزارش دویچهوله، وزارت ارشاد
در روز شنبه ۱۴ آذر، با ارسال پیامک به کلیه خبرنگاران و عکاسان خارجی
اطلاع داد که مجوز کار آنان بطور موقت در مناطق مرکزی تهران از هفتم تا
نهم دسامبر (۱۶ تا ۱۸ آذرماه) فاقد اعتبار خواهد بود.
بسیاری از وبسایتها، شبکههای اینترنتی دانشجویی و بسیاری
از نیروهای اپوزیسیون، از مدتها قبل به مردم برای شرکت در مراسم روز
دانشجو و اعتراض به محمود احمدینژاد فراخوان دادهاند. ناظران آگاه
احتمال میدهند که مسئولان حکومتی ایران برای دشوار کردن پوشش خبری روز ۱۶
آذر، اینترنت و شبکه تلفن همراه را نیز از کار بیندازند. نیروی انتظامی و
سپاه پاسداران پیش از این، تظاهرکنندگان روز ۱۶ آذر را به مواجهه جدی
تهدید کردهاند.
اخطار سردار رجبزاده، فرمانده پلیس و اعلام مقابله با
تظاهرات خارج از دانشگاه، مانع از تدارک گروههای دانشجویی و سیاسی برای
استقبال از این روز نشده است. روز سهشنبه ۱۱ آذر، طوماری با ۳۰۰۰ امضاء
موسوی و کروبی را به شرکت در مراسم ۱۶ آذر دعوت میکرد. دانشجویان دانشگاه
شیراز نیز با صدور بیانیهای در روز ۱۴ آذر، روز دانشجو را یکی از روزهای
سبز تاریخ ایران خواندند.
بنا بر گزارشهای رسیده، از عصر شنبه ۱۴ آذرماه، شبکههای
فیسبوک، تویتر، یاهو مسنجر و گوگل در ایران مسدود شدهاند. کاربران
فیسبوک در ایران معمولا از نرمافزارهایی چون "اولترا سیف" یا "فریگیت"
برای دسترسی به آن استفاده میکنند، اما در روزهای حساس، این نرمافزارها
با فیلترینگی گسترده، ناکارا میشوند.
این نخستین بار است که شبکه خطوط اینترنت یا تلفن همراه، دو
روز پیش از تظاهراتی پیشبینی شده قطع میشوند. اختلال در خطوط ارتباطی یا
قطع آنها در مناسبتهای اعتراضی پیشین، تنها در همان روز مشاهده
میشد. آخرین تجمع معترضان به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، در
روز ۱۳آبان برگزار شد. این تجمع به شهادت تصاویر و گزارشهای زنده، از سوی
نیروهای امنیتی و ضد شورش با خشونت بسیار، سرکوب شد.
"«16 آذر»ی دیگر در پیش است. «16 آذر»ی که
بهخاطر رویدادهای پس از انتخابات 22خرداد و شکلگیری یک جنبش اعتراضی
(جنبش سبز) در ایران امروز، معنادار از سالهای پیش شده است. در آستانهی
این روز مانا، با احترام به شهدای آذر 1332، آن «سه آذر اهورایی»، و تمامی
شهدای جنبش دانشجویی در ایران، ملاحظات دهگانهی زیر مطرح میشود:"
1. جنبش دانشجویی هیچگاه یک جنبش
صنفی صرف نبوده است. برخی از ویژگیها و شاخصهها، دانشجویان را با تحولات
اجتماعی_سیاسی درگیر میکند و گره میزند. مستقل از کمالجویی و
آرمانخواهی دانشجویان و شور و انگیزه و انرژی ایشان برای حضور در
صحنههای اجتماعی (که بیارتباط با سن آنان نیست)، برخی علل و عوامل از
جمله آگاهی نسبی دانشجویان از اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور (که میتوان
ادعا کرد از متوسط آگاهی جامعه، کمتر نیست)، جایگاه دانشجویان بهمثابهی
«روشنفکران توزیعکننده»، و امکان ارتباط و همفکری بیشتر دانشجویان در
محیط دانشگاه و خوابگاه، خود بهخود بستر لازم برای نقد «وضع وجود» و تلاش
برای دستیابی به «وضع مطلوب» را فراهم میآورد و دانشجو را چونان کنشگری
مدنی در متن رویدادهای سیاسی_اجتماعی مینشاند.
قابل اشاره است، هنگامی دانشجو پا به دانشگاه مینهد که
مطابق قانون، واجد شرایط سنی مشارکت در انتخابات مجلس و ریاستجمهوری و
... است. اینچنین، بدیهی مینماید که دانشجو بهعنوان یک شهروند، محق (و
مکلف) شود که در مورد سرنوشت جامعهی خویش بیتفاوت نماند. دخالت
دانشجویان در امور سیاسی (با فهم دقیق جایگاه و موقعیت دانشجو) نیز
اینگونه، مفروض بهنظر میرسد.
2. جنبش دانشجویی این سرزمین در برشهای متعددی از تاریخ
سیاسی معاصر ایران، نقشی موثر در پیشبرد مطالبات و آرمانهای ملت ایران
داشته است. بهطور مشخص، میتوان به نقش فعال دانشجویان در تکوین و تحقق
نهضت ملی شدن صنعت نفت، نهضت مقاومت ملی (پس از کودتای 28 مرداد 1332)،
مبارزات انقلابی در دهههای 40 و 50، مجاهدتها برای تحقق و توفیق انقلاب
اسلامی 57، و نیز خیزش دوم خرداد 76 اشاره کرد. به بیان دیگر، جنبش
دانشجویی بهمثابهی خردهجنبش، همواره ذیل یک جنبش اجتماعی کلان، به
ایفای وظیفه و کنش اجتماعی_سیاسی پرداخته و تصویر و تاثیر ویژهی خود را
بر رخدادها و تحولات، حک کرده است.
3. جنبش دانشجویی در ایران واجد ویژگیهایی است که در طول
بیش از نیم قرن تکوین آن، به نوعی تثبیت شدهاند. مهمترین این ویژگیها
عبارتاند از: آرمانخواهی و کمالجویی، عدالتطلبی و ستیز با فقر و
اختلاف طبقاتی، آزادیخواهی و مبارزه با استبداد و خودکامگی، و نیز دفاع
از استقلال و تمامیت ارضی و منافع ملی ایران. افزون بر اینها، با توجه به
دینی بودن جامعهی ایران (بهمعنای عام)، جنبش دانشجویی ایران عمدتا"
ماهیتی دینی داشته است؛ هرچند در مقاطع مختلف تاریخی، پویشهای غیردینی
نیز در درون این جنبش فعال بودهاند و تاثیرات غیرقابل انکاری را در
تحولات سیاسی_اجتماعی ایران موجب شدهاند.
قابل اشاره است که کوششهای جنبش دانشجویی در دورههای زمانی
گوناگون، متاثر از گفتمان غالب در ایران سمتوسوی متفاوتی داشته و هر بار
چشمانداز تلاشها، سویی را برجستهتر مورد توجه و پیگیری قرار داده است.
زمانی استبداد و استعمار را هدف گرفته و بیشتر برای آزادی و استقلال تلاش
کرده؛ در دورهای همپای دموکراسی، دغدغهی برابری و عدالت اجتماعی
داشته؛ و اینک، بیش از پیش، برای آزادی و دموکراسی مجاهدت میکند و پیگیر
تحقق حقوق بشر است و خود را صلحجو و جنگستیز متبلور میسازد.
4. جنبش دانشجویی همچون دیگر امکانهای پیشبرد اهداف و
پروژههای سیاسی، در معرض سوءاستفاده بوده و هست. این اتفاق بهخصوص با
توجه به برخی ویژگیهای خاص دانشجویان و جنبش دانشجویی، مانند شور و نشاط
و انرژی و فقدان محافظهکاری و اجتناب از دوراندیشیهای مرسوم ناشی از
عقلانیت ابزاری، مجال و بستری مناسب (بالقوه) برای پیشبرد برخی اغراض
سیاسی فراهم کرده و میکند. این سوءاستفاده میتواند از سوی حکومت و
صاحبان قدرت، یا از سوی جریانهای سیاسی رقیب قدرت مستقر، صورت گیرد.
رویداد تلخ و ناگوار حملهی کماندوها و چتربازها و نیروهای
نظامی و انتظامی در اول بهمنماه 1340 به دانشجویان معترض در دانشگاه
تهران و آسیبرساندن شدید و غریب ایشان به دانشجویان و امکانات آموزشی
دانشگاه، تنها یک مورد از سوءاستفادهها از دانشجویان و آرمانخواهی
ایشان محسوب میشود*.
5. وجود گروههای مرجع مستقل و معتمد دانشجویان در
دانشگاهها، یکی از فاکتورهای مهم برای تنظیم کنشهای دانشجویی است. این
گروههای مرجع بهعنوان بستری مناسب برای تبادل نظر و همفکری و مشورت
دانشجویان و اتخاذ تصمیم مشترک، میتوانند اقدامات فردی یا کنشهای تدبیر
نشده و رفتارهای احساسی صرف را مانع شوند. متاسفانه اقتدارگرایی صاحبان
قدرت فعالیت تشکلهای دانشجویی را برنمیتابد و این وضع، سیکل معیوبی را
سامان میدهد که نه به سود حکومت است و نه به نفع دانشجویان. چنانکه
هرگاه تشکلهای دانشجویی مرجع و معتمد دانشجویان امکان فعالیت آزاد و امن
و علنی نیافتهاند و به حاشیه رانده شدهاند، چالشهای پرهزینه میان
دانشجویان پرشور و اقتدارگرایان، افزایشی محسوس یافته است.
6. جنبش دانشجویی در یک دههی اخیر زیر سختترین فشارهای
امنیتی قرار داشته و هزینههای بس سنگینی را متحمل شده است. احضار دهها
دانشجو در دانشگاههای مختلف کشور به کمیتههای انضباطی در همین چند
هفتهی اخیر، نشان میدهد که وضع آزادی فعالیتهای سیاسی دانشجویان چگونه
و در چه سطحی است. بر این وضع تاسفبار، باید بازداشت دهها دانشجو را در
چند ماه اخیر، و از پی حوادث پس از انتخابات، افزود و مورد اشاره قرار
داد. این چنین است لغو مجوز فعالیت انجمنهای اسلامی در دانشگاههای مختلف
در چند سال اخیر، و جلوگیری از فعالیت گروههای مستقل دانشجویی.
وقتی کنش سیاسی دانشجویان و بهویژه گروههای مرجع و معتمد و
مستقل، اینچنین مورد سرکوب قرار میگیرد و از سوی نهادهای مسئول در
حکومت، برتابیده نمیشود، آشکار است که کوششهای دانشجویان در مجموعههای
کوچکتر و البته متکثرتری سامان یابد و گاه حتی از یک خواست و اقدام فردی
متاثر شود. به دیگر سخن، پندار بس اشتباهی است که گمان رود با افرایش
فشارها و تهدیدها و، با افزایش هزینهی اقدام سیاسی، دانشجویان سکوت و
انفعال را برمیگزینند و نسبت به سرنوشت خود، خانواده و جامعه و کشورشان
بیتفاوت میمانند.
7. جنبش دانشجویی ایران برکنار و مستقل از واقعیتهای جاری
در جامعهی ایران نیست. فشارها و تهدیدها و موانع متعددی بر سر راه جنبش
اعتراضی مردم ایران (تبلور یافته در «جنبش سبز» و موسوم به آن) وجود دارد
و سرکوبهای شدیدی بر این جنبش اجتماعی مدرن، تحمیل شده است. از همین
منظر، جنبش دانشجویی بهمثابهی یک خرده جنبش، در حال تحمل چنین فشارها و
سختیهایی است. با وجود این، حقانیت مطالبات جنبش مدنی مردم ایران و
مشروعیت اخلاقی و انسانی این خواستهها برای پیشبرد دموکراتیزاسیون و دفاع
از حقوق بشر، چنان است که بهرغم تمامی فشارها و سرکوبها و تهدیدها به
راه خویش ادامه خواهد داد و از پیگیری خواستههای دموکراتیک و قانونی و
انسانی خود، پا پس نخواهد گذاشت. اینگونه میتوان مدعی شد که جنبش
دانشجویی ایران نیز ضمن حفظ ویژگیهای خاص خود، ذیل جنبش سبز مردم ایران
ادامهی حیات خواهد داد و تاثیرات گریزناپذیری را بر تحولات اجتماعی ایران
امروز و فردا، و در جهت تعمیق و بسط دموکراتیزاسیون، ثبت خواهد کرد.
8. جنبش دانشجویی بهخاطر ویژگیهای خاص آن (بهخصوص هیجان و
شور و انرژی فعالان آن) این پتانسیل را داشته و دارد که در دام «خشونت»
متقابل «تقدیسگران خشونت» افتد. خوشبختانه عقلانیت در جنبش دانشجویی به
آنچنان سطحی ارتقاء یافته و به مقامی رسیده که بیش از هر زمان به
محاسبهی «هزینه_فایده»ی هر اقدام بپردازد. افزون بر این، دانشجویان
دموکراسیخواه بیش از پیش به این نکتهی مهم واقف شدهاند که نباید در
«بازی»ای که تمامیتخواهان طراحی و کارگردانی میکنند، چونان «بازیگر»ی
مشغول شوند.
خوشبختانه میتوان مدعی شد که بسط رفتار مدنی و فراگیر شدن
کنش سیاسی با رعایت ملاحظات قانونی، و پیگیری اعتراض و انتقاد بهشکل
مسالمتآمیز و با پرهیز جدی از خشونت، در میان دانشجویان محسوستر از
همیشه است. جنبش دانشجویی امروز از سویی آمادهی پرداختن هزینههای لازم
برای پیشبرد دموکراتیزاسیون است، و از سویی دیگر با تحلیل واقعبینانه از
وضع و شرایط جامعه مدنی ایران و نیز بلوک قدرت در جمهوری اسلامی، کنش خود
را تنظیم و متبلور میکند. اقدام استراتژیک و تامل در «استراتژی» (یافتن
بهترین راه برای نیل به اهداف، با رعایت نقاط قوت و ضعف، و در نظر گرفتن
فرصتها و تهدیدها) اینک امری ملموس و مفروض برای اغلب کنشگران دانشجو
محسوب میشود.
9. جنبش دانشجویی ایران امروز با تکیه بر خلاقیت و هوشمندی و
ابتکار و توان تحرک و ابداع اندیشهی پویای خویش، در یک نقطه و ذیل یک
مسیر متوقف نمیماند. دانشجویان نیک دریافتهاند که تاکتیکها (راهکارها)ی
گوناگونی برای پیگیری استراتژی (راهبرد)شان وجود دارد و راههای متعددی
برای بروز و ظهور و پیگیری اعتراض مدنیشان موجود است. از همین منظر، حضور
مشهود (راهپیمایی در دانشگاه یا تجمعات اعتراضآمیز خیابانی) تنها یک وجه
و جلوه و راهکار برای پیگیری اهداف جنبش سبز محسوب میگردد.
این نسل البته به علت اشرافی که بر استفاده از فضای مجازی
دارد، از پتانسیلی برخوردار است که نه تنها «پدران»اش که گاه «برادران
بزرگ»اش نیز از آن محروماند. توان آگاهیبخشی و ارتباط موثر دانشجویان
با استفاده از اینترنت و نیز بهره جستن از «سپهر عمومی» در ایران امروز، و
امکانات خاص دانشجویان برای ایجاد و فعالسازی «شبکههای اجتماعی»
بهگونهای منحصربهفرد، از دیگر لایههای اجتماعی متمایز است.
10. «روز دانشجو»ی سال 1388 تنها روزی از روزهای سال است؛
قرار نیست تمام مشکلات ایران امروز در یک روز (16 آذر) حل و رفع شود. این
نکته برای قریب به اتاق دانشجویان دموکراسیطلب و پیگیر صلح و حقوقبشر،
مفروض و بدیهی است. افزون بر این، جنبش دانشجویی امروز ایران به قدر لازم
با مفاهیمی چون صبوری و خویشتنداری و تامل و تحمل و پایداری، آشناست و
دریافته که «راه دشوار آزادی و دموکراسی» یکشبه طی نمیشود و، محتاج صبر
و استقامت، و نیز نیازمند پرهیز جدی از یأس و ناامیدی است.
بیشک در آستانهی 16 آذر، دانشجویان آزاده و مصمم و پرشوری
که پا در «راه سبز امید» نهادهاند، این سخن مشهور دکتر علی شریعتی را در
رثای «سه آذر اهورایی» از یاد نخواهند برد: «اگر اجباری که به زنده ماندن
دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم، همانجایی که بیست و دو
سال پیش، « آذر»مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون»
قربانی کردند...! این «سه یار دبستانی»، که هنوز مدرسه را ترک نگفتهاند،
هنوز از تحصیلشان فراغت نیافتهاند، نخواستند - همچون دیگران- کوپن نانی
بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش
فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند،
اما این سه تن ماندند تا هر که را میآید، بیاموزند، هر که را میرود،
سفارش کنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید»اند. این
«سه قطره خون» که بر چهرهی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است...»
پینوشت: *برای اطلاع بیشتر و دقیقتر از این رخداد
تاسفبار مراجعه کنید به کتابهایی چون «تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله
معاصر ایران»، جلد اول، تألیف غلامرضا نجاتی، انتشارات رسا؛ و «بر بال
بحران»، زندگی سیاسی علی امینی، تالیف ایرج امینی، نشر ماهی.
همانطور که
میدانید، سایت موج سبز آزادی امروز عصر همزمان با تحلیف دولت کودتا در
سراسر ایران فیلتر شد. این سایت راههایی را برای دستیابی به اطلاعات
کاربران داخل ایران تدارک دیده است. این تکنیکها را بخوانید و به
دوستانتان به صورت متن ایمیلی بفرستید و یا از طریق پرینت گرفتن نسخ آن را
همه جا پخش کنید:
تک فیلترینگ، پاتک خبرنامه
استفاده از واژههای تک و پاتک در فضای جنگ در ایران مد شد، اما کم کم
به ادبیات سیاسی و اجتماعی هم راه یافت. معنی این دو تقریبا معادل حمله و
ضد حمله است. از سالها پیش به نسل ما آموختند که جواب تک، عصبانیت نیست،
پاتک است.
عصر امروز به «موج سبز آزادی» تک زدند و آدرس ما را در اکثر نقاط ایران
که ما از آن خبر داریم، فیلتر کردند. شاید برای بعضیها پیش از این هم
اسباب تعجب بود که چرا تا الان فیلتر نشده بودیم. خوشبختانه نه این تعجب
باقی مانده و نه از فیلتر شدن ناراحت شدهایم.
ما دانشآموخته از نسل جنگیم. به ما یاد دادهاند که زود و تند باید پاتک
بزنید. ما هم هنوز یک ساعت از فیلتر شدن سایت نگذشته که تصمیم گرفتیم
خبرنامه را رسما راهاندازی کنیم؛ تا خوانندگان خود در سراسر ایران را از
دست ندهیم و بلکه به برکت فیلترینگ، بتوانیم دایرهی خوانندگان سایت را از
این هم بیشتر کنیم.
خوانندگان و علاقهمندان «موج سبز آزادی» سه راه برای بیاعتنایی به فیلترینگ دولت کودتا دارند:
1. استفاده از خبرخوان یا همان RSS که توضیحش را در این صفحه در بندهای 5 و 6 میتوانید ببینید.
2. استفاده از انواع و اقسام فیلترشکنهای متداول، که پس از این در
خبرنامهها هم جدیدترین نمونههای آنها ارسال خواهد شد و امیدواریم
بتوانیم آخرین روشهای عبور از فیلترینگ را نیز به اطلاع خوانندگان برسانیم.
3. وارد ایمیل کردن در سایت برای دریافت خبرنامه
شما میتوانید ایمیل خود و دوستانتان را در باکسی که به این منظور در
سمت راست لوگوی سایت تعبیه شده، وارد کنید. پس از این کار، ما ایمیلی را
برای آدرس وارد شده میفرستیم تا دارندهی ایمیل تایید کند که مایل به
دریافت خبرنامه موج سبز آزادی است. پس از تایید، ایمیل وارد شده در لیست
قرار میگیرد و از این به بعد خبرنامه را دریافت خواهد کرد.
تاکنون دو شماره از این خبرنامه به طور آزمایشی برای اعضا فرستاده و از
امشب، این خبرنامه به طور رسمی و انشاءالله به زودی به طور منظم و روزانه
ارسال خواهد شد.
از عموم همفکران میخواهیم در افزایش تعداد ایمیلهای موجود در این لیست، ما را یاری کنند.
وکیل علی تاجرنیا از محکومیت موکل خود به
۶ سال حبس و تحمل ۷۴ ضربه شلاق از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست
قاضی پیر عباسی خبرداد.حمیدفاتح نیا در گفتوگو با خبرنگار ایلنا با اعلام
این مطلب اظهارداشت: صبح امروز حکم علی تاجرنیادر شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب
به بنده ابلاغ شد.
وکیل تاجرنیا ادامه داد: موکلم به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن
امنیت عمومی به ۵ سال حبس و اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس
و توهین به مسوولان کشور (احمدی نژادو مجموعه دولت) به ۷۴ ضربه شلاق
تعزیری محکوم شده است.وی بااشاره به نمایندگی موکلش در مجلس ششم
اظهارداشت:اتهام توهین به مسوولان کشور در رای صادره بگونهای بیان شده که
گویی موکلم در زمانی که رییس جمهور و اعضای دولت مشغول به انجام وظیفه
بودند به آنها توهین کرده است در حالیکه آنچه که در رای آمده با متن
کیفرخواست کاملا مغایرت دارد.
گفتنی است علی تاجرنیا عضو جبهه مشارکت در ۲۹ خردادماه بازداشت و در ۱۶ آبان ماه با تودیع وثیقه یک میلیارد ریالی از زندان آزاد شد.
مهندس میر حسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن سی امین سالگرد تاسیس بسیج
مستضعفان بیانیه ای را صادر کرد.نخست وزیر محبوب امام در این بیانیه به
اهداف تاسیس نهاد بسیج مستضعفان و مقایسه ای بین عملکرد این نهاد در
سالهای اولیه انقلاب وماههای اخیر پرداخته است. به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم پنجم
آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این
نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج
چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد
و قهرمان تمامی سلیقهها و گرایشها در دورهای از تاریخ معاصر این سرزمین
قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجههای
کلان و سلاحهای گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج
اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که تواناییهای بسیج را شکل داد، بلکه
نیتهایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوههایی را پرورش داد
که هنوز هرگاه از آنان نام برده میشود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر
(ص) را به یاد میآورند. علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و
نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را
در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت ها به وجود آورد و این موثرترین
اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود
نداشت که قدرتهای بزرگ و کوچک مخربتر از آن را در اختیار نداشته باشند و
تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان میکرد
ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمیترسیدند و در دفاع از
آرمانها و حقوق خود کوتاهی نمیورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از
ملت ما را به نمایش میگذاشت. و بسیج جلوهگاهی بود برای ظهور یکپارچگی
اقشار و سلیقههای گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را
غرس میکرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی
داشته باشد». چنین هدفی چگونه میتوانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه
یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا میکرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست
میلیونی ایجاد آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی
از رنگهای جامعه را در خود جمع کند؛ شبیهترین چیز به پرچمهای سالار
شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند میشود و همه اقشار مردم ما، حتی
برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش میآورد. اگر بسیج به یکی از
بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی
بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسانهایی
عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و
هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.
اینک
نیز داستان همین است. نوعی از نامها و نشانهها، نوعی از کلمات و ظواهر،
نوعی از لحنها و لهجهها، نوعی از جملات و طلسمها…. نیستند که مدرسههای
عشق و انسانهای بزرگ میسازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و
ایران به آنان افتخار میکند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان
نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوتههای فتنه
آزموده نشود؟ احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون. آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها میشوند و در فتنهها آزموده نخواهند شد؟ و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین به
تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی
را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغگویانند.
اینک
نوبت به وارثان باقریها و باکریها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده
میشود امروز در بوته تاریکترین شبههها و فتنهها قرار دارد. آیا این
نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع)
مبارزه کردند؟ یا این قیاسها واهی است و کسانی که اینگونه قیاس میکنند
بسیج را ماشینی سرکوبگر میخواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل
انسانهایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را
میدانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده میشود به راستی
چیست؟ دستگاهی بینیت که بفرموده چشمانش را میبندد و دست و پای خواهران
و برادرانش را میشکند، یا نهادی مجهز به عمیقترین بصیرتها که میتواند
در ظلمانیترین شبهای فتنه راه را از بیراهه تشخیص دهد؟ شب فتنه روز
کسانی است که در پاسخ به این پرسشها مردد ماندهاند.
اذا
التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را
به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پارههای شب تاریک شما را
فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت
کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت دهد تصدیق میشود؛
کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت میرود و کسانی را که
به آن پشت کنند به سوی دوزخ میراند؛ کتابی که به سوی بهترین راه هدایت
میکند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان میدهد تا با راستگویان
باشیم.
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین ای کسانی که ایمان آوردهاید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.
ولی
اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان میرسید. در
عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمیگویند. کسانی که در
مبارزه سیاسی اصلیترین شیوهشان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا
در همدستی با آنان و ایمان سازگار با پیرویشان نیست. آیا در این چند
ماهه هیچ دروغی نشنیدهاید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان
باشید. بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟
بسیجی
که امام میخواست در مقابل ملت قرار نمیگرفت، بلکه در کنار مردم و
پشتسر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناحها عمل کند و بازوان بلندش همه
اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به
دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات
سلیقهای خود با دیگران حافظ ارض و ناموسشان باشد، که آنان یا برادر او
در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریمهای خصوصی مردم
راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان
نمیخواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم میدید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان
تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید.
قرار نبود بسیج جیرهخوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در
اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل
کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان میخواست. قرار نبود بسیج
به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.
برادران بسیجی من!
کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره
گرفته شود؟ و چرا باید چهرهای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به
کدورتها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت
مردم آنها را میپسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت
ایجاد کند؟ کدام زشتی در نامهایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان
میآید قلب بعضی از آنان را مشمئز میکند، گویی که نام بزرگترین گناهان
باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاهها در اکثر شهرهای ما به نام
آزادی خوانده میشوند. مگر نمیگوییم عنوانهایی چون حقوق بشر، حقوق زنان،
حقوق اقلیتها، و امثالشان محملهایی است تا قدرتها ریاکارانه خویشتن را
به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا
باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمانهایی باشند از آنها فاصله میگیرند؟
مگر میخواهند مکتبشان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن میکنیم و
ملاک بیدینی قرار میدهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر
ارمغان آورده شد، از بس که آموزههایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا
آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس میگیرد
زخمی شود؛ زخمهایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابانها میبینند.
بسیج
نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر
کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و
دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب
اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی
و معرف آن بود باشد و از خرافهپرستیها و قشریگریهایی که با نام دین به
مردم فروخته میشود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدونتنازل قانون
اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی
بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابانها کتک
بخورند، در زندانها شکنجه ببینند و به حبسهای طولانیمدت محکوم شوند؟
آیا اسلام و قرآن اجازه میدهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت
امر میکنند کشته شوند؟ و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم و مردمی را که به دادگری امر میکنند به قتل میرسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.
بسیج
چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیشرویش گذاشته شده است ادامه
دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار
گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازهترین
راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباسهای مخوف
میپوشند و در خیابانهای شهر آرایشهای نظامی به خود میگیرند تا
هموطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را میترسانند چون خود میترسند؟ یا
فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم میکنند
تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمیکنند که با این رفتارهای
کوتهبینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار میدهند.
کافی
است مردم بترسند تا پای قدرتها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه
شجاعت این ملت خدشهدار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند
تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال
خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و
ترسیدند. ظاهرا قدرتها با شعار آزادیبخشی به این دو کشور قدم گذاشتند،
در عینحال که وقتی ابوغریبها را به راه میانداختند طمع خویش را در
چهرههای وحشتزده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن
نبود به مردم این دو کشور میگفتند شما همانهایی هستید که از صدام و
طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاحهای رعب انگیزتر ما
بیشتر بترسید. حتی تروریستهای افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون
خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را
بیرحمانه میکشند. قربانیان ددمنشیهای صدام و طالبان هنوز دارند تاوان
ترس خود را میپردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را
مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت. حال
کسانی در داخل کشور میخواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل
نمایشهای آنان مردم یا نمیترسند، که نمیترسند، و این آخرین حربه هم از
آنان سلب میشود، و یا خدای ناکرده میترسند. در آن صورت آیا
اسباببازیهای جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟ بسیج در تاریخ
معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بینیاز
نمیشویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریتهای خود
را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی
به مراتب مهمتر از آرمانهای جنبش سبز ما را مجبور میکند که اجازه ندهیم
کسی در ترسیدن ما طمع کند. و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی
نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل
مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره دیگری
نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از
مخالفان خود بپرسید آیا پرچمهای رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای
بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز
وقتی است که همه با هم سبز میشویم.
"صلابت تو خاریست در چشم جریانی که جز سرسپردگی چیزی طلب نمیکند"
یاسر و میثم نبوی در سالگرد آزادی پدر مجاهد و مبارزشان، بهزاد نبوی، طی نامهای صلابت، صداقت، صراحت، شجاعت و آزادگی او را در برابر سرسپردگان قدرت ستودند. متن این نامه که یک نسخه از آن در اختیار موج سبز آزادی قرار گرفته به شرح زیر است:
پدر عزیز! امروز دوم آذر بود، سالروز آزادیت از زندان ستمشاهی. سی و یک سال پیش در چنین روزی به همراه شمار زیادی از زندانیان سیاسی و در پی اعتراضات به حق مردم آزادیخواه کشورمان به استبداد و خفقان موجود در کشور، حاکمیت مجبور به تن دادن به خواست مردم و آزادی تمام زندانیان سیاسی شد. هفت سال از بهترین سالهای جوانیت را زیر فشار شکنجه و بازجویی و زندانهای انفرادی و عمومی سپری کردی به این امید که مردم حاکم به سرنوشت خودشان باشند، به این امید که دین ضامن آزادی و اخلاق و معنویت باشد، به این امید که تذکر ناراستیهای حاکمان نه تنها حق، بلکه وظیفه مردم باشد، با این امید که ایران برای همه ایرانیان باشد، به این امید که بتوانیم با همه دنیا از موضع قدرت ارتباط داشته باشیم و مجبور به باج دادن به قدرتهای شرق و غرب نباشیم...
شاید در زمان آزادی، به ذهنت خطور نمیکرد که پس از بیست سال مبارزه قبل از انقلاب و سالها خدمت بی منت پس از انقلاب به جرمهای واهی و فقط به قصد تصویه حساب اربابان قدرت، دستگیر، زندانی و محاکمه شوی. شاید باور نداشتی در حاکمیتی که داعیه عدل علی دارد، تو را با دمپایی و لباس زندان به نمایشی به نام دادگاه بیاورند، به هر اتهام دروغین متهمت کنند، سیمای ضد ملی و رسانههای مرتزق از بیت المال هم تمام این اتهامات را به کرّات تکرار کنند، ولی از حداقل شهامت بی بهره باشند و جرات این را نداشته باشند که اقلاً دادگاهت را علنی برگزار کنند. شجاعت و اقتدار این جماعت تا دندان مسلح در برابر معترضین بی دفاع و رافت اسلامیشان برای ملوانان انگلیسی است. ولی بدان پدر! همان جمله کوتاه تو که گفته بودی حاضر نیستی به موسوی به عنوان سمبل حاکمیت ملتت خیانت کنی تمام نمایش مضحکشان را بر هم زد و خیال خامشان را که چریک پیر را میتوان شکست نقش بر آب کرد.
پدر عزیزم، صلابت، صداقت، صراحت، شجاعت و آزادگی تو خاریست در چشم جریانی که جز سرسپردگی چیزی طلب نمیکند. ممکن است جسم بیمار و رنجورت را به بند بکشند، ولی روح بلندت، ایمان راسخت و اراده پولادینت چراغ روشنیست در مسیر آزادی خواهی و حق طلبی نسل من. بدان که عزّت و افتخار دنیوی و اخروی از آن تو و اصلاح طلبان تاریخ کشورمان و ننگ و ذلت ابدی بر پیشانی کسانیست که با مردم خود و خادمان به کشور چنین میکنند.
فرزندانت یاسر و میثم
2 آذر ماه 1388
تهدید فعالین دانشجویی، استراتژی تازه به جای تعطیلی دانشگاهها
در اقدامی تازه و در راستای سیاستهای سرکوبگرانهی دولت کودتا، بیش از 50 دانشجوی دانشگاه مازندران، به کمیته انضباطی احضار شدند. در میان احضارشدگان، اسامی بسیاری از فعالین دانشجویی این دانشگاه به چشم میخورد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر و به نقل از فعالین دانشجویی مازندران، احضار این دانشجویان در انتهای تابستان، در حالی صورت میگیرد که پس از انتخابات ریاست جهموری دهم و تجمعات اعتراضی بزرگ دانشجویان دانشگاه مازندران در 25 و 26 خرداد ماه که با حمله ی نیروهای امنیتی خودسر و لباس شخصیها روبرو شد، شمار 120 دانشجوی این دانشگاه بازداشت شدند. غیر از 20 دانشجو که بیش از ده روز در بازداشت اداره اطلاعات مازندران بودند، بقیه دانشجویان پس از بازداشت و بازجویی ظرف کمتر یک هفته آزاد شدند.
20 دانشجوی بازداشت شده که اسامی آنها در میان احضارشدگان اخیر نیز به چشم میخورد از رفتار خشونت آمیز اداره اطلاعات بابل با آنها خبر میدهند.
یکی از این دانشجویان در گفتگو با خبرنامه امیرکبیر با بیان اینکه "جلسات بازجویی بیشتر به جلسات کتک کاری شبیه بود" میافزاید: "بازجوی من مرتب مرا میزد تا علیه یکی دو نفر از دانشجویان از من اعتراف بگیرد. بازجوی بابلی من اصلا منتظر پاسخ های من نبود، با ضربات شدیدی که به سر و صورت من وارد میکرد مرا وادار میکرد جملات را با همان ادبیات خودش بنویسم." وی در ادامه اضافه میکند: " یکی از دانشجویان دختری که همراه ما بازداشت شده بود میگفت نیروهای لباس شخصی او را به جای تحویل به زندان به یک خانه در جاده فریدونکنار که ظاهرا متعلق به سپاه بوده میبرند و در آنجا مورد ضرب و شتم و آزار قرار میدهند. این دختر تا حدی ترسیده است که حاضر به مصاحبه و صحبت با کسی در این زمینه نیست."
یکی دیگر از دانشجویان آزاد شده ی دانشگاه مازندران نیز در گفتگو با خبرنامه امیرکبیر میافزاید: " در جلسات ابتدایی بازجویی در بابل دو بازجو در دو طرف من میایستادند و با باتوم مرا میزدند و سوالهای بی اساس میپرسیدند. در یک جلسهای دو نفر به شدت با باتوم من را مورد ضرب و شتم قرار دادند و از من میخواستند رابط خود در تل آویو و بغداد را به آنها معرفی کنم."
این رفتار اداره اطلاعات دولت احمدی نژاد در شهرستان بابل در حالی با دانشجویان صورت گرفته است که به گفته ی دانشجویان، مسئولین قضایی هم در مقابل اعتراض دانشجویان به این رفتار هیچ وقعی ننهادهاند. پدر یکی از این دانشجویان به خبرنامه امیرکبیر میگوید: " معاون دادستان بابلسر در پاسخ اعتراض من گفت: این دانشجویان مثل سگی میمانند که نان ما را خوردهاند و برای همسایه پارس میکنند."
یکی از دانشجویان احضار شده در رابطه با این احضارهای جدید به کمیته ی انضباطی میگوید: " پس از ازادی دانشجویان بازداشتی دانشگاه مازندران، مسئولین این دانشگاه بویژه معاون دانشجویی و مسئولین حراست با اطلاع از آنچه بر دانشجویان در زندان رفته است با تاکید بر این موضوع که زندان برای مجازات(!) دانشجویان کافی است، در قبال تعهد دانشجویان مبنی بر عدم فعالیت سیاسی، پرونده ی کمیته ی انضباطی آنها مسکوت خواهد شد."
احضارهای جدید و دیرهنگام دانشجویان و صدور احکام سنگین انضباطی در دانشگاههای گوناگون همچون پلی تکنیک، همدان، علم و صنعت، نوشیروانی، رازی کرمانشاه، مازندران و ... خبر از محدودیت سازیهای جدید دولت احمدی نژاد برای دانشگاهها در آستانه سال تحصیلی جدید است. فعالین دانشجویی بر این باورند که از آنجایی که امکان تعطیلی دانشگاهها برای دولت احمدی نژاد میسر نیست، دولت احمدی نژاد مترصد آن است با خالی کردن عرصه ی دانشگاهها از فعالین دانشجویی، سال تحصیلی جدید را سالی آرام برای خود سازند. دانشگاههایی مثل دانشگاههای مازندران نیز با فشار وزارت علوم مجبور به احضار گسترده ی دانشجویان شدهاند. این اقدام نشان از استراتژی جدید وزارت علوم دولت احمدی نژاد مبنی بر خالی کردن دانشگاهها از فعالینی است که احتمال سازماندهی اعتراضات دانشچویی در طول ترم آینده را دارند.
در پی اعتراضات روزهای اخير دانشجويان دانشگاه خواجه نصير نسبت به تداوم بازداشت غيرقانونی "علی پرويز" و "سهيل محمدی" دیروز ده نفر از دانشجويان دانشگاه خواجه نصير به کميته انضباطی احضار شدند.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از فعالان دانشجویی، از این دانشجویان خواسته شده است تا برای ارائه توضیحاتی پیرامون اتهاماتی نظیر شرکت در تجمعات اعتراضی، تحریک سایر دانشجویان به شرکت در تجمع، مشارکت در اعتصاب غذا، برهمزدن نظم دانشگاه و فعالیتهای سیاسی در انجمن دانشگاه در کمیته حاضر شوند.
این در حالیاست که منابع آگاه از صدور احکام سنگین انضباطی پیش از حضور این دانشجویان در کمیته و دفاع در برابر اتهامات وارده خبر میدهند. بر اساس تهدیدهای صورتگرفته احتمال میرود که تعداد دیگری از دانشجویان نیز در روزهای آینده به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار خواهند شد.
گفتنی است با گذشت 22 روز از بازداشت "علی پرویز" وضعیت پرونده وی همچنان نامشخص است. از طرف دیگر با وجود تعیین قرار وثیقه برای "سهیل محمدی" هنوز دستور تامین مبلغ وثیقه به خانواده وی ابلاغ نشده است.
مهديه گلرو
"روزهایی که میگذرد از روزهای سیاه تاریخ چند هزار ساله سرزمینمان و تاریخ جنبش دانشجویی است و شاید بتوان با اطمینان تاکید کرد، این زمانه تاریک ترین زمانه این جنبش است. در حالی که هربار که سری به ایمیل و سایتهای فیلتر شده میزنیم نامی دیگر از دانشجویان بازداشتی میبینیم و هر بار که صدای تلفن را میشنویم نگران هستیم که کدام دوست بازداشت شد وکدام همکلاسی قرار است ادامه ترم را در «دانشگاه اوین» سپری کند."
تلخ است برای ما که دست وپا میزنیم تا شاید کاری برای آنها بکنیم اما هیچ نمیشودکرد.اما تلخ کامی این روزها برای ما در همین روزهای نزدیک یعنی روز خودمان، روزدانشجو به شیرینی بدل خواهد شد؛اما چه اسفناک است کسانی که این روزها را برای ما تلخ کرده اند و تنها مشغولیتشان بازداشت و دستگیری است این تلخی را 16آذر باتمام وجود حس خواهند کرد. وقتی سیل خروشان جمعیت در دانشگاه تهران ومیدان انقلاب تلخی را به کامشان خواهد نشاند.
همه خوب میدانیم؛ ازصداوسیمای حکومتی میشنویم واز بیانات مقامات دستگیرمان شده که همهء دغدغه نیروهای سرکوبگر معطوف به 16 آذر شده است. چون خوب میدانند که در سالهای خاکستری وقتی روزهای خوشی همچون قدس و 13 آبان داشتند 16 آذر روز سیاهشان بود وروز اعتراض وتجمع وراهپیمایی چه رسد به حالا که قدس و13آبان هم برایشان سیاه شده!
این روزها رابرای ما که دلبسته دوستانمان هستیم سیاه میکنند حال آنکه نمیدانند روز سیاهشان درراه است. هدفشان آرامش در 16آذر است؛تعلیق میزنند؛احضار به کمیته انظباطی ودادگاه انقلاب میکنند،دادگاههای معوقه رابرگزار کرده وده ها دانشجو رابازداشت میکنند اما این تاکتیک، این هدف را نتیجه نخواهد داد وتنها صدها بهانه مارابه هزاران بهانه افزایش خواهد داد.
این 16 آذر دیگر تنها روز دانشجو نیست،بلکه یکی دیگر ازروزهای سبز تاریخ ایران خواهد شد،که زردی دشمن را عیانتر خواهد کرد. این 16 آذر تنها در دانشگاه ها نخواهد بود بلکه خیابانها نیز میزبان مردمی خواهند بود که در حمایت از جنبش دانشجویی به پا خواستهاند. بازداشت گسترده دانشجویان در علامه که خانه دوم من است- وخوب میدانم مهره استبداد"حجت الاسلام صدرالدین شریعتی" برای ماندن در این مقام و خوش خدمتی به اطلاعات که خانه اش است چه برنامه ها که ندارد-؛در فردوسی(مشهد)- شیراز- اصفهان- خواجه نصیر- تهران- شریف-پلی تکنیک- بابلسر-دانشگاه آزاد و... تنها نشانه ترس حاکمیت از روز دانشجو است.
اما بازداشت صدها فعال دانشجویی دیگر نیز عید غدیر را رادر آرامش نخواهند گذراند و شب 16آذر خواب راحت نخواهند داشت؛ چون تجمعات سبز هیچ رهبر وراهبری ندارد و هر ایرانی خود رهبری است که مسیر دموکراسی و آزادی را یافته است وپس از صد سال مبارزه وجان فدای آزادی کردن دیگر ایرانیان آموخته اند که چگونه بر سر استبداد فریاد برآورند.
هریک از دانشجویان آزاد (ازاوین) و آزاده ایرانی به جای هریک از دانشجویان دربند نیز فریاد (دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد)را سر خواهنددادو مردم آگاه ایران زمین که طی ماه های سخت و تلخ پس از کودتای 22خرداد حضور فعالانه دانشجویان رادیده اند برای حمایت ازدانشجویان به دانشگاه خواهند آمدومرگ بر دیکتاتور را با آنها سر خواهندداد. ای کاش آن رئیسی که در هر سخنرانی و مصاحبه خود رادانشگاهی معرفی میکند واقعا دانشگاهی بود تا آخرین سنگر آزادی اینگونه به خاک وخون کشیده نمیشد.
به یاد بیش از صد دانشجوی دربند میهنم که میشناسم و نمیشناسمشان و میدانم آزادانه ایستاده اند وتقدیم به همکلاسی های دربندم مجید دری-مرتضی اسدی- علیرضا موسوی- محمد نیکفر- احمد میر طاهری- امیر کاظم زاده- یاسر معصومی-علیرضا زرگروحمید قهوه چیان نه ستاره علامه ای دربند که در 5 سال گذشته تعلیق و توبیخ و ممنوع الورودی را با هم گذراندیم.
عليرضا زاکانی، نماينده مجلس، عضو کميته پيگيری وقايع پس از انتخابات و از متهمان فجایع کهریزک، روز سه شنبه در واکنش به اظهارات تازه سعيد مرتضوی گفت: "مرتضوی دستور قضايی کهريزک را صادر کرده بود و من برای صحبتهايم مدرک دارم."
به گزارش رادیو فردا، زاکانی با اشاره به اين که پيشتر گفته بود سعيد مرتضوی طبق دستور آيت الله شاهرودی «متولی اين امر بوده که افرادی به کهريزک برده شوند»، می گويد: همچنان «بر حرف خودم هم هستم.» وی همچنين سعيد مرتضوی را تهديد کرد در صورتی که از وی شکايت کند، وی مدرک خود را در دادگاه مطرح خواهد کرد.
عليرضا زاکانی در اين زمينه گفت: «مرتضوی يک بار به کميسون مجلس آمد من چيزی گفتم که او گفت من همين امشب شکايت میکنم، من جلوی نمايندگان گفتم خواهش میکنم برو از من شکايت کن ولی او اين کار را نکرد. مرتضوی میداندکه چه مدارکی دست من دارد که اگر من آن را در دادگاه بگويم میرود و با برف سال آينده هم پايين نمیآيد.»
به دنبال تغيير رييس قوه قضاييه جمهوری اسلامی ایران، سعید مرتضوی نیز از دادستانی تهران رفت و به معاونت غلامحسين محسنی اژه ای، دادستان کل کشور، منصوب شد.
در جريان وقايع پس از انتخابات رياست جمهوری ايران، تعداد زيادی از کسانی که در تظاهرات مسالمت آميز بازداشت شده بودند، به بازداشتگاه کهريزک در جنوب تهران منتقل شدند که سه تن از بازداشت شدگان به دليل فقدان رسيدگی های پزشکی جان خود را از دست دادند.
محسن روح الامينی، فرزند عبدالحسين روح الامينی، مشاور محسن رضايی و رييس سابق موسسه پاستور، و امير جوادی فر از جمله زندانيانی بودند که دراين بازداشتگاه جان خود را از دست دادند.
پس از انتشار اخباری درباره مرگ زندانيان، رهبری روز پنجم مردادماه دستور بستن اين بازداشتگاه «غير استاندارد» را صادر کرد. پس از بسته شدن اين بازداشتگاه برخی مقام های انتظامی اعلام کردند که مسئولان خاطی اين حاثه تنبيه و عزل شده اند ولی جزييات بيشتری در اين مورد ارائه نکردند. اين در حالی است که خبر مرگ رامين پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهريزک، در هفته اخير موضوع اين بازداشتگاه را بار دیگر در صدر خبر های مهم سياسی قرار داده است.
هفته گذشته چند تن از نمايندگان مجلس ايران با مشکوک خواندن مرگ رامين پوراندرجانی تاکيد کرده بودند که اين موضوع را پيگيری خواهند کرد. در همين حال، به گزارش خبرگزاری فارس ، سعيد مرتضوی، در واکنش به اظهارات اخير عليرضا زاکانی گفته است که «ايجاد تنش را به مصلحت نمی دانم.» مرتضوی، علیرضا زاکانی را فردی «بيمار» توصیف کرده است که به گفته او، «دوست دارد با ديگر افراد درگير شده و تنش ايجاد کند.»
دادستان سابق تهران افزود: "در خصوص اظهارات ايشان بهترين راه حل سکوت است و پاسخ بنده همان است که قبلا اعلام کردم و البته مطالب ايشان کاملا کذب و بیمعنا است." سعيد مرتضوی در دوران حضور هفت ساله خود در دادستانی تهران، دستور توقيف تعداد زيادی از روزنامه ها و نشریات اصلاح طلب را صادر کرد و همچنين متهم شده است که در قتل زهرا کاظمی، روزنامه نگار ايرانی - کانادايی که هنگام بازداشت روی داد، دست داشته است.
"خبرگزاری فارس که برای اثبات عدم تقلب در انتخابات و توجیه رخدادهای پس از آن به هر حشیشی متوسل میشود با استناد به مناظره مکتوبی که در وبلاگ شخصی اینجانب انجام یافته است در تاریخ 1/9/88 خبری با این تیتر را منتشر کرده است: "در مناظرهای مكتوب با مسعود رضائی صورت گرفت؛ پذيرش قانونشكنی موسوی توسط مزروعی" و آورده: "خبرگزاري فارس: علی مزروعی در مناظره مكتوب با مسعود رضايی اين نظر را كه موسوی بايستی قانون را میپذيرفت و دلايلی كه برای ابطال انتخابات عرضه میكند بیمبنا است، پذيرفت."
علی مزروعی عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت با اشاره به این موضوع و اعلام اینکه تیتر و خبر این خبرگزاری اساسا جعلی و دروغ است طی یادداشتی در نوروز اظهار داشته است: "هرچند مخاطبانی که در پی کشف حقیقت اند با مراجعه به متن کامل مناظره انجام شده درمی یابند این تیتر وخبر سازی هرگز از متن و محتوای مطالب بنده در نمی آید اما خواندن همین متن خلاصه منتشره درخبرگزاری نیز حاکی از تحریف و ساختگی بودن این تیتر دارد و متاسفانه آنچه که در مورد سایت نوروز نیز نوشته واقعیت نداشته و این مناظره هیچ ارتباطی با این سایت ندارد و طبعا در کشوری که دروغ گفتن سنت جاری دولتمردان و حامیانش شده است و هیچ هزینه وبازخواست دنیایی دراین باره وجود ندارد."
مزروعی در ادامه میگوید: "دستگاه قضا نیز بجای متهم یقه شاکی را می چسبد چاره ای جز تکذیب چنین نسبتی ندارم و فکر هم نمی کنم که اینگونه نسبت دادنهای دروغ وناروا مشکلی را برای دروغ سازان حل کند یا انجام تقلب در انتخابات رادر اذهان عمومی منتفی سازد واینگونه برخورد ها فقط می تواند نشانه افلاس و ورشکستگی سیاسی سازندگانش باشد که می خواهند با توسل به هر حشیشی خود را از غرق شدن نجات بخشند در حالیکه جنبش سبز براه افتاده بدنبال موسوی برپایه آگاهی تک تک اعضای آن شکل گرفته و وقعی به اینگونه تیتر و خبرسازی ها ی دروغین نمی نهند و راه سبز امید را به پیش می برند."
این عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت میافزاید: "اگر انتشار اینگونه خبرسازیهای دروغ برای اقناع طرفداران دولت برای مقابله با موسوی و جنبش سبز است که نمی دانم چقدر می تواند ساختن اینگونه خبرها از زبان امثال بنده، که از سوی این خبرگزاری همچون دوستان دربندم به دهها اتهام متهمیم که کمترین اش تلاش برای انقلاب مخملی و ... می باشد، برای اقناع آنان مفید باشد مگر آنکه از نظر گردانندگان این خبرگزاری هدف، وسیله را توجیه می کند و برای توجیه همه خطاها و اشتباهاتی که توسط حاکمیت پس از انتخابات انجام گرفته است باید متمسک و متوسل به چنین خبرهای کذبی از زبان امثال بنده شد تا انجام آن خطا ها و اشتباهات کمی قابل توجبه شود."
مزروعی در پایان آورده است: "به هرحال بنده شکل و محتوای این خبر را تکذیب می کنم و براین باورم که آقای موسوی راهی را پیموده است که باید می پیمود و آن دفاع از میزان بودن رای ملت است که من نیز در پیمودن اینراه همراه هستم."
در آستانه 16 آذر روز دانشجو نزدیک به 100 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز و 50 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد به کمیته انظباطی احضار شدهاند.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از فعالان دانشجویی، احضارهای صورت گرفته به دنبال اعتراضات دانشجویی دانشگاه آزاد اهواز و تجمع دانشجویان این دانشگاه در روز 13 آبان که منجر به تعطیل شدن این دانشگاه شد و برای واردکردن فشار بیشتر و تهدید دانشجویان صورت گرفته است. دانشجویان احضار شده اغلب به اخراج و تعلیقهای بلند مدت تهدید شدهاند و برای برخی از آنها احکام انظباطی شدیدی نیز صادر شده است.
در همین حال بیش از 50 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی در نجفآباد نیز به بهانه حضور در تجمع روز 13 آبان به کمیته انظباطی این دانشگاه احضار شدهاند.
به نظر میرسد که در آستانه 16 آذر - روز دانشجو و با افزایش فعالیتهای دانشجویان برای گرامیداشت این روز سبز، حامیان کودتا در حال احضار، تهدید و بازداشت بسیاری از فعالان دانشجویی در شهرهای مختلف کشور هستند تا به خیال خود از این راه بتوانند برنامههای سبز مردم در روز 16 آذر را کنترل کنند.
در حالیکه در آستانه شانزده آذر جمع کثیری از دانشجویان راهی بازادشتگاهها و سلولهای انفرادی شدهاند و کودتاگران قصد به راه انداختن موج ارعاب گستردهای در میان دانشگاهیان دارند، بر اساس اخبار موثق دریافتی خبرنگار موج سبز آزادی، كمیتههای ویژهای با همکاری وزارت علوم و مسوولان دولت کودتا در همه دانشگاهها برای بازنشسته كردن اجباری و اخراج اساتید تشکیل شده است. در همین رابطه شنیده شده که به زودی موج جدید اخراج و بازنشستگی اجباری اساتید آغاز میشود. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی فعالین دانشجویی نیز در واکنش به این جریان در حال آماده شدن برای برخورد با این مساله هستند. فعالین دانشجویی هشدار دادهاند که با شروع اخراجها و بازنشستگیها موج اعتصاب و تحصنهای دانشجویی دانشگاههای سراسر کشور را فرا خواهد گرفت.
داستان اخراج استادان دانشگاه از همان سالهای نخست انقلاب و با طرح انقلاب فرهنگی آغاز شده بود. طرحی که دانشگاهها را برای مدتی نسبتا طولانی به تعطیلی کشاند و بعد از بازگشایی دانشگاهها بود که صندلی بسیاری از اساتید باسابقه و محبوب برای همیشه خالی ماند. پس از انقلاب فرهنگی هم این سیر تصفیه کمابیش ادامه داشت و گاهگاه در شکل خانهنشین کردن اجباری اساتید رخ مینمود. لازم به ذکر است که بیشتر این اساتید که در سه دهه اخیر تصفیه شدهاند اساتید رشتههای علوم انسانی بودهاند.
اما سیر تصفیه اساتید علوم انسانی در دوران دولت بیکفایت نهم و در سال ۸۵ به شکل جدیتری پی گرفته شد. محمود احمدینژاد، در دور اول ریاست جمهوری خود و طی نطقی جنجالی در جمع دانشجویان برگزیده کشور گفت: "دانشجو باید امروز در دانشگاه بر سر رییسجمهوری فریاد بزند که چرا استاد لیبرال و سکولار در دانشگاهها حضور دارد". پس از این موضعگیری صریح احمدینژاد بود که زمینه برای اخراج و بازنشستگی بسیاری از اساتید برجسته کشور فراهم شد. البته محمود احمدینژاد با پشتوانهای محکم و حمایتهای همه جانبه رهبر کشور و حلقه مصباح یزدی بود که دست به چنین موضعگیریهای افراطیای درباره سرنوشت دانشگاهیان میزد. سه سال بعد از آن موضعگیری افراطی احمدینژاد، رهبری طی سخنانی بر مساله ضرورت بازنگری در علوم انسانی تاکید کرد و پس از این سخنان بود که مجددا دور جدیدی از تصفیه اساتید آغاز شد.
پس از ایراد این سخنان اساتیدی همچون سعید حجاریان، محسن كدیور، محمدتقی احمدی، ابوالفضل شكوری، هاشم آقاجری، مسعود غفاری، حاتم قادری در دانشگاه تربیت مدرس ممنوعالتدریس شدند. همچنین اساتید سایر دانشکدهها از جمله دانشکده الهیات، ادبیات و حقوق و علوم سیاسی چون محمد مجتهد شبستری، عالم زاده و علیآبادی، آشوری، سیدعلی آزمایش، حسنعلی درودیان، حسین بشیریه، هادی سمتی، احمد ساعی صفایی، میرجلالالدین کزازی، رضا رییسطوسی و عراقی نیز با عنوان اساتید "غیرممتاز"(!) اجبارا بازنشسته شدند. اساتیدی چون دکتر حسین بشیریه به نقش داشتن در اشاعه تئوریهای «انقلاب مخملی» متهم شدند و انگ توطئهگر به برچسبی برای خلاصی از دست اساتید باسابقه تبدیل شد.
اما دولت کودتا که ترس عجیبی از دانشگاه و دانشگاهیان دارد از بدو ورود خود به مسند قدرت، موج سوم تصفیه اساتید را آغاز کرده است. جرس پیش از این نوشته بود که در ماههای نخستین عمر دولت مستعجل کودتا دکتر محمدرضا ضیاء بیگدل از استاد برجسته حقوق بینالملل در ایران و رییس سابق دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه و از چهرههای برجسته در سطح دانشگاههای کشور با حکم بازنشستگی اجباری مواجه و پس از آن ممنوعالتدریس شد. همچنین پیش از این خبر ممنوعالتدریس شدن دکتر علی آزمایش استاد حقوق جزا و کیفر بینالمللی و دکتر حسین شریفی طرازکوهی، استاد رشته حقوق بشر در دانشگاه علامه طباطبایی توسط سایتها منتشر شده بود. این در حالی است که سال گذشته نیز دکتر محمد محمدی گرگانی، رییس گروه حقوق بشر و دکتر مرتضی مردیها، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه طباطبایی از تدریس منع شده بودند.
هشدار در مورد این مشی پاکسازی و تصفیه اساتید دانشگاه در این ایام در حالی از سوی برخی منابع آگاه به موج سبز آزادی منتقل شده است که کودتاگران در سیزده آبان با خشونتی عریان به مصاف مردم و دانشجویان آمدند. از سیزدهم آبان تا به امروز هم بر اساس طرحی از پیش طراحی شده به بازداشت گسترده فعالان دانشجویی دست زدند تا به خیال خود دانشگاهها را برای بزرگداشت روز دانشجو از فعالان دانشجویی خالی کنند و بعد از فتح دانشگاه به عنوان آخرین و اصلیترین سنگر، کودتاگران آخرین پرده از سناریوی حذف و تصفیه صدای مخالف از جایگاههای رسمی را به اجرا بگذارند و منتقدین را برای همیشه از دانشگاه بیرون برانند. کودتاگران برای این کار کمیتههایی تشکیل دادهاند و با سخنرانی اخیر رهبری مبنی بر لزوم اسلامیسازی علوم انسانی، مجوز حذف «هر آنکه میخواهند» را نیز دریافت کردهاند.
اما این بار هم صاحبان قدرت مرتکب اشتباهی میشوند که در برخورد با فعالان سیاسی مرتکب شده بودند و آن این گمان غلط است که با گرفتن سرشاخهها میشود بدنه را به سکوت واداشت. این بار بدنه مستقل دانشجویان سراسر کشور خبرهایی را مبنی بر برخورد جدی با کودتاگرانی که سعی در حذف و تصفیه اساتید داشته باشند منتشر کردهاند. بر اساس اطلاع خبرنگار موج سبز آزادی، بدنه دانشجویی در دانشگاههای سراسری و آزاد برنامهریزیهایی به این منظور انجام دادهاند و در صورت وقوع این اتفاق، موج اعتصابات گسترده و تحصنها در دانشگاههای سراسر کشور آغاز خواهد شد.
این اتفاقی است که بیست و پنجم خرداد و پس از آن نیز رخ داد. این «مردم» بودند که به خیابانها آمدند تا رایشان را پس بگیرند. حالا هم این «دانشجویان» هستند که نخواهند گذاشت اساتیدشان قربانی سیاستهای دولت کودتایی احمدینژاد شود. آنها پررنگتر از همیشه در صحنه خواهند بود تا نشان دهند دستگیری فعالان دانشجویی هم تاثیری بر بدنه جنبش دانشجویی نخواهد داشت، همانطور که حبس و تبعید و شکنجه فعالان سیاسی باعث نشد جنبش سبز به محاق رود.
تاريخ : [پنجشنبه 14 آبان1388] ، زمان : [17:18] ، موضوع : [جنبش سبز / اطلاعيهها و رويدادها] ؛
با سلام و احترام
امروز مطالب وبلاگ شما را در رابطه با طرح ماندن در خیابان تا رسیدن به اهداف جنبش سبز خواندم . و خواستم نظرم را بعنوان یک کارشناس امنیتی نیروی انتظامی در رابطه با این حرکت اعلام کنم . در وبلاگ شما تقریبا راهکارهای مثبتی درباره این حرکت هدفمند و به دور از خشونت مردمی ارائه شده که قطعا اگر هماهنگ و طبق برنامه اجرا شود مقابله با هسته مردمی ایجاد شده به هر نحو توسط پلیس و نیروهای امنیتی حتی با استفاده از گاز اشک آور . شلیک هوایی و … غیر ممکن خواهد بود . من بعنوان یکی از طراحان مقابله با شورش های خیابانی که تحصیلات خود را در همین رابطه گذرانده ام و به پایان برده ام و اکنون در خدمت نیروی انتظامی مشغول به کار هستم .نکات و توصیه های مهمی را به هموطنان خود برای اجرای هر چه بهتر و چگونگی مستقر شدن مردم در خیابانها ارائه میدهم که امیدوارم مورد توجه عزیزان واقع شود
1 – تعدد افراد و مردم شرکت کننده در آغاز این حرکت برای ایجاد هسته اولیه میبایست بالای بیست هزار نفر باشد یا در نیم ساعت و یک ساعت اول که نیروهای امنیتی خود را به آن محل میرسانند به بیست هزار نفر برسد
همانطور که د شما در وبلاگتان توضیح داده اید قدم اول برای ایجاد هسته مردمی بسیارمهم است . شما در وبلاگتان آورده اید که خیابانی را برای آغاز این کار مشخص نکنیم و انتخاب آن را بر اساس شرایط در اختیار مردم بگذاریم که بسیار روش عاقلانه و منطقی به شمار می آید و کار را برای جلوگیری از آغاز این حرکت برای پلیس و نیروهای امنیتی بسیار سخت و دشوار خواهد کرد ! ما در تظاهرات گذشته ( روز قدس ) جمعیت مردمی جنبش سبز را توسط دوربینهای مدار بسته ( از مرکز کنترل ترافیک تهران ) زیر نظر داشتیم و بر اساس تراکم جمعیت نیروهای ضد شورش . امنیتی و حتی سپاه را در خیابانهایی که احتمال بروز خشونت ( توسط فرصت طلبان ) بود مستقر و جابجا میکردیم ولی اعتراف میکنم که حتی اگر خشونتی در میگرفت به علت تراکم جمعیت هیچ کاری از دست ما و فرماندهان بر نمی آمد . جمعیت در هر خیابان از 8000 نفر تا 50000 نفر متغیر بود که میتوان روی پتانسیل جمعیتی برای آغاز این حرکت بسیار حساب کرد . نکته مهم دیگر آن است که با اطلاع رسانی باید قبل از 13 آبان و یا 22 بهمن مردم را از اغاز این حرکت با خبر کرد تا در صورت تشکیل هسته اولیه در یک خیابان مردم با آگاهی از روند این حرکت ، در هر کجای تهران و حومه هستند در سریعترین زمان خود را به این هسته پیوند بزنند. حتی کسانی که در خانه و یا ادارات مشغول به کار هستند میبایست با شنیدن خبر تشکیل هسته اولیه مردمی دست از کار بکشند و خود را به هسته ایجاد شده مردمی برسانند و آنرا هر چه بیشنر قوی کنند. من به عنوان کارشناس مبارزه با شورشهای خیابانی و حرکتهای برنامه ریزی شده مردمی به شما قول میدهم که اگر هسته اولیه به 20000 نفر و بالاتر برسد مقابله با آن بسیار مشکل و حتی غیر ممکن خواهد شد .
2 – مردم باید بنشینند و پس از ایجاد هسته اولیه با اتحاد آن را حتی پس از شلیک گاز اشک آور . تهدید بلندگوها . زدن باتوم روی سپرها برای ایجاد فضای رعب و وحشت توسط پلیس ضد شورش و حتی شلیک هوایی توسط نیروهای امنیتی و پلیس حفظ کنند
مردم باید بنشییند در غیر اینصورت ممکن است توسط نیروهای امنیت به بهانه ایجاد آشوب و شورش کار به خشونت کشیده میشود . سعی کنید که تظاهرات شما بهانه دست نیروهای امنیتی برای سرکوب ندهد . باید بدانید که چنانچه شما در خیابان بنشینید و اتحاد آرام خود را بصورت ده ها هزار نفری به رخ نیروهای امنیتی بکشید . نیروهای ضد شورش ما که اغلب سربازان وظیفه هستند ویا پرسنل بدون تعصب سیاسی و از جنس مردم هستند . حتی به دستور فرماندهان و ارشد خود برای مقابله با مردمی که با سکوت نشسته اند عمل نخواهند کرد .این برای ما در چندین تظاهرات کاملا تجربه شد . مردم میتوانند حتی اگر سکوت نکنند با همخوانی شعر مانند یار دبستانی و صدای دست های منظم و به دور از شعارهای تحریک کننده . هسته اولیه را تا رسیدن به مرز میلیونی و رسیدن همه مردم حفظ کنند – مجددا تاکید میکنم شعار های تند علیه حکومت در ساعتهای اولیه شکل دهی هسته مردمی ندهید !
3 – حضور بانوان بخصوص زنان مسن در صف های جلو و نزدیک به صف نیروهای ضد شورش و امنیتی بسیار مهم است .
از لحاظ روانی مقابله و ضرب و شتم با زنان و مادرانی که در صف اول با سکوت مینشینند حتی اگر دستور قاطع فرماندهان نظامی برای سرکوب برسد امری است غیر ممکن . لازم میدانم که تجربه ای را برای شما بازگو کنم در یکی از خیابانها در روزهای اعتراضات اولیه مشاهده شد که عده ای اغتشاشگر ( که از نظر ما حساب آنها با مردم جدا است ) پس از آتش زدن یک خودروی پلیس وارد یکی از ایستگاه های مترو شدند بیش از 10 نفر از نیروها به دستور فرمانده اشان برای تعقیب آنها وارد جمعیت شدند که توسط زنان با تشکیل زنجیره ای در ورودی ایستگاه مترو حفاظت شدند . با بیسیم به نیروهای ما اعلام شد که با تهدید . خشونت وحتی ضربات باتوم آنها را از سر راه کنار بزنند و وارد ایستگاه شوند . که این امر توسط این افراد که از پرسنل نیروی انتظامی و حتی بسیج بودند سرپیچی شد و با بازگشت آنها و تشویق زیاد مردم همراه شد . حضور بانوان حتی همراه با کودکان در این حرکت بسیار توصیه میشود ( فقط باید بنشینند )
4 – ( ایجاد ترافیک و راه بندان مصنوعی ) در صورت تشکیل هسته قدرتمند که ممکن است پس از 5 یا 10 ساعت تعداد مردم از یک میلیون نفر هم گذر کند / حفظ و مدیریت این هسته در 24 ساعت شبانه روز بسیار مهم است .
شما در وبلاگتان به خوبی به حفظ و مدیریت این حرکت مردمی اشاره کرده اید و راهکارهای مناسبی را ارائه داده اید . نکته مهمی که در اینجا باید روی آن تاکید کنم . ایجاد ترافیک مصنوعی در خیابانها و میدانهای اطراف محل تجمع مردم است . که این حرکت میتواند کار را برای پلیس و دیگر نیروها بسیار سخت و پیچیده تر کند . در تظاهرات گذشته بوغ زدن های ممتد و ایجاد ترافیک عملی بسیار حساس برای ما به شمار میرفت و می آید ولی مردم باید سعی کنند که با ایجاد ترافیک مصنوعی وحتی تصادفات مصنوعی در خیابانهای منتهی به تظاهرات مردم کار را برای برخورد احتمالی با مردم بسیار سخت کنند ولی برای ندادن بهانه برای تخریب و شکستن شیشه های ماشین که دستوری است که از فرماندهان صادر میشود از زدن بوغ های ممتد ترجیحا خود داری شود .
امیدوارم اطلاعات مفیدی را به شما داده باشم . در ضمن از اینکه من را در کنار خود می بینید تعجب نکنید . من و بسیاری از همکارانمان درناجا به نتایجی رسیده ایم که همراهی و همکاری با این نظام دیگر ارزشمند نیست . ما سبز بوده ایم و سبز در کنار مردم خواهیم ایستاد . این برای ما ارزشمند است .
تاريخ : [چهارشنبه 6 آبان1388] ، زمان : [0:31] ، موضوع : [اخبار ايران / سياسي] ؛ عضو حقوقدان شوراي نگهبان بااشاره به شكايت 100 نماينده مجلس از ميرحسين موسوي اعلام كرد كه جرم اصلي وي اقدام عليه تماميت نظام است . دكتر غلامحسين الهام عضو حقوقدان شوراي نگهبان در گفت وگو با رجانيوز در پاسخ به نحوه پيگيري و رسيدگي به شكايات از ميرحسين موسوي كه به صورت عمومي و خصوصي عليه وي تنظيم شده، اظهار داشت: اتهام اصلي موسوي اقدام عليه امنيت كشور و در نتيجه يك جرم عمومي است كه البته عليه تماميت نظام صورت گرفته است. به گفته وي، جنبه خصوصي اين جرايم نيز، مربوط به آن دسته از شهرونداني است كه آسيب هاي مالي و يا جاني ديده اند، مانند كساني كه اموالشان به آتش كشيده شده يا شهرونداني كه در اين اغتشاشات آسيب جاني ديده و يا شهيد شده اند. به اعتقاد اين حقوقدان، بايد اين موارد به تفكيك در پرونده متهمين درج شده و رسيدگي شود. عضو حقوقدان شوراي نگهبان در اين زمينه پيگيري شكايت خانواده بسيجياني كه به دست گروهي آشوب طلب به شهادت رسيده اند را نيز از مواردي مي داند كه با توجه به قراين موجود، مي تواند جنبه خصوصي داشته و درصورت تمايل صاحب دم، پيگيري قضايي شود. الهام در ادامه جرايم عمومي را مورد توجه خود قرار داد اما درباره جرايمي كه جنبه عمومي دارد، اين وظيفه دادستان است كه به آن ها رسيدگي كند و مقام قضايي بايد راسا با توجه به گزارش هايي كه مقامات اطلاعاتي و انتظامي آن ها را از صحنه آشوب ها و اغتشاش ها تهيه كرده اند، موضوع را پيگيري مي كرد. بنابراين در اين باره حتي نيازي به شكايت نمايندگان و افراد حقيقي هم نبود. اين حقوقدان در پاسخ به اينكه پس علت شكايت نمايندگان مجلس از مهندس موسوي چيست ، گفت: به نظر مي رسد كه به دليل اهمالي كه وكلاي مردم در رفتار مقامات قضايي در اين باره ديده اند، اقدام به شكايت كرده اند تا از اين طريق آنان را به سمت انجام وظايف قانوني شان به عنوان مدعي العموم، حركت دهند. بنابراين اين شكايات علاوه بر آنكه خود موضوعيت دارد، يك پيام هم دارد و آن اين است كه مقامات قضايي بايد زودتر از اين، متولي مستقيم رسيدگي به اتهامات مي شدند. ابهام ديگري كه درباره شكايت عليه موسوي و اتهام او وجود دارد، زمان آغاز جرايم است. عده اي از سياسيون اعلام نتايج نهايي انتخابات پيش از پايان انتخابات و برخي ديگر فرداي ايراد خطبه هاي رهبر معظم انقلاب را نقطه آغاز جرايم روي داده، عنوان مي كنند و ديگران معتقدند جرايم موسوي از همان شنبه بعد از انتخابات اثبات شد. اما به اعتقاد الهام ساعتي پيش از پايان راي گيري و درست در زماني كه مهندس موسوي اقدام به برگزاري جلسه مطبوعاتي نمود و اعلام كرد كه يا پيروز اعلام مي شود و يا در انتخابات تقلب صورت گرفته، نقطه آغاز جرم است چرا كه اين حركت در حقيقت نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي عليه كليت نظام است. عضو حقوقدان شوراي نگهبان اضافه كرد: قبل از اينكه نتيجه نهايي انتخابات اعلام شده باشد، اگر كسي با اين قاطعيت پيروزي خود را اعلام كرد، اين نقطه آغاز و في نفسه جرم است و البته اين اقدام مجرمانه جرايم ديگري را نيز به دنبال داشته است. الهام در بخش ديگري از سخنان خود درباره واكنش تند اصلاح طلبان به شكايت نمايندگان مجلس از ميرحسين موسوي هم، اين واكنش ها را فرار از قانون و مسئوليت در برابر آن دانست و گفت: شديدترين نوع مصونيت، مصونيت كيفري است، يعني مصونيت يك شهروند درباره آنچه كه امنيت جامعه را بر هم مي زند. عضو حقوقدان شوراي نگهبان در ادامه ابزار فشار و تهديد را ابزاري با رويكرد ارعابي خواند و هدف از واكنش تند حاميان مهندس موسوي را، تلاش براي توقف دستگاه قضايي در اجراي قانون عنوان كرد. وي اين رويكرد را تهديد مقامات قضايي و خلاف قانون اعلام كرد و گفت: اگر كسي تن به اين تهديدها بدهد، در واقع اصل مهم برابري همگان در برابر قانون را زير پا گذاشته است. اين درحاليست كه اصل مذكور به صراحت در قانون اساسي آمده و مطابق آن حتي رهبري هم در برابر قانون با ديگران برابر است. وي در ادامه اين ادعا كه محاكمه سران آشوب منجر به ناآرامي در كشور مي شود را رد و تاكيد كرد: قطعا ناآرامي، بي ثباتي و عدم امنيت ريشه در عدم اجراي قانون دارد، چراكه در غير اين صورت اساسا وضع قانون به طور كل بي معنا بود. الهام در ادامه با تاكيد بر لزوم محاكمه قانوني تمامي مجرمين حوادث پس از انتخابات، موضوع عفو متهمين را مطابق قانون، تنها در صلاحيت رهبري و آن هم پس از محاكمه آنها دانست و گفت: حتي اگر قائل باشيم كه براي كشور مصلحتي در عدم اجراي حكم قضايي عليه مجرمين مفروض است كه به اعتقاد من اين گونه هم نيست باز اين موضوع طبق قانون تنها در صلاحيت رهبر انقلاب است و اگر ايشان پس از طي مراحل قضايي و شفاف شدن تمامي ريشه ها و جوانب ارتكاب جرم در كشور، عفو برخي از مجرمين را به مصلحت دانستند ،اين مساله را اعلام مي كنند آنچنان كه هم حضرت امام(ره) و هم رهبر معظم انقلاب پيش از اين و در برهه هايي از اين اختيارات استفاده كرده اند. الهام بار ديگر بر لزوم محاكمه قضايي متهمين حوادث اخير تاكيد كرد و افزود: در اين موضوع آنچه اهميت و البته اولويت دارد، مشخص شدن ريشه ها و عوامل ارتكاب اين جرم است نه صرف كيفر مجرمين، كه اين مساله تنها با برگزاري جلسات محاكمه قضايي ممكن است. عضو حقوقدان شوراي نگهبان اضافه كرد: از سوي ديگر مرجع عفو هم مشخص است و كساني نبايد جاي رهبري نشسته و بخواهند از موضع ايشان تصميم بگيرند و آن را به قوه قضائيه تحميل كنند. حاكميت رهبري بر كشور دائر مدار مصلحت هم هست اما در قوه قضائيه فقط قانون و عدالت است كه مي تواند مهم انگاشته شود. قانون شكنان اكنون نداي وحدت سر داده اند اين حقوقدان با اشاره به اينكه عده اي امنيت كشور را مختل كرده و حرمت نظام را شكستند ، گفت: آنان الان كه بايد به حساب قانون بنشينند و پاسخگو باشند، نداي وحدت ملي سر داده اند. اما اين طبيعي است كه هيچ جامعه اي حاضر نشود اين رفتار را بپذيرد ، چرا كه پذيرفتن اين رويه موجب تقويت قانون شكنان و آشوبگران مي شود. الهام با بيان اينكه رويكرد جديد قانون شكنان مسير فرار از حق و عدالت است ، گفت: تن دادن به اين رويه موجب مايوس شدن مردم از احقاق حق و عدالت مي شود. او در پايان تاكيد كرد: حقايق ناگفته بايد براي مردم روشن شود و منابع مالي و حمايت هاي خارجي كه پشت اين ماجرا بوده نيز بايد براي مردم افشا شود.
مراسم ۱۳ آبان: گسترش اعتراض ها در چند شهر ایران
مقام های دولتی پیشتر درباره راهپیمایی مخالفان دولت ایران هشدار داده بودند
گزارش ها از ایران حاکی از آن است که به جز تهران که راهپیمایی مخالفان دولت در سالروز تسخیر سفارت آمریکا به خشونت هایی کشیده شده، دامنه اعتراض ها به شهرهای رشت، اصفهان و شیراز هم رسیده است.
رسانه های دولتی جمهوری اسلامی از برگزاری مراسم 13 آبان خبر داده اند و گزارش ها حاکی از تظاهرات مخالفان دولت در تهران است.
به گزارش رادیو و تلویزیون دولتی ایران، صبح روز چهارشنبه، 4 نوامبر (13 آبان)، سالروز گروگانگیری در سفارت سابق آمریکا در تهران، شمار قابل توجهی از دانش آموزان و سایر گروه های مردم در خیابان مقابل ساختمان سفارت اجتماع کرده اند و علیه ایالات متحده و اسرائیل و در حمایت از جمهوری اسلامی و مقامات ارشد آن شعار می دهند.
این گزارش ها شمار شرکت کنندگان در این تظاهرات دولتی را دهها هزار نفر ذکر کرده اند.
گزارش های دیگر حاکی از آن است که از ساعاتی قبل از آغاز مراسم، گروهی از تظاهر کنندگان با اتوبوس به نزدیک محل برگزاری مراسم منتقل شدند و به راهپیمایی پرداختند.
غلامعلی حداد عادل، رئیس سابق و نماینده کنونی مجلس، به عنوان سخنران رسمی در مراسم روز چهارشنبه در برابر ساختمان سفارت سابق آمریکا سخنرانی کرد و با توصیف نظام حکومتی کنونی ایران به عنوان دموکراسی دینی، ایالات متحده را به مخالفت با این نظام متهم ساخت.
عکس تظاهرات از ایلنا
نهادهای حکومتی هر ساله مراسمی را برای روز سیزده آبان سازمان می دهند
آقای حداد عادل، که به عنوان یک سیاستمدار بنیادگرای حامی سیاست های آقای احمدی نژاد از او یاد می شود، از معترضان به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، انتقاد کرد و سیاست های دولت محمد خاتمی و مجلس ششم را، که اصلاح طلبان در آن عضویت داشتند، در مورد برنامه های هسته ای و روابط با غرب مورد حمله قرار داد.
غلامعلی حداد عادل در این سخنان نسبت به سیاست اعلام شده باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، پیرامون تغییر در رویکرد دولت این کشور ابراز تردید کرده و سیاست خارجی ایالات متحده را به خصوص در عراق، افغانستان و منطقه خاورمیانه زیر سئوال برد.
مراسم دولتی روز سیزده آبان از شبکه تلویزیونی جمهوری اسلامی پخش شده است.
تظاهرات موازی معترضان
همزمان، برخی خبرگزاری ها به نقل از شاهدان عینی از حضور شماری از مخالفان دولت در برخی نقاط تهران و اقدام آنان برای راهپیمایی به سوی سفارت سابق خبر داده اند.
برخی از گزارش ها حاکی از حضور ماموران امنیتی دولت در مسیرهای منتهی به سفارت سابق آمریکا و برخوردهای محدودی بین آنان و تظاهرکنندگان مخالف است.
شاهدان عینی در گفت و گو با بی بی سی فارسی از هجوم نیروهای امنیتی به تظاهرکنندگان روز سیزده آبان خبر دادند. یکی از این شاهدان عینی که توسط نیروهای امنیتی در خیابان بهار یکی از خیابان های نزدیک به هفت تیر مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود در این رابطه گفت: "نیروهای امنیتی مرا روی زمین می کشیدند و چند بار با باتومی که شوک الکترونیکی بر بدنم وارد می کرد مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند."
او همچنین گفت: "در حالیکه روی زمین کشیده می شدم و کتک می خوردم تعدادی از لباس شخصی ها از من عکس می گرفتند."
شاهد عینی دیگری نیز از هجوم نیروهای امنیتی به تظاهرکنندگان در میدان هفت تیر و خیابان کریم خان زند خبر داد.
اخبار دیگری نیز در مورد بسته شدن ایستگاه های مترو نزدیک به محل برگزاری مراسم و راهپیمایی های مخالفان دولت در مسیرهای تعیین شده، از جمله از دانشگاه تهران به سوی محل سفارت سابق آمریکا، مخابره شده اما امکان تایید قطعی این خبرها وجود نداشته است.
راهپیمایی روز قدس
معترضان از فرصت راهپیمایی های دولتی برای ابراز نظر خود استفاده کرده اند
جمهوری اسلامی روز 13 آبان را روز ملی مبارزه علیه استکبار جهانی نامگذاری کرده و هر ساله نهادهای حکومتی مراسمی را به همین مناسبت سازمان می دهند که مضمون کلی آنها ابراز خصومت نسبت به دشمنان داخلی و خارجی و حمایت از حکومت و رهبران و سیاست های آن بوده است.
در سال جاری، معترضان به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اعلام کرده اند که با استفاده از این فرصت، به راهپیمایی و ابراز اعتراض نسبت به دولت محمود احمدی نژاد و برخورد حکومت با منتقدان مبادرت می کنند.
از زمان اعلام نتیجه مناقشه برانگیز انتخابات، که اعتراضات گسترده ای را نسبت به آنچه که تخلف و تقلب گسترده خوانده می شد در پی آورد، دولت از صدور مجوز برای تجمع معترضان خودداری ورزیده و در نتیجه، مخالفان از فرصت برگزاری تظاهرات دولتی برای اجتماع و ابراز نظر خود استفاده کرده اند.
در روزهای اخیر، مهدی کروبی و میر حسین موسوی، که از آنان به عنوان رهبران اصلی جنبش سبز - حرکت معترضان به دولت - نام برده می شود، و همچنین شمار دیگری از گروه ها و تشکل های اصلاح طلب با صدور بیانیه هایی خواستار حضور طرفداران خود در تظاهرات روز چهارشنبه شده بودند.
'حمله به کروبی'
براساس گزارش های رسیده از تهران، مهدی کروبی که برای شرکت در تظاهرات 13 آبان در میدان هفت تیر حضور یافته بود مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زخمی شده است.
در مورد مهاجمان آقای کروبی اطلاعات مشخصی در دست نیست اما برخی منابع از "اوباش طرفدار کودتا"، نیروهای پلیس یا ماموران دولتی را مسئول این حمله معرفی کرده اند.
آقای کروبی اعلام کرده بود که ساعت ده و نیم صبح چهارشنبه از محل میدان هفت تیر تهران به سوی محل سفارت سابق آمریکا راهپیمایی خواهد کرد و آقای موسوی هم در بیانیه ای خواستار شرکت مردم در راهپیمایی روز چهارشنبه شده بود اما در مورد شرکت او در تظاهرات روز چهارشنبه خبر قطعی در دست نیست.
برخی منابع گفته اند که ماموران دولتی از بامداد روز چهارشنبه عملا محل سکونت آقای موسوی را به محاصره درآوردند تا به این وسیله مانع از حضور او در راهپیمایی 13 آبان شوند اما این گزارش ها از سوی منابع نزدیک به آقای موسوی هنوز تایید نشده است.
کروبی و موسوی
گزارشهایی از شرکت کروبی و حضور احتمالی موسوی انتشار یافته است
پارلمان نیوز - وبسایت نمایندگان اصلاح طلب مجلس - در گزارشی در مورد دقایق اولیه راهپیمایی روز چهارشنبه گفته است که تعداد قابل توجهی از مردم "حامی جنبش سبز" در میدان هفت تیر اجتماع کرده اند و با دادن "شعارهایی همچون کروبی زنده باد، موسوی پاینده باد؛ یاحسین میرحسین در انتظار استقبال از مهدی کروبی به سر میبرند."
براساس گزارش های اولیه، ماموران انتظامی برای متفرق کردن مردم در میدان هفت تیر به شلیک تیرهوایی و پرتاب گاز اشک آور مبادرت کردند اما درگیری جدی بین دو طرف روی نداد اما در ساعات بعد، گزارش هایی از برخورد خشونت آمیز ماموران با تظاهرکنندگان و بازداشت تعدادی از معترضان مخابره شد.
براساس این گزارش ها، افراد موسوم به لباس شخصی و نفرات یگان ویژه سپاه پاسداران در برخی محل های تجمع راهپیمایان، به خصوص اطراف میدان هفت تیر، به تیراندازی هوایی و شلیک گاز اشک پرداختند و با باتوم به مردم حمله کردند.
همچنین گفته می شود که شبکه ارتباطی در محله های نزدیک به مسیرهای اعلام شده تظاهرات مختل شده که ظاهرا ناشی از اقدام دولت به منظور قطع ارتباط تظاهرکنندگان بوده است.
برخی از وبسایت های مخالف دولت از تظاهرات طرفداران جنبش سبز در برخی شهرهای دیگر از جمله شیراز نیز خبر داده اند که امکان تایید مستقل این گزارش ها وجود نداشته است.
نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پیش از این اعلام کرده بودند که در جریان راهپیمایی روز 13 آبان، تظاهرکنندگان تنها مجاز به دادن شعارهایی هستند که مورد تایید مقامات قرار دارد و علیه هرگونه شعار و ابراز نظری در مخالفت با این شعارها هشدار داده بودند.
روز چهارشنبه در ایران تعطیل رسمی نیست و مشخص نشده است که آیا حضور تظاهرکنندگان معترض تنها به دانشجویان و دانش آموزان منحصر بوده و یا گروه های دیگری هم در این تظاهرات شرکت داشته اند.
امروز بار دیگر موج سبز ملت ایران همزمان با روز بزرگداشت مقام دانشآموز خروشان شد. بر اساس آخرین گزارشهای دریافتی موج سبز آزادی از ساعات اولیه امروز، راهپیمایان سبزپوش به خیابانهای تهران و شهرستانها آمدند تا یک بار دیگر با آرمانهای شهدای جنبش سبز و زندانیان سیاسی دربند تجدیدمیثاق کنند.
امروز بار دیگر کودتاگران ثابت کردند که برای فرو نشاندن موج گسترده راهپیمایان سبز از هر حربهای استفاده میکنند. در محدوده میدان هفت تیر و دانشگاه تهران و همچنین خیابان ولیعصر نیروهای ضدشورش تیراندازی کردند و بارها صدای تیراندازی توسط شاهدان عینی در راهپیمایی شنیده شد.
نیروهای لباس شخصی بارها به سوی مردم و دانشجویان با باتوم و چماق حملهور شدند و برای متفرق کردن جمعیت از گاز اشکاور استفاده کردند. اما تنها چند دقیقه کافی بود تا دوباه موج سبز از خیابانهای فرعی به سمت خیابان اصلی سرازیر میشدند. همچنین در محدوده خیابان کارگر شمالی- امیرآباد- نیروهای لباس شخصی به سمت مردم حمله کردند. در حدود ساعت ۱۱ صبح شیخ مهدی کروبی به صفوف راهپیمایی مردم پیوست و با شعار کروبی کروبی حمایتت میکنیم مورد استقبال قرار گرفت. پس از دقایقی همراهی با مردم، رهبر شجاع جنبش مورد ضرب و شتم نیروهای کودتاگر قرار گرفت و صحنه راهپیمایی را ترک کرد.
در محدوده خیابانهای مفتح، پل کریم خان، مقابل درب اصلی دانشگاه تهران و نیز خیابان ولیعصر تا همین لحظه درگیریها همچنان ادامه دارد. مردم با شعارهایی نظیر تا احمدینژاده، هر روز همین بساطه و مرگ بر دیکتاتور در مسیر راهپیمایی روان بودند. در لحظاتی که به سمت مردم گاز اشکآور شلیک میشد هم با سر دادن شعار نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم یکدیگر را به حضور تشویق میکردند. گزارش گزارشگران موج سبز آزادی از مسیر راهپیمایی از خشونت عریان نیروهای لباسشخصی برای متفرق کردن مردم حکایت دارد. لباسشخصیها مثل همیشه برای سرکوب مردم از باتوم و گاز اشکآور استفاده کردند. تعدادی از هموطنانمان نیز در جریان راهپیمایی امروز بازداشت شدهاند. هنوز از آمار بازداشتشدگان اطلاع دقیقی در دست نیست.
گفتنی است اکثر خیابانهای منتهی به سفارت آمریکا و روسیه و همچنین میدان فردوسی تهران مسدود شده است و جمع زیادی از نیروهای بسیجی از ساعتها پیش با اونیفورمهای مخصوص در مقابل سفارت حضور یافته اند. حداد عادل نیز در مراسم امروز به سخنرانی ۴۰ دقیقه ای پرداخت که در هنگام پخش این گزارش از رادیو، صدای مرگ بر دیکتاتور به وضوح شنیده میشد.
از حدود ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه صبح امروز نیز سیستم تلفن همراه در مسیرهای راهپیمایی اعلام شده در تهران دچار اختلال شده بود. اما مردم همچنان با موبایلهای خود از صحنههای راهپیمایی فیلم و عکس تهیه میکردند که برخی از این گزارشها تا به این لحظه در سایت منتشر شده است و گزارشهای دریافتی تا ساعات آتی نیز از همین پایگاه خبری منتشر خواهد شد.
موج سبز تنها در تهران به صحنه راهپیمایی نیامد. در شهرستانها نیز گزارشها حاکی از آن است که سبزها با پوشش و مچبند سبز در صحنه راهپیمایی حاضر شدند گزارشهای رسیده از شیرازخبر از حضور گسترده جمعیت سبزپوش در حرم حضرت شاهچراغ و تجمع در فلکه دانشجوی این شهر و سردادن شعارهای مرگ بر دیکتاتور و یاحسین میرحسین میدهند. گزارشهای دریافتی موج سبز آزادی از اراک نیز خبر از حضور گسترده راهپیمایان سبزپوش و سر دادن شعارمرگ بر دیکتاتور میدهد. از تبریز هم خبر میرسد که در آغازین دقایق شروع راهپیمایی در این شهر، نیروهای لباس شخصی و یگان ویژه به شکل وحشیانه ای به مردم حمله کردند.
در این حمله بازداشت شدگان به صورت فلهای به هتل تبریز در نزدیکی فلکه دانشگاه منتقل شدند، نیروهای لباس شخصی به شدت از گاز فلفل استفاده کردند به طوری که در اطراف میدان فلکه دانشگاه تبریز نفس کشدین به سختی ممکن است. همچنان درگیرهای پراکنده در تبریز ادامه دارد. هنوز از تعداد مجروحان و دستگیر شدگان شهرستانها آمار دقیقی در دست نیست.
دانشگاههای سراسر کشور هم صحنه حضور باشکوه دانشجویان سبز بود. بر اساس اخبار دریافتی از کرمان، دانشجویان ازساعت 9 صبح راهپیمایی را آغاز کردند و تا ساعت 12 ظهر اجتماع سبز دانشجویان در مقابل تالار وحدت این دانشگاه ادامه داشت این تجمع با شعار هایی همچون موسوی کروبی حمایتت میکنیم، و دولت کودتا استعفا استعفا ادامه یافت.
سبزهای تهرانی و شهرستانی با در دست داشتن پلاکاردها و شعارهایی در حمایت از رهبران جنبش سبز تا به این لحظه از روز سیزده آبانی فراموش نشدنی و متفاوت را رقم زدهاند و این حماسه سبز همچنان ادامه دارد.
مرتضی نیک پندار
میرحسین موسوی در آخرین بیانیه خود که به مناسبت فرا رسیدن روز سیزدهم آبان منتشر کرده، نسبت به معامله دولت های بیگانه با جمهوری اسلامی بر سر جنبش امروز ایرانیان هشدار داد. موسوی همچنین ضمن انتقاد شدید از توافق اخیر هسته ای دولت محمود احمدی نژاد با آمریکا گفت: "میشد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد".
میرحسین موسوی اگرچه در بیانیه چهاردهم خود نامی از هیچ کشور خارجی نبرده اما به صراحت هشدار داده که آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه وجود دارد برای ملت ما قناعت می کنند. نخست وزیر ایران در دوران جنگ بلافاصله افزوده که دولت های بیگانه در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت شویم. همزمان با این اظهارات، آیت الله صانعی، مرجع تقلید شیعه نیز با صدور بیانیه ای هشدار داد: "هیچ گاه دولت های قدرتمند استعماری و استبدادی شرق و غرب برای جلوگیری از ظلم و ستم و رسیدن مردم به حقوق، عدالت و آزادی های فطریشان [...] هزینه ای نپرداخته و تنها منافع ظالمانه و جائرانه آنها تعیین کننده روابط و برخوردشان با سایر کشورها خواهد بود." گفتنی است که موسوی در حالی بیانیه اخیر خود را منتشر کرده که در یک ماه گذشته بسیاری از چهره های سیاسی و فرهنگی ایرانی نسبت به سازش دولت اوباما با رژیم کنونی ایران ابراز نگرانی کرده اند. این نگرانی ها آنچنان گسترده شد که جو بایدن، معاون رییس جمهوری آمریکا در گفت وگویی در مورد انتقاد برخی از ایرانی ها که آمریکا مسایل حقوق بشری در ایران را نادیده می گیرد و فقط مذاکرات هسته ای با جمهوری اسلامی برایش مهم است، گفت: ما هرگز چنين کاری نکرديم و نخواهيم کرد. ما به هيچ نيروی دمکراتیکی پشت نمی کنيم چرا که چنين امری به ضرر منافع ما در دراز مدت است. موسوی که پیش از این در دیدار با مهدی کروبی از توافق هسته ای اخیر دولت احمدی نژاد در وین انتقاد کرده بود بار دیگر دولت کنونی ایران را به افراط در تسلیم کردن و کرنش کردن و عقب نشینی از حقوق تردیدناپذیر ملت متهم کرد و گفت: "آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتحالمبین نامیده شود؟" وی افزود": حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح آمیز هسته ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط های دولتمردان ایمن نشده ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است".
جالب آن که روزنامه کیهان پس از انتشار بیانیه چهاردهم موسوی به مناسبت سیزده آبان، او را به حذف تعمدی نام آمریکا و جنايت ها و خيانت هاي آن به ويژه از طريق لانه جاسوسی متهم کرده و در عنوان مطلب خود نوشت": صداي شيطان بزرگ پالس سبز را گرفت!" روزنامه کیهان همچنین در سرمقاله خود به محاکمه فرضی میرحسین موسوی در دادگاه پرداخته و او را به اتهاماتی نظیر كودتا، ديكتاتوري، آسيب به كشور، نقض قانون اساسي، تلبيس با افكار عمومي و خيانت به اعتماد و رأي مردم منسوب کرد. کیهان سخنان میرحسین موسوی پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم را مجددا منتشر کرده که او گفته بود: ولايت فقيه همواره جامعه ما را از كودتاها و ديكتاتوري ها حفظ كرده و اين قطعاً عقيده سياسي بنده است. این روزنامه پس از انتشار این اظهارات موسوی افزوده:" اگر از سر صدق گفته ايد كه عملكرد شما پس از انتخابات نقطه مقابل اظهارات شماست و اگر بدون اعتقاد چنان سخناني ابراز كرده ايد، اين حمل بر سوء استفاده از باورها و اعتقادات مردم مي شود".
نخست وزیر سابق ایران در دوران رهبری آیت الله خمینی در بخش دیگری از بیانیه اخیر خود به طرفداران جنبش سبز توصیه کرده که به جای شکستن قانون و نظم ظاهری حاکم از سوی جمهوری اسامی در جامعه، معنای آن را تغییر دهند. موسوی افزوده": در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بیمحابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد." او در توضیح بیشتر پیشنهاد خود به وضعیت دانشجویان اشاره کرده و گفته دستگاه ظاهری می تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه های اجتماعی می توانند با حمایت های خود از آنان پشتیبانی کنند. میرحسین موسوی در ادامه توضیح بیشتری پیرامون راه کار خود برای نحوه مواجهه جنبش سبز با نظم دستگاه حاکم ارایه می دهد: "ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار میآید اگر زندگیهای ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟"
تاريخ : [سه شنبه 12 آبان1388] ، زمان : [19:49] ، موضوع : [بخش ويژه 13 آبان / اطلاعيهها] ؛
به گزارش سايتك بنا به اخبار رسيده از ساعاتي پيش مقابل سفارت روسيه در خيابان نوفل لوشاتو توسط پليس ضد شورش و گارهاي امنيتي قرق شده .
مطمئنا مسير جنبش نبيد به سفارت روسيه باشد به كساني كه ديديد به سمت سفارت روسيه ميروند هشدار دهيد و مسير دقيق راهپيمايي را بگوييد.
مسير ميدان هفتتير تا سفارت آمريكا
لازم به ذكر است هنوز ساعاتي تا شروع راهپيمايي فرصت هست.
تاريخ : [سه شنبه 12 آبان1388] ، زمان : [19:37] ، موضوع : [اخبار ايران / سياسي] ؛
مهم ///
به گزارش سايتك به نقل از يك منبع آگاه فردا تدابيري انديشيده شده تا از خروج دانشجويان از دانشگاهها و پيوستن آنها به مردم جلوگيري شود.
بر اساس این گزارش قرار است دهها اتوبوس نیروی انتظامی مقابل درب دانشگاهها صف بکشند و اجازه خروج دانشجویان را ندهند.
ما از میان میلههای سرد این قفس
پرواز کرده ایم، به راهی که سبز شد
با خط عشق، یار دبستانیام نوشت
بر روی قلب تخته سیاهی که سبز شد
ای تا همیشه یار
این فصل آخر است
از قصههای تلخ روزگار
مهتاب را اگرچه شب تار برده است
اما به لحظه لحظهی این روزها قسم
هرگز ندای ما نمرده است
حتی خدا به قصهی ما دل سپرده است
سربازهای سبز!
در تنگنای حادثهها گل کنید باز
این سوگ سرد را به عشق یار
تحمل کنید باز
ما زائران کوچههای عاشقانهایم
ما باز هم حماسهساز لحظههای جاودانهایم
تا در خزان عشق، بهاری به پا کنیم
این خاک تشنه را
با اشکهای پاک خدا آشنا کنیم
گلواژهها به شهر رهایی رسیدهاند
پرواز را به چشم دیدهاند
آزاد میشویم یار همصدا، بخند
آبان در انتظار ماست
تا همیشه دستبند سبز را ببند
کامران دانشجو درباره مدرک دکترای خود دروغ میگوید
در روزهای گذشته، ایمیلهای زیادی درباره وضعیت مدرک تحصیلی گزینه پیشنهادی رئیس دولت کودتا برای تصدی وزارت علوم برایمان ارسال شد که ما را ملزم به بررسی بیشتر این موضوع ساخت. بررسیهای اولیه «موج سبز آزادی» نشان میدهد که آقای دانشجو، همانند کسی که او را قائممقام وزیر کشور کرد یعنی علی کردان، درباره مدرک تحصیلیاش دروغهای متعددی گفته و لازم است که نمایندگان مستقل مجلس قبل از آنکه او عامل دولت در وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری شود، از وی بخواهند که درباره مدرکش توضیح دهد تا مانند ماجرای علی کردان چند ماه بعد مجبور به استیضاحش نشوند.
به گزارش موج سبز آزادی، آقای کامران دانشجو که به عنوان عامل دولت کودتا در وزارت علوم پیشنهاد شده و قرار است مسئولیت دانشگاهیان کل کشور را به عهده بگیرد، خود با ابهامهای جدی در خصوص مدرک دانشگاهیاش روبهروست. این در حالی است که او از سالها قبل در دانشگاه علم و صنعت به عنوان «استاد تمام» مشغول تدریس است و با همین مدرک دانشگاهی در چندین مسئولیت مهم دولتی نیز حضور یافته است.
وی در معرفینامهاش به عنوان فرد پیشنهادی احمدینژاد برای تصدی وزارتخانه، ادعا کرده که دارای مدرک «دکترای هوافضا از کالج لندن» است و مسئولان دولت نیز در تبلیغات برای رای اعتماد، همین عنوان را برای وی ذکر کردهاند. اما مشکل در اینجاست که در تاریخ انگلستان، دانشگاهی به نام «کالج لندن» وجود نداشته و ندارد!
با این حال فرض میکنیم که تنها بیان نام فارسی دانشگاه دقیق نبوده و مشکلساز شده است، مثلا شاید منظور کالج سلطنتی لندن است و یا کالج دانشگاهی لندن! از این رو به صفحه معرفی او در سایت دانشگاه علم و صنعت مراجعه میکنیم تا عنوان دقیق دانشگاه محل تحصیل وی در مقطع دکترا را پیدا کنیم. به هرحال اگر کسی سالها در یک دانشگاه تحصیل کرده باشد، لااقل باید نام دقیق آن را بداند. اما با کمال تعجب میبینیم که در این صفحه، «دانشگاه منچستر انگلستان» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو در مقطع دکترا اعلام شده است! این تناقض، باعث تعجب بیشتر میشود و برای رفع ابهام مجبور میشویم به صفحه انگلیسی کامران دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت برویم، اما باز میبینیم که در این صفحه نام جدیدی برای دانشگاه به شکل انستیتو امپریال منچستر اعلام شده است:
Manchester Imperial Institute of Science and Technology, U.K.
این عنوان ربطی به عنوان دانشگاه منچستر ندارد. اما باز تردید میکنیم و عنوان این مؤسسه آموزشی (که در واقع دانشگاه نیست) را در سایت گوگل جستوجو میکنیم تا از کیفیت و اعتبار آن مطلع شویم. ولی با کمال تعجب میبینیم که غیر از صفحات مربوط به آقای کامران دانشجو، در هیچ جای دیگر جهان اثری از این دانشگاه نیست! جالب است که در صفحه آقای دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت، نام دانشگاه «کویین ماری» که در لندن قرار دارد اما ربطی به عنوان کالج لندن ندارد، به عنوان محل تحصیل مقطع لیسانس و نه دکترای آقای دانشجو اشاره شده است.
این مجموعه تناقضها، «موج سبز آزادی» را وادار کرد که بیشتر درباره سوابق دانشگاهی وی تحقیق کند. به لیست مقالات آقای دکتر مراجعه میکنیم. لیست بلند بالای مقالات ایشان هم در صفحه فارسی و هم در صفحه انگلیسی سایت دانشگاه علم و صنعت موجود است. این مقالات هم در ژورنالها و هم سمینارهای داخلی و خارجی به همراه دانشجویانشان اسم ایشان را درج کرده است. اما با بررسی تک تک این مقالات از سایتهای مختلف، متوجه میشویم که نام دانشگاه ایشان همان دانشگاه علم و صنعت است و در دانشگاههای انگلیسی وی هیچ مقالهای تولید نشده است. با دقت به تاریخ این مقالات متوجه می شویم که اولین مقاله وی در سال 1999 منتشر شده است. عجیب است! ایشان سال فارغالتحصیلی خود از هر دانشگاه مفروضی در انگلستان را ننوشته، اما سوابق اجراییاش نشان میدهد که از سال 1368 به بعد در ایران حضور داشته است و در هر صورت از محالات است که ایشان دوره فوق لیسانس و دکترا را در لندن گذرانده باشد و محض رضای خدا حتی یک مقاله علمی هم نداشته باشد؛ تا آنکه اولین مقاله علمی را در سال 1999 نوشته باشند.
تردید بیشتر میشود. به کتابخانه امپریال کالج لندن مراجعه میکنیم و پایاننامهای به نام کامران دانشجو پیدا نمی کنیم. در کتابخانه دانشگاه منچستر هم چیزی پیدا نمیشود. به آرشیو پایاننامههای دکترای دانشجویان در کتابخانه ethos.bl.uk مراجعه میکنیم که باز هم در آنجا اثری از اسامی daneshjo یا daneshjoo یا daneshjou یافت نمیشود. هیچ اثری از تحصیل او در مقطع دکترا در انگلستان وجود ندارد، غیر از ادعای خود او.
تحقیقات را گسترش میدهیم. به فرضیهای بر میخوریم مبنی بر اینکه ایشان یکی از هشت دانشجوی ایرانی است که در جریان ماجرای سلمان رشدی از انگلیس اخراج شدند و در ایران دکترا گرفتند. هرچند اگر این درست باشد، خود نشانهی دروغ بزرگ وی مبنی بر اخذ دکترا از دانشگاههای لندن و یا منچستر است، اما باز این فرض را بیشتر بررسی میکنیم. به روزنامه قدس 26 اسفند ماه میرسیم که خبری را به نقل از ایرنا نقل کرده است. عین خبر را ببینید:
دانشجو: سفير ايران در لندن نمي شوم
ايرنا- استاندار تهران با رد شايعه انتصاب خود به عنوان سفير ايران در لندن گفت كه پس از اخراج از انگليس در دوران دانشجويي، به اين كشور و همه كشورهاي عضو پيمان شينگن ممنوع الورود شده است. دكتر كامران دانشجو، استاندار تهران درباره برخي اخبار منتشرشده غيررسمي در مورد احتمال سفير شدن وي در لندن، گفت: من به انگليس ممنوع الورود هستم. وي توضيح داد: من در قضيه سلمان رشدي به همراه هفت دانشجوي ديگر، از انگلستان اخراج شديم و در گذرنامه من درج شده تا زماني كه موضوع سلمان رشدي وجود داشته باشد، من حق ورود به انگلستان و كشورهاي پيمان شينگن را ندارم.
پس آقای دانشجو، دانشجو بوده که از انگلستان اخراج شده و لذا مدرکی دریافت نکرده است. تا این جای مشکل حل شد و دروغ اول وی ثابت شد. ایشان در سال 1989 از انگلستان اخراج شده، حق بازگشت هم نداشته و در عین حال ادعا میکند که سه مدرک دانشگاهی از آنجا گرفته است! قرار است با همین مدارک، وزیر علوم ایران هم بشود و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور را مدیریت کند. آیا اینها همه برای نمایندگان برانگیز غیر وابسته به دولت کودتا سؤالبرانگیز نیست؟
اما ابهامات همچنان باقی است. بر فرض که او در ایران دکترا گرفته باشد؛ سؤال اول این است که از کدام دانشگاه؟ دستکم در سایتهای دو دانشگاه صنعتی شریف و علم و صنعت تهران که بررسیهای «موج سبز آزادی» نشان داد هیچ اثری از پایاننامه آقای دانشجو پیدا نمیشود. جا دارد نمایندگان مستقل مجلس از ایشان بخواهند جدا از دروغی که درباره اخذ مدرک دانشگاهی از کالج لندن و یا موسسه امپریال منچستر گفته است، توضیح دهد که مثلا اگر در ایران مدرک معادل گرفته، از کدام دانشگاه بوده و پایاننامهاش کجاست.
و سؤال دوم اینکه ایشان در دانشگاه علم و صنعت تهران به رتبه استاد نائل شده است. دانشگاهیان به خوبی میدانند که طی مدارج مختلف برای رسیدن به مرحله استاد تمامی، بسیار سخت است و نیاز به تولید مقالات بسیار و سرپرستی تعداد زیادی دانشجوی دکترا و فوق لیسانس دارد. اکنون با مقایسه رزومه تحصیلی جناب آقای دانشجو با یکی دیگر از اعضای هیات علمی همان دانشگاه که اتفاقا به واقع هم در دانشگاه منچستر تحصیل کرده است، هم میتوان دید که چگونه باید ارجاعات معتبر به دانشگاه استاد و پایاننامه دکتری و فوق لیسانس داشت، و هم میتوان مقایسه کرد حجم مقالات و فعالیتهای علمی دو طرف را، در حالی که یکی دانشیار باقی مانده است و دیگری که طی این مدت همواره مشغول فعالیتهای اجرایی در مناصب دولتی مانند استانداری، معاونت و ... بوده و فرصتی برای کار دانشگاهی نداشته، توانسته به درجه استاد تمام برسد. این دو صفحه را ببینید و مقایسه کنید:
http://www.iust.ac.ir/find-14.1958.1488.fa.html
http://webpages.iust.ac.ir/msharifi
کامران دانشجو که در انتخابات پر حرف و حدیث دهم ریاستجمهوری، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور بود، توسط علی کردان به قائم مقامی این وزارتخانه منصوب شد. کردان هنوز دو ماه از امضای این حکم نگذشته بود که به جعل و تقلب متهم و برکنار شد. حال آیا نوبت کامران دانشجو رسیده است؟ و آیا اگر ثابت شود که او در اعلام آخرین مدرک دانشگاهیاش دروغ گفته و تقلب کرده، نمیتوان حدس زد که چنین فردی میتواند در آرای مردم نیز دست ببرد، عامل تقلب باشد و همزمان در روز روشن در صداوسیما به مردم دروغ بگوید؟
ساعاتی پیش کودتاگران به قصد ایجاد تفرقه و انحراف در مکان برگزاری راهپیمایی فردا، اقدام به ارسال ایمیلی به اسم موج سبز آزادی و از آدرسی مشابه آدرس رسمی الکترونیکی این پایگاه خبری به ایمیلهای کاربران اینترنتی نمودند. در این پیام اینترنتی محل شروع راهپیمایی از میدان آزادی عنوان شده است.
متن این پیام به این شرح است:
مرگ بر دیکتاتور – زنده باد سبز آزادی توجه – توجه عوامل کودتا و مزدوران آن ها از هفته های گذشته در محدوده ی خیابان طالقانی و اطراف برای پیشگیری و برخورد با راهپیمایان مردمی برنامه ریزی و اقدام به تجهیز ساختمان های اطراف برای دستگیری و برخورد با راهپیمایان نموده اند بر اساس آخرین تصمیم جنبش سبز تجمع بزرگ سبز در روز 13 آبان ساعت 10 صبح از میدان آزادی صورت خواهد گرفت رسانه شمائید – منتشر کنید
موج سبز آزادی به اطلاع کلیه خوانندگان عزیز میرساند که این ایمیل متعلق به ارگان رسمی خبری موج سبز آزادی نبوده و صرفا به جهت ایجاد انحراف و تفرقه از سوی کودتاگران به ایمیلهای کاربران اینترنتی ارسال شده است. کماکان همانگونه از پیش اعلام شده بود، محل شروع راهپیمایی از میدان هفتم تیر به سمت خیابان مفتح و طالقانی است و تا مقابل سفارت سابق آمریکا ادامه خواهد داشت. هر گونه تغییر در محل یا زمان راهپیمایی که از ایمیلهای تقلبی و ناشناس اعلام میشود را نادیده بگیرید و نگذارید کودتاگران در صفوف راهپیمایی سبزها اختلال ایجاد کنند.
مسعود بهنود
روزها همچون هماند و چون هم نیستند. کدام یک شبیه به هماند در تاریخ ملتها. اما هر کدام از روزها تاریخچهای به دنبال میتواند داشت. و همین جاست که تفاوت ها گاه فاحش می شود. اینک رسیدهایم به نزدیکی نیمه آبان. آیا می توان در این روز دنبال ماجراهائی گشت که مشخصش بدارد.
در پرش های سیزده آبانی، همان روزها که شهری چون تهران، شهر چنارها و لک لک ها، زمین و زمانش زرد می شود، چنین می نماید که حادثه ها می توان یافت. چندان مهم که گذری بر آن گذری است هر چند کوتاه بر تاریخ معاصر. پس انگار یکی از این زنده یاب ها، که بعد از هر زلزله در دست گروه نجات است و حرکتش می دهند روی زمین زلزله زده می گذرد و زنده ای یافته و از همین بالا دارد خطش را دنبال می کند. بی خبر از بن بست ها و خطرهائی که در زیر پوست زمین درج است.
سیزده آبان سال 57 هنوز شهر شعله می کشید و انقلاب در جانش بود اما هنوز شاه نرفته بود گرچه شب ها سرد بود و صدای تانک در گوش جان ها و الله اکبر بر پشت بام ها، کماندوها نابهنگام حمله ای به دانشگاه تهران بردند، دوربین پرویز نبوی فیلمش را گرفت و هیکل باریک دکتر شیبانی که یک تنه ایستاده بود در مقابل هیبت کماندوهای ارتش شاهنشاهی [آخرین جلوه استقلال دانشگاه، چون نفر بعدی دکتر محمد ملکی رییس دانشگاه شد که هم اکنون در زندان است] روی پرده تلویزیون های مردم نشست و خون در رگ ها به جوش آمد از فکر اینکه جوانانشان هدف تیر و سرنیزه ها هستند. از این زمان تا اوج گیری نهضت چنان که شاه برود و امام بیاید فاصله ای نبود.
سال بعدش اما سیزده آبان داستانی دیگر شد. شعله ها فرونشسته اما هنوز شعارهای انقلابی بر دیوار ها بود و جوانانی که سال قبل هدف گلوله ها واقع نشدند این بار جلوه گری گرفته بودند. در این روز جمعی از اینان [از همه گروه ها] از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند. آنان به خیال خود کاخ های سلطنت را فتح کرده بودند و مانده بود فتح کاخ های استکبار جهانی که مظهرش همان ساختمان خیابان تخت جمشید [طالقانی فعلی] بود که به شدت توسط کمیته ماشالله قصاب [که حکم از یکی از دو معاون آقای مهدوی کنی رییس کمیته های انقلاب داشت، یعنی یا حجت الاسلام ناطق نوری و یا حجت الاسلام علی فلاحیان] محافظت می شد. گرچه یکی دو تفنگدار دریائی آمریکائی هم بودند که سفیر و مقامات اصلی سفارت را مراقبت می کردند. جوانان از دیوار سفارت بالا رفتند. دو سه تیری شلیک شد اما دیپلومات ها به تفنگدارها دستور دادند که تیراندازی نکنند و نفر اولشان راهی وزارت خارجه شد تا مانند دفعه قبل شاید کسی به داد برسد. جوانانی که از سفارت بالا رفتند در روزنامه ها خوانده بودند که آمریکا به شاه سرانجام اجازه ورود به نیویورک داده و تحلیل کرده بودند که این یعنی آمریکا قصد دارد شاه را به تخت برگرداند.
در آن زمان دولتمردان و اعضای شورای انقلاب [روحانیون بزرگ زمان] باور داشتند که چنین تحلیلی درست است. اما به اطمینان می توان گفت هیچ یک از آن ها که امروز زنده اند دیگر باور ندارند که در سال 58 بازگشت شاه به ایران ممکن بود. مهندس بازرگان و دکتر یزدی در آن زمان هم می دانستند و احیانا آیت الله بهشتی و مصطفی چمران وزیر دفاع که نه در آمریکا میلی به بازگرداندن شاه هست، و نه در شاه توانی. اما به همین نسبت جوانانی که از دیوار بالا رفتند هیچ تردیدی نداشتند که تحلیلشان درست است و آمریکا دارد تدارک کودتا و بازگرداندن شاه را می بیند و دولت بازرگان هم مماشات می کند و دارد انقلاب را به خطر می اندازد. کسی نمی داند که در آن زمان آیت الله خمینی هم می دانست که شاه بازگرداندنی نیست یا نه.
حکایت سیزده آبان سال 58 می توانست مانند اسفند سال قبلش شود، با دخالت چند عضو شورای انقلاب حل شود و آمریکائی ها نجات یابند، اما چنین نشد. طرفه آنکه پیر این قوم، فردایش با شرایطی پذیرفت که جوانان را تائید کند. جوانان به شرایط تن دادند و شبانه موسوی خونینی ها روحانی معرفی شده توسط احمد خمینی را به ریاست خود برگزیدند و دانشجویان هوادار گروه های سیاسی چپ را از جمع خود بیرون راندند. و شد آنچه پیش بینی ناپذیر بود. انقلاب خط عوض کرد. همان کسی که با تصمیم خود چنین کاری را تائید کرد و به آن ابعاد و اندازه داد، یعنی آیت الله خمینی، گفت این انقلاب دوم است. انقلاب دوم، سالخوردگان و با تجربه ها را از اردوی انقلاب راند، از بازرگان و دکتر سحابی، تا شریعتمداری و طالقانی [گرچه این آخری راندنش اعلام نشده درگذشت] تا تیم از فرنگ برگشته انقلاب [گرچه بنی صدر یک سالی به غلط خود را مستثنی دید].
این انقلاب دوم چندان اساسی بود که حادثه مهم حمله نظامی [گرچه محدود] کماندوهای آمریکائی [عملیات طبس] را در پی آورد. حادثه ای که با شکست آمریکائی ها، اهمیتش در تاریخ گم شد و حادثه مهم تر را که شاید بتوان انقلاب سوم نامید، یعنی جنگ هشت ساله.
در ظاهر اولی با تصمیم دولت آمریکا صورت پذیرفت[وقتی پذیرفت که شاه را به نیویورک ببرند] و آخری با تصمیم صدام حسین شکل گرفت که خیالات بزرگ داشت در مغزی کوچک. اما در عالم واقع چنین نبود. هر دو حادثه سرنوشت ساز با تصمیم آیت الله خمینی چنین بزرگ شد که زندگی نسل ها را در ایران و منطقه تحت تاثیر گرفت. میلیون ها خانوار، هزاران میلیارد دلار ثروت جا به جا شد، و اگر اثرش را در حرکت شوروی در حمله نظامی به افغانستان در نظر آوریم و تاثیر این حادثه را در فروپاشی بلوک شرق، باید گفت این دو تصمیم بنیانگذار جمهوری اسلامی اثری مهیب در جهان گذاشت و جهان دو دهه پایانی قرن بیستم را بیش از هر حادثه دیگر دگرگون کرد.
پس سیزده آبان سال 58 مهم بود و مهم تر شد. از جمله چهره آیت الله خمینی را باز و آشکار کرد. پس از این ها بود که مشهور گشت که او می خواهد و می شود. چنان که گفت شاه برود رفت، گفت کارتر برود رفت، هنوز ده سال مانده بود تا معلوم شود که آخرین برود او که صدام حسین باشد، نمی رود. در پایان جنگ پیرمرد از همین رو با آن نثر منقلب و پرسوز جام زهر نوشید، وقتی که سایه مرگ هم پشت در بود. اما سیزده آبان اتفاق افتاد، در زمان خود هیچ کس حتی بزرگ ترین شخصیت قصه یعنی آیت الله خمینی هم نمی دانست که این روز و این حرکت با تاریخ سیاسی پایان قرن بیستم چه می کند. آندره فونتن سه سال بعد درباره این روز نوشت "به حتم چیزی شبیه به شکست آمریکا در ویت نام بود، جوانان از دیوار بالا رفتند چیزی شبیه به هزیمت آمریکائی ها از سفارتشان در سایگون"
اگر این سخن مدیر لوموند را اصل بگیریم باید گفت ماجرای فتح سفارت آمریکا در سایگون [هوشی مین سیتی بعدی]، پایان سی سال درگیری در جنوب شرق آسیا بود و سیزده آبان و حادثه تهران آغاز سی سال درگیری مسلمانان میانه خاوری آسیا با آمریکا.
کمتر از ده سال بعد از انقلاب دوم، خالق این انقلاب درگذشت و ادامه ماجرا را برای جانشینان خود گذاشت. جانشینان وی آقایان خامنه ای و هاشمی رفسنجانی شدند، گفته شد وی خود چنین خواسته [یا دست کم اینکه مخالفتی نکرده بود که] این دو تن پشت به پشت و دست در دست کار را جلو برند از جمله اینکه با سرمایه ای که پدر نظام نهاده بود روزگار بگذرانند و بکوشند آن سرمایه را به هدر ندهند. آن سرمایه "نه" به آمریکا بود. همان سرمایه ای که روز سیزده ابان به حساب جمهوری اسلامی و ملت ایران ریخته شد. از آن پس دولت ها بودند که می خواستند مصرفش کنند[گرچه که دولت میرحسین موسوی به این ماجرا وارد نشد] و رهبر بود که می باید جلویشان را بگیرد. در اول کار برای حفظ سرمایه هر نوع مذاکره و معامله ای با آمریکا ممنوع اعلام شد، مگر در موارد خاص.
اول بار مذاکره بین دو طرف، در پایان گروگان گیری رخ داد و گفتگو با وارن کریستوفر [معاون وزارت خارجه کارتر] و تدارک بیانیه الجزایر بود. دوم بار فرماندهی جنگ موافقت کرد که برای تقویت جبهه ها با دولت ریگان معامله شود [حکایت ایران – کنترا]، چنین می نمود که این هر دو ماجرا که اجرایش را هاشمی رفسنجانی به عهده داشت، با اجازه جماران، پس از صوابدید مقامات عالی و برای حفظ نظام بود، نه مانند ملاقات پنهانی قطب زاده و نماینده کارتر که سرش را به باد داد.
اما چندان که فرمانده جنگ و کسی که مجاز به دوبار گفتگو با آمریکائی ها شد، ریاست دولت را در دهه دوم جمهوری به دست گرفت و خیال آن در سرش افتاد که امیرکبیر را الگو کند و "سردار سازندگی" شود، برای بازسازی ویرانه های جنگ از هر گوشه کشور به او گزارش پشت گزارش رسید که معجزه اقتصادی منوط است به حل مشکل با آمریکا. این یعنی مصرف کردن از سرمایه ای که بنیانگذار به ارث گذاشته بود.
در این بیست سال آیت الله خامنه ای نشان داد که برای دادن اجازه مصرف این سرمایه، سخت تر از مقتدای خویش است، پس محکم ایستاده. تا زمانی همین ایستادگی در زمینه هائی موجد تجربه و ابداع و تحرک بود، اما هر چه گذشت غرب هم با تجربه تر شد و درزها را بسته تر کرد تا جائی که وقتی نظام پذیرفت برای بالابردن درآمد نفتی خود چاره ای جز دادن قرارداد استخراج به شرکت های آمریکائی نیست و شرکت ها – حتی مانند هالی برتون به مدیریت جینی معاون بعدی رییس جمهور آمریکا ـ به ایران آمدند و مشغول شدند، این مجلس آمریکا بود که راه را به کونکو و هالی برتون بست و راه توتال و بریتیش پترولیوم را هم. و این هوشمند شدن تحریم ها بود که کم کم پاشنه آشیل را هم نشان داد و تحریم بنزین را در دستور آمریکا گذاشت. تحریمی که این وسط امضای دیگر کشورهای جهان هم برای آن کسب شده بود.
کشمکش بر سر رابطه با آمریکا – همزمان با جریان مشهور به تهاجم فرهنگی که نظریه ای است متعلق به آیت الله خامنه ای و دولت های گذشته با آن همدل نبوده اند – دو خطی است که دولت ها را در بیست سال گذشته در مقابل دستگاه رهبری قرار داده است، در دولت های هاشمی و خاتمی ماجرا با تغییرها و بدگوئی ها و بازگذاشتن دست این و آن برای پرده دری و فحاشی به دولتمردان مهار شد، اما اینک در دولت احمدی نژاد که خود برساخته بخشی از بیت رهبری است ماجرا به نقطه ای دیگر رسیده است.
دولت احمدی نژاد همزمان با ابراز نگرانی ها درباره سلامت رهبر جمهوری اسلامی دچار این توهم است که با تضعیف و حتی حذف روحانیت، در راس آن ها هاشمی رفسنجانی، در وضعیتی قرار دارد که تصمیم گیرنده اصلی آینده باشد، و از همین جهت حتی برای مصرف کردن سرمایه موعود [نه به آمریکا که به ارث مانده از آیت الله خمینی است] نیازی به کسب اجازه در خود نمی بیند، چنان که در دولت قبلی خود برای هزینه کردن صندوق ذخیره ارزی هم مشکلی نداشت. از همین رو از ماه های آخر دولت نهم، فرستادگان احمدی نژاد سناریوئی را با دولت آمریکا جلو بردند [حتی با دولت جورج بوش]، این سناریو بخش هائی داشت که تاکنون طرفین وفاداری خود را به آن نشان داده اند. نه سخنی که مشائی گفت در باب اسرائیل و مردم آن کشور تصادفی بود و نه قرار دادن یک آمریکائی که تا شش ماه پیش ساکن تل آویو بود به عنوان مشاور رییس جمهور.
این سناریو را شاید بتوان از نشانه هایش شناخت.
یک اشاره کوچک. آمریکائی ها وقتی اول بار برای دشمن خونریز سابقشان در ویت نام پیام فرستادند که حاضرند از در دوستی در آیند چون مردم گرسنه اند و دومیلیون نفر افلیج و بی دست و پا از جنگ بر دوش دولت افتاده است، پاسخش واشنگتن سرد و در حد ارسال گونی های گندم بود اما کم کم به نشانه ها رسیدند. یعنی خواستار همان ساختمان سفارت شدند که از پشت بامش به خواری گریخته بودند. و بعد خواست هایشان تا جائی رفت که رسید به مبادله سفیر. اصرار کردند یک افسر آمریکائی که قبلا اسیر بوده در دست ویت کنگ ها، به سفارت آن کشور پذیرفته شود، و تازه ژنرال جیاپ فرمانده افسانه ای جنگ، فردای روز رسیدن سفیر، به دیدن وی برود. مطابق اسناد منتشر شده این شرط تنها با اطمینان یافتن آمریکائی ها از بیماری و کهولت ژنرال جیاب منتفی شد، اما به جایش ویت نامی ها تعهد کردند که جیاب دیگر هیچ میهمان خارجی نپذیرد. اما نشانه عمده تر مربوط به سالگرد سقوط سایگون بود. این روز درست مصادف شد با روزی که سفیر جدید [اسیر سابق] استوارنامه اش را به رییس دولت تقدیم داشت.
برگردیم به صحنه داخلی. اولین باری که دولت های تهران و واشنگتن عشوه گری آغاز کردند. سیزده آبان سال 85 خبری عجیب به سراسر جهان مخابره شد. عباس عبدی چهره اصلی دانشجویان اشغالگر سفارت آمریکا دستگیر شد. اتهامش: رابطه با آمریکا. عبدی دو سه باری پیش از این زندانی شده بود اما این بار زندانی شدن در این روز برای نشانه شناسان معنای دیگر داشت.
امسال در آستانه سیزده آبان و در سی امین سالگرد اشغال سفارت [دردناک ترین حادثه سیاست خارجی آمریکا در نیمه دوم قرن بیستم]، ناگهان سر و صدائی در مورد موسوی خوئینی ها به راه افتاد روزنامه های متعلق و هوادار دولت – جوان، وطن امروز و ایران – شروع کردند با تیترهای بزرگ علیه مدیر سابق روزنامه سلام بدگوئی کردن و تقاضای محاکمه وی را مطرح ساختن. نشانه شناسان گمان بردند دستگیری کسی که رییس دانشجویان خط امام [گروگان گیر آمریکائیان] بوده است و گروگان ها همگی در خاطرات خود از او نوشته اند، به سادگی نیست و می تواند بخش هائی از یک سناریو باشد. اما پیدا نیست که بر حسب کدام منطق و ضرورت جای موسوی خوئینی ها به بهزاد نبوی داده شد که در زندان بود و پیام به سادگی قابل ارسال. نبوی علاوه بر آنکه فرد متنفذ دولت رجائی است مهم ترین چهره ضد آمریکائی آن کابینه هم بود، مگر نه که او طراح و تئوریسین حرکت های دولت رجائی بود و همو رجائی را برد که در سازمان ملل علیه شاه و آمریکا سخن بگوید و پای شکنجه دیده خود را عیان کند، و سرانجام اوست که در جریان بیانیه الجزایر وارن کریستوفر را باپیشنهاد آخرین لحظه خود به گریه انداخت . همان پیشنهادی که به نوشته کارتر و همکارانش باعث شد که جیمی کارتر انتخابات را به ریگان ببازد. سرنوشت انتخابات 1980 آمریکا در گرو گروگان گیری در تهران بود و کارتر حاضر به دادن همه نوع امتیازی. مذاکرات به سرعت شکل گرفت و در الجزیره به نتیجه نزدیک شده بود که بر اساس خاطرات بیان شده بهزاد نبوی رییس هیات مذاکره کننده دولت ایران، وارد شد و ان قلت تازه ای انداخت که به معنای آن شد که روز انتخابات، گروگان ها در بند ماندند و کارتر بازنده شد. داغ بزرگی بر دل دموکرات ها.
بدین گونه به نظر می رسد دولت محمود احمدی نژاد با اجرای بخش هائی از یک سناریو به جائی می رسد که امیدوارست که همین ماه ها دست در دست اوباما بگذارد. او برای واشنگتن پیام می فرستد که دولتمردان سابق،[حتی هاشمی رفسنجانی که در مورد قدرتش اغراق می شد و به گزارش آمریکائی ها بیش از هر مدیر و روحانی دیگری در ایران در سی سال گذشته علیه آمریکا سخن گفته است] جرات آن نداشتند که فضای رسانه ای داخل را به طور شفاف از گفتگو درباره لزوم مذاکره با آمریکا پر کند، در حالی که دولت احمدی نژاد چنین کرده است. تندروترین روزنامه کشور کیهان نگاه کنید که این بار برای مذاکرات و نزدیک شدن دولت به واشنگتن نه که پیراهن نمی درد بلکه جاده را هم صاف می کند. این ادعا نادرست نیست. هیچ دولتمردی در جمهوری اسلامی جرات چنین اقدامی نداشته و این جز با حمایت رهبر جمهوری اسلامی شدنی نیست.
بدین گونه فقط مانده است یک ماموریت تازه برای سیزده آبان، و این همانی است که میرحسین موسوی در پیام خود بدان اشاره کرد. نسل جوان موج سبز این بار در روزی که روزگار برایشان انتخاب کرده است، قرار است وارد صحنه مهمی شوند. دستگاه دولت از پیش آرایش تهدید آمیز به خود گرفته تا جوانان را بترساند و از آمدن سبزها در روز سیزده آبان جلوگیری کند، هم با گماشن سرداران بد اخم و تند سابقه [مانند نقدی و طائب] به فرماندهی ها، و هم برقراری مانوری خنده دار و نمایش شکنجه و آزار سبزها در خیابان های اصفهان[که بی سابقه بوده است] و هم با اعلام آنکه بسیج به فرماندهی نقدی سه میلیون نفر به تهران می آورد، کوشش دارند با التماس و تحبیب هم شده از جوانان بخواهند این روز را به آن ها واگذار کنند که سناریویشان به خوشی بگذرد و احمدی نژاد، یا یکی از اعوانش، در سخنرانی رمزی برای واشنگتن بفرستد.
کار تا جائی رفته که میلیاردها تومان گذاشته اند که یک دسته سبز قلابی وارد صحنه کنند که فردای سیزده به در نشان دهند که سبزهای موجود همان دوستان ما بودند و سبزشان علوی بود. نهایت استیصال.
در چنین زمانی ماموریت تازه سیزده آبان این نیست که خلاف عادت خود مرگ بر آمریکا سر دهند برای مخالفت با سناریو دولت احمدی نژاد. ماموریت جوانان سبز در روز سیزده آبان ثبت تاریخ دیگری است. حادثه ای علیه تقلب، تلاشی علیه ریا کاری. مطرح کردن این سئوال که چرا کیهان روزنامه ضد استکباری در روزهائی که همه جهان از گردش و چرخش صد و هشتاد درجه ای دولت احمدی نژاد در برابر آمریکا و در جریان پرونده هسته ای می نویسند، ساکت مانده و درباره گرانی و ارزانی می نویسد.
ریاکاری و تقلب آن است که دولتی که در حال گفتگو و مغازله با واشنگتن است دستگاه تبلیغاتی اش همچنان اصلاح طلبان را به تهمت و افترا دست نشاندگان و دوستان آمریکا می خواند.
سیزده ابانی که آن انقلاب دوم سی ساله شده، زمان بلوغ جنبش است و بلوغ مردمی که در آن روز به جشن و پایکوبی خیابان های اطراف سفارت را قورق کرده بود. آنانی که آرمانخواهی شان یک بار وسیله قدرت طلبی ها شد، اما اینک قصه را در گوش فرزندان خود خوانده اند و فرزندانشان دیگر به خواب نمی روند.
منبع: روزآنلاین
سیزدهم آبان امسال از اهمیت دوچندانی برای ما سبزها برخوردار است. از یک سو احیای یک میراث تاریخی ارزشمند بر دوشمان سنگینی میکند که همانا مبارزه با ظلم در هر شکلی از آن است و از سوی دیگر بار امانتی که شهدا و اسرای جنبش به یادگار گذاشتهاند بر دوشمان سنگینی میکند. شهدایی که با خونشان نهال این جنبش را به ثمر رساندند و اسرایی که بسیاریشان در آفریدن حماسه ۱۳ آبان دخیل بودند و اینک اسیر بند کودتا هستند. موج سبز آزادی نیز در کنار مردم سبز ایران در موجآفرینیهای مخصوص شب و روز سیزدهم آبان حضور خواهد داشت. هر کدام از ما رسانهای مستقل و آگاهیم و در آفریدن هر یک از این موجها سهیم و دخیل. پس نقش تاریخساز خودمان را جدی بگیریم و با اطلاعرسانی به دوستان و آشنایان و خویشاوندان در گستراندن موج سبز آزادی در سراسر ایران همراه شویم.
آرش معتمد
روز:
شانزدهمين نمايشگاه بين المللي مطبوعات وخبرگزاري ها درحالي با شعار "ارتقاي جايگاه رسانه و تعميق اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري" درمحل مصلاي تهران آغاز شد كه جمع کثیری از نيروهاي لباس شخصي، نيروهاي يگان ويژه،نيروهاي انتظامي و... امنيت آن را به عهده گرفته بودند. با این حال همراهان جنبش سبز موفق شدند در دفتر پیشنهاد و انتقادات نشریات حامی کودتا بنویسند: رسانه های شیطان، ایرنا و فارس و کیهان.
بنا بود مراسم افتتاحیه ساعت 16 آغاز شود اما از آنجایی كه حامیان جنبش سبز خبر از حضورشان در این مراسم داده بودند شب قبل از آغاز نمایشگاه از سوی ستاد برگزاری نمایشگاه اعلام شد كه مراسم افتتاحیه بدون حضور مردم و ساعت 15 آغاز و از ساعت 18 درهای نمایشگاه برای حضور عموم مردم باز میشود.
با این وجود کسانی كه پس از صدور اجازهی ورود، در نمایشگاه حضور یافتند در حركتی نمادین و خودجوش اعتراضشان را به گونهای نو به رسانههای حامی دولت كودتا اعلام كردند. هواداران جنبش سبز با حضور در مقابل غرفهی روزنامهی كیهان در دفتری كه برای یادداشت بازدیدكنندگان تدارك دیده شده بود شعارهایی از جمله "مرگ بر دروغگو"، "مرگ بر دیكتاتور"، "ما بیشماریم"، "ما دوباره سبز میشویم"، "رسانههای شیطان، ایرنا و فارس و كیهان"، "13 آبان و 16 آذر بار دیگر سبز میشویم" و جملاتی در حمایت از میرحسین موسوی و مهدی كروبی نوشتند و در اقدامی دیگر روبان سبزی را به یكی از پرچمهای كیهان متصل كردند.
این حركت در مقابل غرفهی روزنامهی اعتماد و سرمایه نیز به گونهای دیگر رخ داد. حامیان جنبش سبز با دیدن بنر سبز رنگ "اعتماد" در دفتری كه مسئولان غرفهی این روزنامه تهیه كرده بودند در حمایت از شجاعت مدیرمسئول اعتماد جملاتی نوشتند.
به دنبال این مسئله، نيروي حراست نمايشگاه به سرعت توسط لباس شخصي ها شروع به فيلمبرداري از دفاتر انتقادها و پيشنهادها کرد و پس از مشاهده فيلم ها به سرعت به اين نتيجه رسيد كه يا همه دفترهاي موجود جمع آوري شوند يا تمام صفحه هاي نوشته به يكديگر منگنه شوند به نحوي كه قابل بررسي ومطالعه براي مراجعه كنندگان نباشند. آنچه در دفترهاي انتقادات وپيشنهادها بيش از همه به چشم مي خورد، تبليغ درباره "تجمع بزرگ خس وخاشاك در 13 آبان" بود.
حامیان جنبش سبز پیش از این در پيام هاي اينترنتي خود اعلام كرده بودند كه "قصد دارند درمراسم افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات در حمایت از روزنامه نگاران بازداشتی و پاسداشت آزادی مطبوعات با نمادهای سبز، تجمع اعتراضی خود را در زمان سخنرانی مسولان دولتی برگزار کنند".
از ديگر برنامه های سبزها، پخش برگه هایی در محکومیت رسانه های حامی کودتا در محوطه مصلای تهران به ویژه روبروی غرفه های کیهان، فارس، ایرنا، جوان، وطن امروز و ایران بود. سبزها همچنین اعلام كرده بودند كه این برنامه ها با حضور دانشجویان و دیگر اقشار جامعه در طول روزهای برگزاری نمایشگاه اجرا خواهد شد.
به دنبال این اعلام ها بود که نمایشگاه مطبوعات باشرکت وزير فرهنگ وارشاد اسلامي در میان تدابیر شدید امنیتی و در غیاب مردم افتتاح شد.در مراسم افتتاح این نمایشگاه حضور نيروهاي اطلاعاتي بسیار برجسته بود و حتی نيروهاي انتظامي مراسم نظام جمع سربازان خود را درمحوطه مصلاي تهران برگزار کردند.
طيفي از مطبوعاتي ها مانند نشريه چشم انداز ايران، نمايشگاه شانزدهم را به دليل آنچه براهالي مطبوعات و... مي رود تحريم كرده بودند؛در عین حال موكت هايي كه هنوز نصب نشده و غرفه هايي كه بسياریشان هنوز برپا نشده بودند نشان دهنده نگرانی و دستپاچگی مسئولان این نمایشگاه بود.
روز اول اين نمایشگاه با تذكرات مأموران حراست به مسؤولان بعضی از غرفهها كه در دفاتر آنها جملات اعتراضی نوشته شدهبود به پایان رسید، اما روزهای دیگر هم در پیش است.
شانزدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها تا 4 آبان ماه از ساعت 9 صبح تا 7 بعدازظهر میزبان مردم خواهد بود؛ مردمی که در میان آنان حامیان جنبش سبز جای ویژه ای دارند.
تاريخ : [دوشنبه 11 آبان1388] ، زمان : [22:24] ، موضوع : [جنبش سبز / اطلاعيهها و رويدادها] ؛
تو تظاهرات 13 آبان . هر جا شنیدید مردم نشستند توی خیابون تنهاشون نذارید و در سریعترین زمان به اونها بپیوندید . اگه لیوان آب دستتونه بذارین زمین و به سرعت خودتونو به اونجا برسونید . هر جای تهران که هستید . هموطنان ما در شهرستان شما هم وقتی شنیدید که تحصن ما شکل گرفته تنهامون نذارین .
افشاگری بی سابقه امام جمعه اهل سنت زاهدان در مورد تحرکات علنی و مخفی دولت احمدی نژاد برای سرکوب اهل سنت، بازتاب گسترده ای در سایت های فارسی زبان داشته است.
مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در آخرین خطبه های نماز جمعه خود، که به تازگی و با تاخیر در سایت ها بازتاب پیدا کرده، برای اولین بار در چهار سال گذشته شرح داده که چگونه در چهار سال گذشته، فشارها و سرکوب هایی بی سابقه علیه سنی ها مستقیما از جانب دولت و نیز روحانیون بانفوذ حامی احمدی نژاد طرح ریزی و اجرا شده است.
عبدالحمید، که به اذعان آگاهان محلی بیش از هر روحانی دیگری مورد احترام مردم در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد، در شرایطی سخن از درد و رنج های اهل سنت و فشارهای همه جانبه دولت احمدی نژاد بر زبان آورده که به دنبال حمله تروریستی اخیر گروه ریگی به سپاه پاسدارن، تعدادی از علمای برجسته اهل سنت در سیستان و بلوچستان بازداشت شده اند.
بگذارید زندگی کنیم...
خطیب نماز جمعه اهل سنت زاهدان، با ابراز نگرانی شدید از وضعیت پیش آمده در سیستان و بلوچستان خطاب به دولت احمدی نژاد گفت: "بیش از این به اهل سنت فشار نیاورید و بگذارید بدون دغدغه در کنار هم زندگی کنیم."
پایگاه رسمی اطلاع رسانی حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان، منبع رسمی بازتاب دهنده نظرات و دیدگاه های اهل سنت در سیستان و بلوچستان، که سخنان مولوی عبدالحمید را انتشار داده نوشته: "مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در قسمت دوم خطبه های جمعه این هفته با انتقاد شدید از احضار گسترده علمای شاخص و برجسته و بازداشت آنان توسط دادگاه ویژه روحانیت مرکز مشهد، به نقطه آغاز مشکلات و فشارهای مذهبی بر اهل سنت در دولت نهم اشاره کرده و گفت: در آن زمان بنده طی توقفی که در تهران به قصد سفر به حرمین شریفین داشتم با بعضی از افراد که در رده بالای حاکمیت بودند صحبتی داشتم. آنان صحبت هایی را مطرح کردند که دال بر این مطلب بود که دیگر کاسه صبرشان نسبت به اهل سنت لبریز شده است و تحمل آزادی مذهبی اهل سنت را ندارند و گویا می خواهند دست به یک سری اقدامات بزنند، و در آن نشست صحبتهای دیگری نیز مطرح شد که مصلحت نیست اینجا بیان شود."
این پایگاه خبری ویژه اهل سنت در ادامه گزارش خود، به نقل از خطیب نماز جمعه اهل سنت زاهدان مشکلاتی را بر شمرده که از آغاز به کار دولت نهم و با دستور مستقیم برخی از افراد صاحب مقام در دولت احمدی نژاد، گریبان گیر اهل سنت این استان شده است: "اولین مشکلی که در آن دوره (نهم) شاهد آن بودیم توهین های بی سابقه ای بود که به طور علنی به مقدسات اهل سنت می شد. این مساله باعث درگیری در زاهدان شد که مشکلاتی به وجود آورد و به نحوی گذشت و حل شد."
به گزارش این وبسایت، مولوی عبدالحمید در ادامه متذکر شده: "مشکل دومی که هرگز در اذهان جامعه اهل سنت نمی گنجید و به فکر کسی خطور نمی کرد و متاسفانه اتفاق افتاد مساله تخریب مدرسه عظیم آباد بود. حادثه ای که برای همه ما اعم از مرد و زن و پیر و جوان تلخ و سنگین بود، یک مدرسه اهل سنت با آن عظمت تخریب شود، ما در مورد این مساله گلایه کردیم و به مقامات بالا نامه نوشتیم و کوشش کردیم مساله به نحوی حل شود و مشکلات دیگری به وجود نیاید که متاسفانه تاکنون بدون حل باقی مانده است."
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه آورده: "مساله سوم مطرح کردن طرح ساماندهی مدارس اهل سنت بود، آن زمان انتخابات نزدیک بود و در ابتدا گفتند مدارس را تا پنج سال مهلت می دهند، سپس با به وجود آمدن جریان انتخابات و مشکلات پس از آن کمی مساله خوابید و ما نفس راحتی کشیدیم."
آغاز دور جدیدی از فشارها
مولوی عبدالحمید در بخش دیگری از اظهارات خود نسبت به افزایش فشار نهادهای دولتی بر اقلیت سنی ابراز نگرانی کرده و گفته: "اینک احساس می کنیم که فشارها دوباره شروع شده است و در شکل احضاریه گسترده و بی سابقه و بازداشت علمای شاخص اهل سنت ظاهر گشته است. بهانه این احضاریه ها وجود طلاب غیرایرانی یعنی افغانی و تاجیکستانی است. مردم تاجیکستان که سالها زیر یوغ شوروی از تعالیم اسلامی دور مانده و برای یادگیری علوم اسلامی به کشورهای اسلامی مراجعه می کنند، به عربستان و سوریه و مصر و پاکستان می روند و حتی عده ای در ایران در شهرهای قم و گرگان در حوزه های شیعه درس می خوانند، ما که علاوه بر بُعد فرهنگی و زبان، از لحاظ فقهی نیز با آنان نزدیکتریم، آنها می خواهند فقه حنفی و قرآن مجید را یاد بگیرند و کسانی که پیرو مذهب شافعی اند می خواهند فقه شافعی را فراگیرند."
وی افزوده: "با چنین بهانه هایی بر سر علمای اهل سنت فشار می آورند، از یک طرف طرح ساماندهی مدارس اهل سنت مطرح می شود و می گویند اگر این طرح را نپذیرید با شما برخورد قانونی خواهد شد و از طرف دیگر مساله طلاب غیرایرانی به میان آورده می شود."
این رهبر مذهبی به یکی از دلایل اصلی این بهانه ها و اعمال فشارها اشاره کرده و اظهار داشته: "یکی از بزرگترین مشکلات ما گزارش های غیرواقعی و دروغینی است که از سوی بعضی افراد مغرض به مقامات بالا داده می شود. یکی از مسئولین استانی در طی تماس تلفنی که با وی داشتم به من گفت: شما در مدارستان چهار هزار طالب خارجی دارید؟ بنده به ایشان گفتم که این دروغ محض است و به شما اشتباه گزارش داده اند و چنین چیزی اصلا وجود ندارد. بنده نمی دانم این گزارشهای نادرست را چه کسی داده است؟! حاج آقای مقتدایی رئیس حوزه علمیه قم نیز مدتی قبل اعلام کرده بود که 37هزار طلبه در سیستان و بلوچستان درس می خوانند. این چه گزارش دروغی است که به ایشان داده شده است؟ در تاریخ بلوچستان این تعداد طلبه نداشتیم."
حوزه ها و مساجدمان را به دولت نمی دهیم
امام جماعت اهل سنت زاهدان خطاب به محمود احمدی نژاد گفت: "ما می خواهیم با شما مذاکره کنیم، ما می دانیم این طرح ها و برنامه و در کل این فشار های وارده بر ما از کجاست... در اعلامیه ای خواندم که نمایندگان ولی فقیه در «مناطق قومی» جلسه ای برگزار کردند، گویا می خواهند به جای مناطق سنی نشین، اصطلاح «مناطق قومی» را جایگزین کنند و نام مذهب را از این استانها حذف کنند، آنها همچنین در مورد مدارس دینی اهل سنت تصمیم گیری کردند، نمایندگان ولایت فقیه برای ما قابل احترامند همان طور که خود ولی فقیه بسیار برای ما قابل احترام است، اما چرا آنان در مورد مدارس اهل سنت تصمیم بگیرند؟ تصمیم مدارس اهل سنت با خود اهل سنت است نه با نمایندگان ولی فقیه. شما که مساله طلاب خارجی را جلوی ما می گذارید و اعتراض می کنید که خلاف قانون است، چرا قانون اساسی اصل 12 و 19 را که آزادی مذهبی و آزادی در بخش تعلیم و تربیت فرزندان را به ما می دهد را نادیده می گیرید؟"
این شخصیت روحانی در خاتمه هشدار داد: " به صراحت می گویم که ما هرگز نمی توانیم حوزه ها و مساجدمان را در دست دولت یا در دست علمای شیعه بدهیم."
سخنان مهم امام جمعه اهل سنت زاهدان، در هیچ یکی از روزنامه های کشور منعکس نشده و هیچ یک از رسانه های وابسته به دولت نیز در قبال آن واکنشی نشان نداده است.
به عقیده ناظران، علاوه بر مشکلات و اتفاقاتی که مولانا عبدالحمید در سخنان کم بی سابقه خود به بدان ها اشاره کرده، اتفاقاتی نظیر برچیدن مسجد اهل سنت و جلوگیری از اقامه نماز جمعه اهل سنت در تهران که با دستور مستقیم وزارت کشور و سازمان اوقاف یک سال بعد از آغاز به کار دولت نهم صورت گرفت، و همچنین دستگیری و محاکمه فله ای تعداد زیادی از بلوچ ها که به ظن داشتن ارتباط با گروه تروریستی ریگی دستگیر شده اند، از جمله عواملی هستند که بر دامنه حساست ها وتشدید اختلافات شیعه و سنی دراستان سیستان و بلوچستان افزوده اند.
این در حالی است که همزمان، در سایر مناطق سنی نشین کشور از جمله در استان های آذربایجان، کردستان و بندرعباس نیز، اعمال فشارها بر مردم و طلاب دینی با حوادث و درمواردی خشونت هایی همراه بوده است.
پس از انتشار اخباری مبنی بر حضور مهدی کروبی در دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) و همچنین گفته های دیگری از مهدی کروبی در رابطه با سالروز ۱۳ آبان ، به اطلاع می رساند که تمامی اخبار و گفته ها توسط شیخ مهدی کروبی تکذیب می گردد . یکی از نزدیکان مهدی کروبی خبر داد که ایشان در این روز قرار نیست به دانشگاه امیرکبیر برود و به تبع آن هیچ برنامه دیداری در این دانشگاه ندارد و هیچگونه صحبتی مبنی بر نوع راهپیمایی و شعار ها ندادند .
به گزارش ” تغییر ” این گزارش حاکی است که مهدی کروبی بنا بر برنامه سال های اخیر خود در روز ۱۳ آبان ، ساعت ۱۰:۳۰ در میدان هفت تیر حاضر می شود و از آنجا برای شرکت در مراسم پرشکوه سالروز ۱۳ آبان اقدام می کنند .
تاريخ : [سه شنبه 12 آبان1388] ، زمان : [19:54] ، موضوع : [اخبار ايران / سياسي] ؛
در آستانه بزرگداشت سالگرد تصرف سفارت ایالات متحده و گروگان گیری اتباع این کشور به مدت 444 روز جمهوری اسلامی به معترضینی که برای شرکت در این مراسم و اعلام اعتراض علیه دولت آماده می شوند هشدار داد.
به گزارش سی ان ان برخلاف تهدیدات رهبران ایران، رهبران مخالف دولت حاضر به سازش نیستند و لیستی 72 نفره از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات ارائه کرده اند...در چهارشنبه حکومت اسلامی تلاش خواهد کرد صدای معترضین را خاموش کند.
خبرگزاری فارس، رسانه وابسته به جناح امنیتی ـ نظامی، ضمن گزارشی شبکه های تلویزیونی "بی بی سی فارسی" و "صدای آمریکا" را بعنوان عوامل اصلی اتفاقات پس از انتخابات ریاست جمهوری معرفی کرد. در 4 ماه گذشته، این چندمین بارست که رسانه های حامی دولت کودتا در هماهنگی با دادستانی، کیفرخواستی علیه رسانه های خارجی تنظیم و آنها را به عنوان متهمان ردیف اول پرونده تقلب در انتخابات معرفی می کنند.
خبرگزاری فارس روز گذشته با انتشار گزارش نسبتا مفصلی از برگزاری کنفرانسی با نام "نشست مركز همكاريهاي رسانهاي بينالمللي CIMA (سيما)" خبر داد و نوشت این نشست، دو شبکه ماهواره ای خبری فارسی زبان رابعنوان رسانه های اصلی محرک در حوادث پس از انتخابات ایران معرفی کرد.
در توضیح برگزار کننده این نشست چنین آمده است: "مركز سيما (CIMA) يا (Center For International Media Assistance) از جمله سازمانهاي غيرانتفاعي آمريكايي است كه هدف آن به ظاهر ترويج دموكراسي در جهان از طريق حمايت از رسانههاي همسو است."
این خبرگزاری در ادامه معرفی خود می نویسد: "اين مركز در زمينه ايجاد شبكههاي رسانهاي و هدايت پژوهشهايي كه در اين مورد انجام ميشود و همچنين برگزاري نشستهايي با موضوع ضرورت نقش رسانههاي آزاد و مستقل در برقراري دموكراسي و براندازي نرم در جهان فعاليت ميكند."
حال با چنین معرفی ای، خبرگزاری فارس اقدام به انتشار گزارش یکی از نشست های زیرمجموعه این همایش با عنوان "نقش رسانههاي جديد در انتخابات 2009 ايران "می کند و از قول شرکت کنندگان می گوید: "شبكههاي خبري بينالمللي از جمله "شبكه خبر فارسي صداي آمريكا " و "بيبيسي فارسي" در رساندن اطلاعات به مردم در داخل ايران و [دامن زدن به] اعتراضات پس از انتخابات نقش مهمتري [نسبت به توييتر و ديگر سايتهاي ارتباطي اجتماعي] داشتند."
جالب اینجاست که این خبرگزاری در استناد به سخنان مطرح شده در این همایش نیز تحلیل خود را وارد و با افزودن جملاتی می کوشد خط مورد نظر خود را به خواننده بقبولاندو برای دادگاه های نمایشی، متهمان ردیف اولی بتراشدکه در گزارش از آنها نامی برده نشده است.
خبرگزاری فارس در ادامه و در راستای همصدایی با محمود احمدی نژاد که چندی پیش رسانه ها را عامل نفوذ غرب و به نوعی دشمن معرفی کرد، می نویسد: "از جمله نتايجي كه تمام شركتكنندگان در نشست مركز همكاريهاي رسانهاي بينالمللي متفق القول برآن تاكيد كردند اين بود كه رسانههاي نوين ارتباطي، اعتبار لازم را ندارند... و در حالي كه این رسانهها دسترسي سريعتر به اطلاعات را فراهم ميسازند، اعتبار و صحت چنين اطلاعاتي اغلب زير سوال ميرود."
نکته قابل توجه دیگری که در این نشست مورد بررسی قرار گرفته و خبرگزاری فارس هم آن را منتشر کرده این است که تا زمانی که در داخل ایران رسانه های مستقل و نو راه اندازی نشود، دامنه نفوذ رسانه های خارج از ایران بر مردم هر روز بیشتر می شود.
متهمان غایب دیگر در حوادث پس از انتخابات
این تنها متهم تراشی و پیدا کردن متهمان غایب در حوادث پس از انتخابات نیست؛ پیش از این در کیفرخواست های صادره از سوی دادستان عمومی و انقلاب تهران نیز بارها نام متهمانی در ردیف اول برده شده بود که همگی غایب بودند؛ از مارکس وبر گرفته تا رسانه های فارسی زبان وامریکا و انگلیس و...
در همین ارتباط در دادگاه سوم کیفرخواستی از سوی نماینده دادستان قرائت شد که عملا هیچ از متهمان آن در دادگاه حاضر نبودند.یکی از این متهمان دولت انگلستان بود که قصد داشت از طریق سفارت این کشور در تهران به احزاب سیاسی نزدیک شود:"اولين تماس در آذر 1387 با يكي از چهرههاي سرشناس برقرار و به ايشان اعلام گرديد سفارت قصد دارد با برخي احزاب سياسي ايران ارتباط برقرار كند و در همانجا اعلام شد بعد از شما به سراغ آن احزاب خواهيم رفت ( اين تلاش با تدابير اطلاعاتي در همان مرحله با شكست مواجه شد). [در همین راستا بود که] فعاليت نسبتاً متمركز بي بي سي فارسي بر روند انتخابات در ايران در دوره قبل از انتخابات با خطوط القائي: شاداب نبودن انتخابات، فرمايشي بودن انتخابات، تمركز تخريبي بر سياست خارجي دولت تخريب وجهه دولت و...[آغاز شد] وعناصر مطلع از طريق برگزاري آزمون انگليسي ILETS [انتخاب شدند]. در اين روش سفارت انگليس تلاش مي كرد تا با شناسايي افراد مؤثر، زمينههاي بهرهبرداري از آنها را در شرايط بحراني فراهم سازد."
یک روز پس از آغاز به کار محمدعلی رامین معاون مطبوعاتی جدید وزارت ارشاد، روزنامه اقتصادی سرمایه توسط هیات نظارت بر مطبوعات لغو امتیاز شد.
روز گذشته هیات نظارت بر مطبوعات با استناد به تبصره 11 ماده 6 قانون مطبوعات اقدام به لغو امتیاز روزنامه سرمایه نمود و علت این عمل خود را تخلفات مکرر این روزنامه براساس نظر این هیات از مفاد ماده 9 قانون مطبوعات اعلام کرد.
ماده شش قانون مطبوعات که در سال 1379 در آخرین روزهای کاری مجلس پنجم به تصویب رسید حاکی است: "نشريات جز درمورد اخلال به مباني و احكام اسلام و حقوق عمومي و خصوصي كه دراين فصل مشخص مي شوند آزادند"، و تبصره یازده این ماده که مبنای لغو امتیاز روزنامه سرمایه شده یکی از موارد ممنوع در فعالیت نشریات را چنین بر می شمرد: "پخش شايعات و مطالب خلاف واقع ويا تحريف مطالب ديگران".
روزنامه سرمایه با توجه به مشی فکری دست اندرکاران آن که نزدیک به اصلاح طلبان بود و در زمره روزنامه های موفق منتقد دولت در سالهای اخیر به حساب می رفت.
این روزنامه در ماه های اول دور اول دولت محمود احمدی نژاد نیز به محاق توقیف رفته بود: در پاییز 1384 سرمایه به دلیل شغل صاحب امتیاز و مدیرمسئول آن که در آن زمان مدیرعامل بورس بود توقیف گردید که در همان موقع اعتراض بسیاری از اهالی مطبوعات و کارشناسان حقوقی را در پی داشت زیرا در هیچ جای قانون منعی برای انتشار روزنامه توسط این مقام درج نگردیده بود. به هر ترتیب، در نهایت پس از کناره گیری حسین عبده تبریزی از سازمان بورس، روزنامه سرمایه مجددا انتشار خود را آغاز کرد.
انتصاب معاون جدید مطبوعاتی و تبلیغاتی
توقیف روزنامه سرمایه، در نخستین روز مسوولیت محمدعلی رامین به عنوان معاون جدید طبوعاتی وزارت ارشاد صورت گرفته است.
در حکم حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد جدید دولت خطاب به رامین آمده است: "كتاب فرهنگ، برگهاي ارزشمندي را داراست كه چون شيرازه محكم پيدا كند، ماندگارتر خواهد شد و تأثيرگذارتر! بخشي مهم از اين كتاب را مطبوعات تشكيل ميدهند كه ركن چهارم آزادي است و ستون استوار بناي استقلال ميتواند باشد. اشراف جنابعالي كه ناشي از تجربه و استمرار در فعاليتهاي مرتبط با اين حوزه است به همراه توانمندي و تعهدتان، شايستگيهاي لازم را فراهم نموده است."
وزیر ارشاد از معاون مطبوعاتی جدید خود خواسته تا در این حوزه ها ساماندهی جدیدی از سوی معاون جدید صورت گیرد: "جلب مشاركت دستاندركاران مطبوعات و خبرگزاريها براي تدوين هرچه سريعتر و دقيقتر پيشنويس نظام جامع رسانهاي - طراحي نظام رتبهبندي مطبوعات و روزنامهنگاران با معاضدت خبرگان و معتمدين مطبوعات - گسترش همكاريهاي رسانهاي داخلي و خارجي با رعايت اصول حاكم بر سياست خارجي - ارتقاي سطح دانش روزنامهنگاران و تربيت خبرنگاراني كارآمد در عرصه بينالمللي - توجه بيش از پيش به حمايت از نشريات الكترونيكي و محلي - اهتمام به اشاعه فرهنگ رسانهاي و رعايت اخلاق حرفهاي."
محمدعلی رامین را می توان یکی از چهره های جنجالی کابینه اول محمود احمدی نژاد در کنار افرادی مانند مسعود ظریبافان، مجتبی هاشمی ثمره و اسفندیار رحیم مشایی دانست.
وی مشاور مطبوعاتی رئیس جمهوری در دور اول ریاست جمهوری و مدافع اصلی نظریه جنجالی "دروغ بودن هولوکاست" در میان اطرافیان رییس دولت است که احمدی نژاد بارها با تکرار این سخن در سطح بین المللی خبرساز شد.
رامین متولد 1332 شهر دزفول و فارغ التحصيل دوره تخصصي كالج، آموزش فني ـ حرفهاي از آلمان در پیش از انقلاب بوده است. او از سال 57 تا 72 با سازمان تبليغات اسلامي، وزارت امور خارجه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در آلمان همکاری می کرده. رامین در سال 73 به ایران بازگشت و در اولین فعالیت رسمی به عنوان معاون فرهنگي مؤسسه رسانه هاي تصويري وزارت ارشاد و همچنین عضو مديريت مؤسس شبكه چهار سيما از 1374 به فعالیت پرداخت.
او همچنین از سال 77 صاحب امتياز و مدير مسئول ماهنامه "امامت " بود و در سال 81 سمیناری را با عنوان "جهان پس از آمريكا " در تالار فردوسي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران برنامه ریزی و برگزار نمود. این فعال جناح راست از سال 83 تا 86 در دوره ریاست عزت الله ضرغامی مشاور وی در سازمان صدا و سيما بود و همزمان با آغاز به کار دولت محمود احمدی نژاد در سال 84 نیز به عنوان مشاور وی در امور مطبوعاتی مسولیت گرفت.
وی همچنین مشاور سیدحمد حسینی وزیر فعلی ارشاد در دوره ریاست وی در دانشگاه پیام نور از سال 85 تا امروز بوده است.
همزمان با اعلام آغاز راهپیمایی هواداران جنبش سبز در روز 13 آبان از میدان هفت تیر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی تهران بزرگ، با انتشار بیانیه های جداگانه ای به تهدید راهپیمایان پرداختند.
سپاه پاسداران در بیانیه خود که مشابه آن را در آستانه روز قدس نیز صادر کرده بود، بار دیگر از برخورد با "جریاناتی که شعارها و مسایل انحرافی طرح کنند" خبر داده است.
سپاه پاسداران، در آستانه روز قدس نیز در بیانیه ای شدیدالحن، از برخورد با "کسانی که در روز مبارزه علیه صهیونیسم جهانی، شعار انحرافی سر دهند" خبرداده بود، اما در زمان تجمع و راهپیمایی متراکم معترضان به نتیجه انتخابات که شعار "مرگ بر دیکتاتور"، "یا حسن میرحسین"، "مرگ بر چین" و "مرگ بر روسیه" را در برابر بلندگوهای پخش کننده شعار "مرگ بر امریکا" وابسته به ستاد برگزاری راهپیمایی حکومتی روز قدس سر می دادند، هیچ نشانه ای از عملی شدن تهدیدها دیده نشد.
به باور کارشناسان سیاسی سپاه می کوشد با انتشار بیانیه های تهدید آمیز در آستانه هر حرکت اعتراضی، از پیش موجبات رعب و وحشت را در میان معترضان فراهم آورد تا از این طریق بخشی از معترضان را از حضور در چنین حرکت هایی منصرف کند.
در کنار سپاه، نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز با انتشار بیانیه مشابهی ضمن تهدید و ارعاب معترضان، هر گونه تجمعی غیر از تجمع حکومتی سازمان تبلیغات اسلامی را غیر قانونی دانسته و از برخورد با شرکت کنندگان در اینگونه تجمعات خبر داده است.
بیانیه نیروی انتظامی، در حالی در شامگاه دوشنبه منتشر می شود که در چند ماه گذشته، این نیرو به همراه نیروهای بی شناسنامه ای که به "لباس شخصی ها" شهرت دارند، بیشترین نقش را در سرکوب معترضان به نتیجه انتخابات بر عهده داشته است و هم اکنون نیز به دلیل برپا کردن بازداشتگاه های غیرقانونی چون بازداشتگاه مشهور"کهریزک"، با اعتراضات گسترده محافل سیاسی داخلی و نهاد های بین المللی مدافع حقوق بشر مواجه است.
در بیانیه نیروی انتظامی، که واحد مرکزی خبر، ارگان خبری وابسته به صدا و سیما آن را منتشر کرده، آمده است: "نيروي انتظامي با افراد و گروه هايي که قصد ايجاد ناآرامي و بي نظمي و رفتار غير قانوني داشته باشند، بر اساس وظيفه قانوني خود با قاطعيت برخورد خواهد کرد و همچنين انتظار دارد شهروندان محترم به تذکرات پليس راهور تهران در خصوص محدوديت هاي ترافيکي در اين روز توجه کرده و با ماموران پرتلاش ناجا در جهت جلوگيري از ترافيک و بي نظمي همکاري کنند".
نیروی انتظامی در حالی از واژه "شهروندان محترم " در بیانیه خود استفاده کرده که اسناد غیرقابل انکاری از برخوردهای خشن پرسنل این نیرو با معترضان و حتی تخریب اموال عمومی شهروندان عادی در قالب فیلم و عکس در سطح بین المللی منتشر شده است. بر اساس این بیانیه تنها تجمعی که "قانونی" تلقی شده، تجمع سازمان تبلیغات اسلامی در برابر سفارت اشغال شده امریکاست.
این در حالی است که به گفته کارشناس گفت و گو کننده با "روز"، نیروی انتظامی مشخص نکرده است که چگونه می تواند در یک منطقه جغرافیایی محدود، "تجمع قانونی" را از "تجمع غیر قانونی" و "اغتشاشگران" را از "شهروندان محترم" تشخیص دهد.
در واکنشی جداگانه، احمدرضا رادان، جانشين فرمانده این نیرو نیز از "عدم تحمل تجمع غیر قانونی" سخن گفته است.
وی که بنا به گفته یکی از اعضای کمیته " بررسی حوادث بعد از انتخابات" مجلس، یکی از اصلی ترین متهمان برپا کردن بازداشتگاه غیر قانونی کهریزک است و در بیانیه مهدی کروبی درخصوص تجاوز به برخی از بازداشت شدگان نیز نام وی مطرح شده است، بار دیگر و پس از مدت ها سکوت در جمع خبرنگاران حاضر شده و همچون روال گذشته به تهدید معترضان به نتیجه انتخابات پرداخته است. او گفته که "كساني كه با فريب و نيرنگ مردم را به تجمع غيرقانوني دعوت ميكنند بايد پاسخگوي اقدامات خود باشند".
اشاره او به میرحسین موسوی، مهدی کروبی و مجمع روحانیون مبارز تشکیلات تحت رهبری محمد خاتمی است که در طی روزهای گذشته با انتشار بیانیه هایی از مردم برای "حضور سبز" در راهپیمایی روز سیزدهم آبان دعوت کرده اند. این فرمانده انتظامی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگاران افزوده: پليس هيچ تجمع غيرقانوني را تحمل نكرده و با تجمعكنندگان برخورد قانوني ميكند. رادان افزوده است که "رسما اعلام ميكنيم، كساني كه قصد تجمع غير قانوني دارند و افرادي هم كه مردم و جوانان را با فريب دعوت و تشويق به تجمع غيرقانوني كنند بايد پاسخگوي اعمالشان باشند".
سخنان این مقام پلیس در حالی بیان می شود که انجمن اسلامى مدرسین دانشگاه ها رسما برای راهپیمایی در روز 13 آبان از استانداری تهران درخواست مجوز کرده بود که با سکوت استانداری مواجه شد. تا اینکه دیروز صفرعلى براتلو، معاون سیاسى استاندارى تهران از اساس چنین درخواستی را تکذیب کرد و گفت:" تاکنون براى تجمع در روز ۱۳ آبان از سوى هیچ گروهى مجوزى درخواست نشده است". ادعایی که به سرعت با انتشار شماره نامه درخواست مجوز در دفتر ثبت استانداری تهران، از سوی این تشکل اصلاح طلب تکذیب شد.
رادان در بخش دیگری از سخنان خود، از "اقدامات انتظامي و ترافيكي ويژه 13 آبان" نیز خبر داده و گفته است: "به دليل كثرت شركتكنندگان در تظاهرات سيزده آبان پليس مجبور است يك سري محدوديتهاي ترافيكي در سطح شهر تهران اعمال كند".
رادان درست در فردای روزی که بهزاد نبوی عضو برجسته سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، به اتهام ایجاد ترافیک، پس تحمل 113 روز زندان در دادگاه حاضر شد، از برخورد با "ایجاد کنندگان ترافیکدر روز 13 آبان" خبر داده است! این مقام پلیس درحالی از "ایجاد ترافیک"به عنوان یک اقدام غیر قانونی سخن گفته که شهروندان تهرانی روزانه وقت بسیاری را در ترافیک سنگین خیابان های تهران از دست می دهند.
کروبی روز 13 آبان میدان هفت تیر است
تهدید به برخورد با معترضان در آستانه روز 13 آبان درحالی اوج می گیرد که مهدی کروبی به توجه به تهدیدها اعلام کرده است که در این روز راس ساعت 10:30 صبح برای شرکت در راهپیمایی به میدان 7 تیر خواهد آمد.
پس از انتشار اخباری مبنی بر حضور مهدی کروبی در دانشگاه امیر کبیر ( پلی تکنیک ) در روز 13 آبان، یکی از نزدیکان مهدی کروبی خبر داد که وی در این روز قرار نیست به دانشگاه امیر کبیر برود و به تبع آن هیچ برنامه دیداری نیز از این دانشگاه ندارد.
این گزارش حاکی است که مهدی کروبی بنا بر برنامه سال های اخیر خود روز 13 آبان ساعت 30 : 10 در میدان هفت تیر حاضر می شود و از آنجا برای شرکت در مراسم این روز اقدام می کند.
میرحسین موسوی نیز در بیانیه ای که روز شنبه گذشته منتشر کرد بدون آنکه از محل حضور خود در روز 13 آبان سخنی به میان آورده باشد از مردم دعوت کرد تا در این روز به راهپیمایی بیایند.
دعوتی که خشم یکی از ارگان های وابسته به دولت کودتا را برانگیخت تا با انتشار بیانیه ای به وی هشدار دهد که در صورت ادامه دعوت مردم به اعتراض به سرنوشت بنی صدر دچار خواهد شد.
بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران، ارگان شبه نظامی مستقر در دانشگاه ها، صادر کننده این بیانیه در آستانه 13 آبان بود.
به گزارش فارس، خبرگزاری وابسته به دولت کودتا، بسیج دانشجویی در بیانیه خود خطاب به میرحسین موسوی آورده است: "در آستانه مراسم پر شكوه يوم الله 13 آبان، به تمامي كج انديشان ابزار دست استكبار هشدار ميدهيم كه در صورت استمرار حركت دشمنشاد كن در مسير سوخته نفاق و كوفتن بر طبل اختلاف نزد مردم بيش از حال حاضر به انزوا خواهند گرائيد و اين سرنوشت منافقاني چون بني صدر است كه باز هم اميدواريم با كسب بصيرت مانع چنين سرنوشتي براي خويش گردند".
ادعای خنثی شدن عملیات تروریستی در آستانه 13 آبان!
سرانجام آن که همزمان با هشدارهای امنیتی نیروهای نظامی و انتظامی، وزارت اطلاعات نیز در بیانیه ای کم سابقه از آنچه "خنثی طرح ترور یکی از مسئولین نظام در آستانه 13 آبان ماه"نامیده، خبر داد.
شامگاه گذشته، خبرگزاری های دولتی ایران به نقل از روابط عمومی وزارت اطلاعات مدعی خنثی شدن طرح ترور یکی از مسئولین سیاسی کشور شدند. در گزارش این روابط عمومی آمده است: "بر اساس اسناد و مدارك كشف شده، تروريستهاي مزدور قصد داشتند با طراحي و هدايت سازمان جاسوسي آمريكا در ادامه اغتشاشات و فتنهاي كه پس از انتخابات رياست جمهوري در كشور به وجود آمد، با هدف القاي فضاي ناامني و ايجاد درگيري ميان جناحهاي مختلف سياسي، يك چهره سياسي نظام را ترور كنند."
بنابر اطلاعات به دست آمده، تروريستها درصدد بودند اولين بار در روز راي اعتماد مجلس شوراي اسلامي به وزيران پيشنهادي دولت دهم و چند روز پيش در آستانه سالروز حماسه 13 آبان و روز ملي مبارزه با استكبار جهاني، يكي از خدمتگزاران دولت را مورد سوءقصد قرار دهند".
یک منبع آگاه در گفت و گو با روز، انتشار این گونه گزارش ها را پس پاکسازی های گسترده در داخل مجموعه وزارت اطلاعات مشکوک دانست و آنرا در راستای سیاست ایجاد رعب و وحشت در میان معترضان خواند.
این منبع آگاه با یادآوری خبر بمب گذاری در مقبره آیت الله خمینی در روز 30 خرداد که بنا به گفته محسنی اژه ای، وزیر وقت اطلاعات در محل نگهداری کفش ها منفجر شده بود به روز گفت:" بعد ها هیچ سندی که نشان دهنده این عملیات بوده باشد از سوی وزارت اطلاعات و یا بیت آیت الله خمینی منتشر نشد و این دیگر درباره این بمب گزاری اطلاع رسانی نکرد".
تاريخ : [سه شنبه 12 آبان1388] ، زمان : [17:24] ، موضوع : [جنبش سبز / اطلاعيهها و رويدادها] ؛
بنا به اخبار رسيده به سايتك امروز از شمارهي 09860005005 براي تعدادي از عزيزان به صورت رندوم پيامي با متن زير ارسال شده :
"شهروند محترم طبق اطلاع واصله ، جنابعالي تحت تاثير تبليغات ضد امنيتي رسانه هاي وابسته به بيگانگان قرار گرفته ايد ، در صورت حضور در هر گونه تجمع غير قانوني و ارتباط با رسانه هاي خارج از كشور برابر مواد 489،499،500،508،514،609،610،698 قانون مجازات اسلامي شناخته مي شويد و با شما برخورد قانوني خواهد شد ."
شماره ارسال کننده این پیامک ۰۰۹۸۶۰۰۰۵۰۰۵ است که از سرویس دهندگان کلی خدمات بهره می برد.
در اين مورد بايد اعلام كنيم به اينگونه پيامها توجهي نكنيد و مطمئن باشيد ارسال كننده پيام از شما شناختي ندارد و اين پيامها به صورت رندوم ارسال شده تا جوي امنيتي حاكم شده و با جنبش برخورد شود.
تحت هيچ شرايط به حوادث رخداده تا 24 ساعت آينده توجه نكنيد حتي پس گرفتن لايحه هدفمند كردن يارانهها فقط و فقط حواستان را به حضور به موقع و مناسب در روز 13 آبان متمركز كنيد.
بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجهای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحولخواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سالها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»
دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانشآموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانهترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیرهکننده دست مییابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسانها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمیشناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه افتادن لازم نبود که پیدرپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام میخواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچیک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور میکردند بعد از چند روز حادثه تمام میشود و به خانههایشان باز میگردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد میداند که جامعهای شکلیافته از چوبهای فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزهای ندارد. او مردم را رهبر میپسندید، زیرا میدانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده میکرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه میرسد. آیا امروز قابلتصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست دادهایم، و اگر چنین نباشد این نشانهای از ریشههای انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشههاست که سبز شدهایم، ریشههایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو میکنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاطآمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافهپرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یکصدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشههای تاریخیاش نفع نمیبرد، و اگر برخی دولتهای بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه میکنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله مینشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه وجود دارد برای ملت ما قناعت میکنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی میافتد از پیروزی میپرسد. کی به آن میرسیم؟ چه چیز ما را به آن میرساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش میاندازد؟ و چه چیز آن را کمال میبخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواستهای در جامعه متولد میشود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولتها تنها میتوانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم میتوانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسانها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش میگذارند در خور نیکوییها قرار میگیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنجهای خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهرهمند شدهاند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان میدهد که ما تا انتها بر سر خواستههای خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز میگشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز میکند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بینالمللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند میشد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هستهای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانهها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمیکردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیتهای هستهای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتحالمبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشادهدستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراطگرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلحآمیز هستهای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریطهای دولتمردان ایمن نشدهایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریمها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما میتوانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک میکنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلیاش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمیگذاریم و میراثهای به جا مانده از مبارزات نسلهای پیشین را به هیچ تقلیل نمیدهیم. و هر آنچه از آرمانها و خواستههایمان که جا بماند با زندگیهای خود آن را به دست میآوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگیهای ماست. دستگاه ظاهری میتواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباسهای تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم میتوانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برندهاند؟ دستگاه ظاهری میتواند آنان را در دادگاههای نمایشی محکوم کند و نگاه مردم میتواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت میکنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهینآمیز خود خانوادههای آنان را سرافکنده و خوارشده میخواهد و نگاههای مردم آنان را در عین تلخکامیهایی که میچشند سربلند میبیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانوادهها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر تواناییهای آنان نگفتهایم. دستگاه ظاهری میتواند برای این خانوادهها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم میتوانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری میتواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکههای اجتماعی میتوانند با حمایتهای خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگیهای ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا میبخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگیهایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگیهای خود به آن جهت میدهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بیمحابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار میآید اگر زندگیهای ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگیهای واضح بود ما تنها در صورتی میتوانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح میکردیم و این کار را با زندگیهای خود انجام میدادیم.
البته بسیارند ملتهایی که این توانایی خود را به جا نمیآورند و ترجیح میدهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک میگویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیتهای بلندشان آرزو میکنم.
میر حسین موسوی
کودتاگران به شدت مشغول سازماندهی دانشاموزان برای سوء استفاده از حضور آنان در مراسم راهپیمایی فردا هستند.
به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، امروز صبح قبل از طلوع آفتاب، بیش از 100 اتوبوس که همگی یا پلاک سپاه داشتند، یا متعلق به شرکت "جوان سیر ایثار" که وابسته به سپاه میباشد هستند، و در حالیکه مملو از دانش آموز دختر و پسر بودند از اردوگاه شهید باهنر به مقصد نامعلومی رفتند. این البته تنها نمونهای از برنامه ریزی گسترده کودتاگران برای سوء استفاده از حضور دانشآموزان در مراسم فرداست.
صداي
عدالت - علي زماني - حاميان احمدي نژاد در مخالفت با انتصاب مشايي به سمت معاون اولي به دو گروه اصلي تقسيم مي شوند عده اي كه صريحا
لب به انتقاد گشوده اند و اعتراض خود
را نسبت به اين انتصاب مستقيما و بدون رودربايستي عنوان نموده اند كه در راس آن روزنامه كيهان و خبرگزاري فارس و بسياري از
مجلسيان حامي دولت هستند و گروه دوم كه در
باطن انتقاد شديدي به اين انتصاب داشته و لي به دليل ترس از متهم شدن به عقب نشيني در درون احزاب خود و يا بين گروه هاي رقيب
يا سكوت نموده و يا خواهان توجيه اين
مسئله هستند.
البته
گروهي كه قصد
توجيه اين مسئله را دارند با
دومشكل عمده نيز روبرو هستند اول آنكه نمي
دانند در توجيه اين انتصاب به مردم که اين روزها دنبال سوالات اساسي از شرايط
موجود دارند چه بگويند و براي همين نيز از
شخص رييس دولت براي ساخت يك توجيه قابل قبول امداد مي طلبند و دوم آنكه به فرض پيدا شدن اين توجيه قدرت اين نوع احزاب براي
اقناع مردم در حد بسيار پاييني است به گونه
اي كه اين احزاب براي توجيه چنين اقداماتي براي اعضاي جوان خود با مشكل مواجهند چه برسد به اينكه بخواهند آن را براي عموم
مردم توجيه نمايند.
از سوي ديگر ابوترابي نماينده قزوين نيز به صراحت نظر مقام
معظم رهبري را در بركناري مشايي از
سمت معاون اولي بيان نموده و اشاره كرده است كه اين نظر به صورت كتبي به احمدي نژاد منتقل شده است.
حال كه مخالفت
جدي رهبر معظم انقلاب با انتصاب مشايي روشن و
آشكار شده ديگر جايي براي توجيه افكار عمومي از سوي ترقي و دوستان وي همچون محمد علي رامين باقي نمي ماند چرا كه هر گونه توجيهي
مخالفت آشكار با ولايت فقيه خواهد بود.
علاوه بر
آنكه از اين لحظه به بعد هر گونه تعلل در بركناري مشايي از سوي احمدي نژاد موضع ضعيف وي را در ولايت پذيري به همگان و به خصوص به حاميان
وي اثبات خواهد نمود. به خصوص كه ابوترابي نيز
بر اين مساله تاكيد نموده و گفته است: بايد بدون
كمترين درنگ، حكم عزل و يا قبول استعفاي مشايي توسط رياست جمهور اعلام شود. حدوددو
هفته تا برگزاري مراسم تنفيذ احمدينژاد به عنوان رئيس دولت دهم باقي مانده است و
وي با انتصاب اسفنديار رحيم مشايي به عنوان معاون اول خود نشان داد که غافلگيري از
ويژگيهاي اصلي سبک مديريت وي به شمار ميآيد، خصوصيتي که بر پيچيدگي و غيرقابل
پيشبيني و اعتماد بودن افزوده است تحليل فعالان سياسي مخالف دولت اين است كه
مشايي هميشه جايگاه ويژهاي نزد احمدي نژاد داشته و ارتقاي ظاهري مقام، نفوذ او در
دولت احمدي نژاد را تغييري نداده است. حساسيت نشان دادن نسبت به اين انتصاب نيز
بيهوده است. "غيرضروري دانستن" واكنش در برابر اين انتصاب را اينگونه
ارزيابي مي كنند كه دولت دهم و رئيس آن، با چالشهاي فراواني مواجه است كه ظاهرا
بعضي از حاميان و برنامهريزان حمايت از دولت، افزايش حمله به رئيس جمهور و حلقه
نزديك مشاوران او بر سر انتصاب مشايي را نعمتي غيرمترقبه بدانند زيرا باعث به
حاشيه رانده شدن بسياري از مسائل اصولي خواهد. سرگرمي به اين موضوع سوخته و پيگيري
بي اثر آن ميتواند اذهان را از حوادث پس از انتخابات و نيز مسائلي كه اين روزها
درباره سخنان آيت الله هاشمي رفسنجاني درنماز جمعه تهران و بخصوص بحث بازدشت شدگان
وهمچنين پيشنهاد سيد محمد خاتمي براي رهايي از وضع پيش آومده (برگزاري رفراندوم)منحرف
كند احساس تكليف شرعي براي محكوميت ارتقاي مقام ظاهري مشايي، موجب فراموشي اين
سوال خواهد شد كه آيا به راهكارهاي هاشمي . خاتمي وموسوي و كروبي توجه جدي مي شود
؟" سرگرمي به اين موضوع انحرافي ، فرصتي براي حاميان دولت ايجاد خواهد كرد تا
از پاسخگويي به اين سوالات طفره بروند. بسياري از حاميان احمدي نژاد از خدا ميخواهند
كه به جاي پيگيري موضوع زندانيان بازداشت شده ونيز پيگيري موضوع پاداشها به
ستادهاي انتخاباتي احمدي نژادويا يك ميليارد دلار- موضوع گزارش ديوان محاسبات - و
نيز ادعاي وجود صدها انحراف در عملكرد بودجه سالهاي 85 و 86، همه به سراغ مشايي
بروند و احمدي نژاد را به خاطر انتصاب او به معاون اولي رئيس جمهور، مورد اعتراض
قرار دهند. سرگرمي بي حاصل به تغيير جايگاه مشايي، فرصتي مناسب براي دوست داران
دولت خواهد بود تا از پاسخگويي به اين سوالات طفره برود " سرگرم كردن مردم
به موضوع مشايي، به حاميان دولت فرصت خواهد داد از پاسخگويي به سوالات اصلي افكار
عمومي فرار كنند. لذا بهترين شگرد را درانتصاب جنجالي مشايي ديدند.اما افكارعمومي
دنبال صدها سوال بي پاسخ درباره مساله انتخابات وحوادث پس ازآن است ودر اين ميان
نقش نخبگان در اعتمادسازي بسيار حياتي است البته اگر گوش شنوايي براي شنيدن سخنان
آنان باشد . هرچندانتصاب مشايي نشان داد كه احمدينژاد روابط شخصي را بر حفظ
تعامل با شركاي حكومتي خود در مجلس كه اكثريت آنها مخالف سرسخت مشايي هستند ترجيح
ميدهد. به نظر ميرسد تا زماني که ارزيابي نسبتاً شفافي از وضع موجود در افکار
عمومي پديد نيايد، اختلافات و شبهات به قوت خود باقي است.
"در
پائین شادمان تعداد زیادی نیروهای انتظامی در مقابل مردم بودند و درگیری هایی وجود
داشت. در کوچه های اطراف هم تعدادی از نیروهای مختلف با لباس پلنگی، سبز و بعضاً
شخصی استقرار داشتند. من همانجا با مسعود* آشنا شدم و یک ساعتی بود که با هم بودیم.
از شادمان وارد مستعانیه شدیم و به طرف خیابان زنجان می رفتیم. پنج- شش نفر بودیم.
مسعود در وسط خیابان راه می رفت و من کمی جلو تر و در کنار بودم. چند نفر از نیروها
با لباس سرتاسر سبز تیره در میانۀ کوچه با فاصلۀ حدوداً صد متر از ما ایستاده
بودند. آنها اسلحه داشتند. یکی از آنها اسلحه را رو به زمین گرفت و شلیک کرد. مسعود
فریاد زد مشقیه! نترسید. بلافاصله پس از این سخن بود که یکی از آن نیروها که قد کمی
کوتاه داشت و کمی هم چاق بود زانوانش را خم کرد و با اسلحه اش که شاید کلاشینکف
قنداق تا شو بود به سمت مسعود نشانه رفت و شلیک کرد. مسعود به پشت به زمین افتاد. یکی
دیگر از سربازان به سمت کسی که شلیک کرده بود رفت به پشت او زد و با اشاره به
مسعود با حرکت دست گفت چکار کردی؟ و بعد همگی با عجله وارد کوچه ای که از مستعانیه
به سمت پائین می رفت شدند. من به سرعت بالای سر مسعود رفتم و با کمک افرادی او را
به سوی درمانگاه بردیم. عده ای از مردم فیلم می گرفتند. من بین راه شاید پس از
کمتر از دو دقیقه دیدم چشمهای مسعود بالا رفت و بدنش سنگین شد. احساس کردم تمام
کرد. درمانگاه نزدیک بود. وقتی رسیدیم و پزشک آمد دیگر مسعود زنده نبود."
این ها را
جوانی که از نزدیک شاهد صحنه بوده است در حضور پدر، مادر و برادران مسعود تعریف می
کرد. همگی در بهت و حیرت این واقعه که در کمتر از دو دقیقه رخ داد، قرار داشتند. جوان
28 سالۀ آنها که به هنر علاقه داشت. نجیب و بی آزاربود. هنوز ازدواج نکرده بود و
آرزوها داشت و برایش آرزوها داشتند، به همین سادگی، کشته و پرپر شد.
آن نیرو
چرا زد؟ چه کسی او را در مقابل این مردم بی سلاح قرار داد؟ چه کسی به او مجوز یا
فرمان شلیک داد؟ چرا ...چرا ...چرا؟ چراها مثل پتک برسر آنها فرود می آمدند و پاسخی
برای آنها نمی یافتند. اگر پاسخی هم بود برای آنها فرزند و برادر نمی شد.
به محل
رفتیم و صحنه را برای ما و برادران شهید تشریح کرد. محل قرار گرفتن شهید و محل
استقرار نیروها. قدم کردیم حدود صد متر فاصله بود. گلوله از جلو وارد قفسۀ سینه
شده و از پشت خارج شده بود. اندازۀ سوراخ جلو و پشت یکی بوده است. این ها به نفع این
بود که اسلحۀ بکار برده شده جنگی واحتمالاً چیزی قوی تر از کلاشینکف بوده است.
فیلم های
گرفته شده از شهید را حتماً می توان پیدا کرد . کاش یکی هم از ضارب فیلمی گرفته
باشد.
مدتها بود خشونت و وحشیگری سوال بر
انگیز نیروهای اطلاعاتی ، بسیجیان و حزب الله ، تاکید بسیار بر مسائلی که ارتباط
مستقیم به کشور ما ندارد از جمله هلوکاست ، انکار مسائلی که کاملا واضح و روشن
هستند و … خواب و خوراکم را گرفته بود. می دانستم که این زنجیره حوادث و اتفاقات
حلقه های گمشده ای دارد که پنهان مانده است ، به هر جهت با عده ای از دوستان داخل
و خارج از کشور شروع به جمع آوری اسناد و مدارکی کردیم تا بتوانیم سوالات بی جواب
بیشمار از این دست را حد اقل برای خود کمی قابل باور تر کنیم . اما متاسفانه آنچه
تا کنون حاصل شده چنان تکان دهنده و دهشتناک است که جهت اطلاع و همیاری در تکمیل
اسناد و مدارک به طور خیلی خلاصه انتشار میابد .
نماد های شیطان پرستی فرقه کابالا از
جمله (نماد عقرب .. نماد شیطان) که احمدی نژاد به صورت خود اگاه و نا خودآگاه به
بهانه های مختلف نشان داده است :
(این متن خلاصه شده است)
یهود دارای دو رسته عمدهصهیون و کابالیست میباشد . آغازگر و پایهگذار
پدیدهی کابالا را باید “اسحاق کور” دانست که در قرن سیزدهم میلادی در بندر ناربون
(Narbonne) در جنوب فرانسه میزیست. او برخی از نظرات عرفانی را بیان میداشت.
مفهوم “عین صوف” ساختهی اوست. این مفهوم را که به معنای “لایتناهی” است، اسحاق به
معنی خداوند به کار برد. این مطابق همان “معمار بزرگ کائنات” است که امروزه توسط
فراماسونری به جای مفهوم خداوند به کار میرود.
از آنجا که مکتب کابالا پیوند عمیقی
با سحر و جادو دارد، کابالیست ها از طریق اشاعه ی ساحری، سعی در جذب افراد به فرقه
ی خود می کنند.
کابالا یا قبالا یا همان تصوف یهودی
آئینی است که به نوع خاصی از ریاضت های شیطانی یهودیت دلالت دارد .
برابر نظریات کارشناسان ملل و نحل این
فرقه تحت تاثیر عرفان و تصوف اسلامی در اثر هم نشینی مسلمانان آندلس با برخی از یهودیان
تشکیل شده است .
کابالا بخش رمز آلود و بسیار سری دین
یهودی طی 500 سال اخیر محسوب شده و عمده تحولات جهان توسط کابالیست ها دنبال می
شود .
فرقه ای از کابالیستها که به صورت سری
در ایران دارای قدرت و نفوذ فراوان زیر زمینی است آنوسیان نام دارند.
آنوسی یک کلمه عبری برای یهودیانی
است که به زور و یا داوطلبانه، به صورت ظاهری و به دلایل مختلف، از جمله ممانعت از
طرد از سوی مسلمانان و فرار از پرداخت جزیه، به ظاهر تغییر دین میدهند و مسلمان میشوند.
بخشی از آنوسیان، به دین مسیحیت
تظاهر میکنند که در دنیای مسیحی، به مسیحیان صهیونیست مشهورند و خود مسیحیان نیز
همچون ما مسلمانان، از باطن یهودی این افراد غافلاند. بخشی از آنوسیان نیز در بین
مسلمانان زندگی میکنند و کنیسههای زیرزمینی خود را دارند. آنها در ظاهر مسلماناند،
نماز میخوانند، روزه میگیرند، به حج میروند و خمس و زکات مال خود را میپردازند
و در ظاهر جزیی از جامعه مسلمیناند.
آنها برای جلب اعتماد مسلمین به هر
کسوت و سیمایی در میآیند؛ در صورت لزوم به حوزههای علمیه مسلمانان میروند و تحصیلات
حوزوی خود را تا بالاترین مقطع و مدارج ممکن، طی میکنند. بخشی از آنها، نقش
افراد ساده را بازی میکنند و بعضی دیگرادعای فرزندی پیامبر اسلام (ص) را بر خود میبندند و خود را «سید» میخوانند
گروهی دیگر از آنان برای نفوذ به میان
مسلمین و حضور در خصوصیترین اجزای زندگی آنها، به مشاغل خاصروی میآورند.
سیاست و حضور در عرصههای گوناگون
فعالیت سیاسی، از جمله مشاغل بسیار پرطرفدار برای یهود است تا از این طریق نیز
قدرت پنهان یهود را افزایش دهند. آنان با تظاهر هر چه بیشتر به تدین، تا حد گزینش
زندگیای به ظاهر ساده و فقیرانه و بامظلومنمایی و کسب ترحم و اعتماد، راه را برای قدرتیابی خود در میان جامعه
مسلمین هموار میکنند و به محض رسیدن به مقام، برای صعود به مرتبه بالاتر، نقشه میکشند
و بدین ترتیب، دائما به هدف خود که ضربه زدن پنهان و از درون به مسلمین است، نزدیکتر
میشوند. البته لازم به ذکر است که آنوسیان به قدرت رسیده، برای انتخاب کارگزار و
زیردست خود، هرگز حق ندارند در صورت دسترسی به افراد آنوسی، فردی مسلمان را
انتخاب کنند. به این ترتیب، آنان هرم قدرت خود را روز به روز قویتر میکنند و
پنهان کاریشان، مانع از ظاهر شدن هویت واقعی یعنی یهودی آنان میشود.
اما بیشک، یکی از محبوبترین و مهمترین
و در عین حال، ضد اجتماعیترین و ویرانگرترین پیشه همیشگی یهودیان، بانکداری و
رباخواری است، چنانکه امروزه مهمترین بانکهای جهان تحت مالکیت یک یا چند یهودی
قرار دارند. یهودیان قرنهاست که از این طریق، نبض و رگ حیاتی ملتها را به دست
گرفتهاند؛ دوستان خود را حمایت و دشمنانشان را ورشکسته میکنند.
آنوسیها برای اختفای ماهیت خود،
تلاشهای زیادی انجام میدهند. اکثر آنها، تا حد افراط به اسلام اظهار ایمان میکنند
و از این راه، وجهه اجتماعی مناسبی کسب میکنند و بدین ترتیب، بر ماهیت یهودی خود
سرپوش میگذارند و با تظاهر به دین و مذهب اسلام، هم معتقدات اصلی خود راپنهان میکنند و هم جایگاهی برابر با مسلمانان
و حتی بالاتر از مسلمانان عادی به دست میآورند و در عین حال از محظوراتی نظیر نجس
تلقی شدن و پرداخت جزیه و غیره در امان میمانند.
نکته مهم در این خصوص، افراط در
تظاهرات اعتقادی از سوی آنان است؛ آنوسیان برای جلب اعتماد مسلمانان و نفوذ هر چه
بیشتر در میان آنان، دائما در نمازهای جماعت حضور دارند، روزههای خود را به طور
کامل میگیرند، به حج میروند، ادعیه و اذکار اسلامی میخوانند، در مراسم عزاداری
و اعیاد مذهبی شرکت میکنند و خمس و زکات مال خود را در وقت معین و به افراد خاص،
میپردازند. همچنین یهودیان آنوسی ایران در دوران بعد از انقلاب، برای جلب اعتماد
مؤمنین و مسئولان حکومت اسلامی در راهپیماییها و تظاهراتی نظیر 22 بهمن و روز
جهانی قدس و نیز انتخابات و … شرکت میکنند و حتی برای برگزاری مراسم مذهبی
مسلمانان کمکهای مالی میکنند و یهودیان به مقام رسیده، برای پنهان کردن ماهیت خویش
و رفع تردیدهای احتمالی و کسب اعتماد هر چه بیشتر سایر مسئولان حکومت اسلامی، حتی
علیه اسراییل و صهیونیسم هم سخنرانی کرده و برای حفظ ظاهر در راستای مبارزه با
اسراییل، سمینار و همایش و کنفرانس برگزار میکنند. تمام این گونه اقدامات برنامهریزی
شده در نهایت به تثبیت موقعیت یهودیان آنوسی و حفظ منافع یهود میانجامد.
در رفتارهای گروهی، مهمترین ویژگی یهودیان
آنوسی، اقدام دسته جمعی و حمایت از فعالیتهای یکدیگر است؛ بدین معنی که اگر یکی
از آنها کاری ناپسند انجام دهد، فرد آنوسی دیگر که دارای سیما و وجهه موجهای
بوده و اعتبار لازم را از طریق اقداماتی نظیر تظاهر به تدین و مشارکتهای اجتماعی
مثبت به دست آورده است، پا در میانی کرده و موضوع را به نحوی فیصله میدهد. یا اگر
یکی از آنها در کاری، چه کوچک و چه بزرگ، سنگ اندازی کرده و مانعتراشی کند، آنوسی
دیگری که شخص موقر و مقبول عامهای است، به او پیوسته و کار او را توجیه میکند.
این شیوه، در ادامه و در سطح کلان،
به صورت درگیریهای اجتماعی دیده میشود و مثلا دو یا چند گروه دارای عقاید مختلف،
در زمینه سیاسی یا فرهنگی و اقتصادی، منازعهای غیر لازم را آغاز میکنند که چند
وجه مشخص دارد:
الف: فاقد نقطه آغاز و دلیل موجه و
روشن، یا بر سر مسائلی بسیار ساده است.
ب: هیچ کسی در هیچ گروهی، حرف قطعی و
نهایی را نمیزند و درگیریها به صورت سطحی و لفظی ادامه خواهد یافت. در عین حال،
همواره همدیگر را به افشای مسائلی تهدید میکنند با این عبارت که اگر فلان مطلب
گفته شود، کار طرف تمام خواهد شد، اما چنین اتفاقی هرگز رخ نداده و نخواهد داد.
ج: معمولاً این گروهها خلق الساعهاند
و بر مبنای هیاهو پدیدار میشوند.
د: افراد این گروهها به بهانه بیاعتنایی
یا بیاهمیتی از درگیری عقلی و عمومی آشکار با موضوع مورد نزاع میگریزند.
ه: مطالبات همه گروهها یکسان و منطقی
به نظر میرسد، اما در صورت برتری و غلبه یکی بر دیگری، موضوع مسکوت میماند و تغییری
در هیچ موردی دیده نمیشود. این سکوت تا زمان لازم ادامه خواهد یافت.
و: مهمترین هدف آنوسیان از این
اقدامات، یکی مشغول سازی جامعه با مطالب سطحی و ممانعت از ورود به بنیان مطلب، و دیگری
جذب افراد جوان و ساده دارای گرایشات متفاوت در گروههای مختلف و گاه متضاد است تا
افراد نیروهای خود را صرف مبارزات پوچ کرده و انرژی خود را هدر دهند.
آنوسیان تفکر بسیار خطرناکی دارند ،
فرقه خاصی از انان معتقدند از طریق نزدیک شدن به شیطان و جادوگری و اعمال جرم و
جنایت در جهان باید ظهور منجی (ماشیح) را سرعت بخشید ، به عقیده اینان هرچه گستره
نفوذ شیطان از طریق رواج فساد و جنایت بر جهان افزایش یابد ،ماشیح سریعتر ظهور میکند.
فرقه دهشتناک حجتیه یکی از مخوف ترین
زیر شاخه های آنوسیان در ایران است .انجمن حجتیه تشکیلاتی است که هدف اصلی آنتلاش برای «فراهم کردن زمینه ظهور امام عصر»
همان ماشیح است.این گروه در سال ۱۳۶۲ به فرمان امام خمینی و متهمشدن به خیانت و
ارتجاع، منحل شد. با این حال به واسطهٔ ارتباط با برخی مراجع توانست در جامعهٔ
مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم، شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری نفوذ نماید.
این فرقه از انوسیان بطور وسیعی شبکه
ای عنکبوت وار از قدرت اقتصادی ،سیاسی و نظامی در حکومت ایران تشکیل داده اند که
صرفا با توجه به ایده های شیطانی فصد به انحطاط کساندن هر موجودیتی در جامعه را
دارند تا از این طریق زمینه ظهور منجی را فراهم کنند … مصباح یزدی به عنوان رهبر
مذهبی و سایرین منجمله احمدی نژاد از جمله عوامل اجرائی این شبکه مخوف هستند.
با توجه به این موارد وحشیگری نیروهای
اطلاعاتی ، بسیجی و سپاه ، تمرکز بر روی مسئله هلوکاست و طهور منجی و بسیاری دیگر
از مسائل قابل درک میگردد .
زاغ سیاه - من سید محمد علی ابطحی
متولد 7 بهمن 1338 در مشهد الرضا بدنیا آمدم . از همان بدو تولد به مخمل علاقه زیادی
داشتم تا اینکه با سید محمد خاتمی اشنا شدم و مدتی مشاور او بودم . بعد هم آقای
دکتر محمود مهرورز امدند و ما را خیلی خوشحال کردند . تا اینکه یک روز توی خانه
بودم و برف سفید به یاد شیخ اصلاحات پارو میکردم . که زنگ در به صدا آمد . در را
باز کردم پستچی بود یک بسته به من داد و متواری شد .فرستنده بسته از آمریکا بود از
خود خود کاخ سفید . وقتی باز کردم دیدم یک عبا و یک عمامه سبز از جنس مخمل است و یک
نوشته هم با آن بسته بود .
از دستخط نوشته فهمیدم که فرستنده صهیونیست
هم هست . روی کاغذ نوشته بود ” سید منتظر نشانه بعدی باش ” منهم اولش بی تفاوت
بودم تا اینکه فرداش باز همان پستچی آمد ، قیافه اش عین صهیونیست ها بود یک نامه
به من داد و رفت . نامه از آمریکا بود توی اون نوشته شده بود “قورمه سبزی غذای ایرانی
است به دوستان خود بگوئید “
من زنگ زدم به همه دوستان و گفتم . آنها
گفتند اگر خبری شد باز هم به ما بگو
فردای آن روز دوباره همان آدم آمد ،
معلوم بود پستچی نیست اما صهیونیست است . یک کارتون بزرگ به من داد و لبخند زد و
رفت . از لبخندش فهمیدم که انگلیسی است و استعمار گرهم هست .
در کارتون را باز کردم خدایا چه میبینم
؟ یک عالمه بادکنک سبز و سفید ولی سبزهایش بیشتر بود ، یک نامه با دستخط صهیونیستی
هم ضمیمه کارتون بود که نوشته بود ” بادکنک ها را با دوستانتان باد کنید ، نخ آنرا
محکم ببندید ،با شنیدن صدای الله اکبر بادکنک ها را ول کنید بره هوا،منتظر خبر بعدی
باشید، ما شما را حمایت میکنیم .”
من هم تلفن کردم به سعید حجاریان ،میرحسین
موسوی،خاتمی،قوچانی،بهزاد نبوی، جمیله کدیور،احمد زید آبادی،ندا آقاسلطان و…. که
همه امدند . جالب بود که سعید حجاریان پیاده و با کفش ورزشی آمده بود و دویده بود
چون وقتی رسید خانه ما نفس نفس میزد .
جای شما خالی ، نشستیم و تا می تونستیم
بادکنک فوت کردیم ونخهاش رو هم محکم بستیم . تقریبا همه حیاط خونه ما شده بود
انقلاب مخملی سبز .
دیگه شب شده بود . که یکدفعه صدای
الله اکبر آمد ، ما هم بادکنک ها را ول کردیم توی هوا .
فرداش زنگ خونه ما رو زدند ، در رو
که باز کردم دیدم سربازان گمنام امام زمان هستند ، از چشمان درشت و خونی شان معلوم
بود که آمریکایی و انگلیسی نیستند و صهیونیست هم نیستند .
گفتند با ما بیائید برویم . گفتم چرا
؟ گفتند شما انقلاب مخملی کردین خودتون هم خبر ندارین .
وقتی اومدم دیدم همه دوستان زنده و
مرده اونجا جمع هستند فهمیدم ما رو آوردن زندان که اونجا هم انقلاب مخملی کنیم .
حالا هم در صدا و سیما اعتراف میکنم
که من انقلاب مخملی کرده ام و از مردم ایران و مقام ولایت عذر خواهی میکنم و طلب
عفو و رافت اسلامی دارم .
زاغ سیاه -دوستان ترانه موسوي، از بازداشتشدگان
هفتم تير در درگيريهاي مسجد قبا، گفته اند كه خانوادهي وي از يافتن جنازهي
سوختهي ترانه در حومهي قزوين خبردادهاند.
يكي از دوستان ترانه موسوي ديروز
براي پيگيري وضع ترانه با منزل پدري او تماس گرفت و با خبر مرگ ترانه و يافتن
جنازه سوختهاش ـ بين كرج و قزوين ـ مواجه شد. خانواده ترانه از بازگويي مكان و
زمان تشييع جنازه وي خودداري كردند و گفتند نمي توانند توضيحات بيشتري دهند. پس از
پيگيري ها و تماس هاي مكرر دوستان ترانه با منزل وي، خانواده موسوي از آنان
خواستند كه ديگر تماس نگيرند و در برابر سخن يكي از دوستان ترانه كه گفته بود
خانواده او بايد نوع مرگش را به جامعه اطلاع دهند و به رسانه ها بگويند كه ترانه
دستگير شده و پس از دستگيري به اين سرنوشت دچار شده است شنيده بودند كه ما صلاح
كار خود را بهتر از شما مي دانيم و نمي خواهيم در تشييع جنازه اش كسي حضور داشته
باشد.
ترانه موسوي به گفته يكي از دوستانش –
كه نمي خواهد نامش فاش شود – روز هفتم تير در حوالي تقاطع ميرداماد و خيابان
شريعتي كلاس آرايشگري داشته است. او اتومبيل خود را در يكي از خيابان هاي فرعي بين
حسينه ارشاد و ميرداماد، پارك مي كند و پس از ديدن تجمع مردم در خيابان قبا و
اطراف حسينه ارشاد با يكي از دوستان خود تماس مي گيرد و به او مي گويد كه پيش از
رفتن به آرايشگاه بهتر است سري به مسجد قبا بزنند و با دوست خود در نزديكي مسجد
قبا قرار ميگذارد. وي كه به گفته دوستش مانتوي سبز به تن و شالي سبز به سر داشته
است درحاليكه در خيابان شريعتي منتظر يكي از دوستان خود بوده است از سوي مأموران
حكومتي دستگير مي شود و در هنگام دستگيري، دوست وي كه به محل قرار نزديك ميشده از
دور وي را مي بيند. ترانه را سوار به وني ميبرند. شواهد دستگيري ترانه به همين جا
ختم نمي شود و چند نفر از دستگيرشدگان واقعه مسجد قبا در تماس هايي با خانوادهي
وي، خبر دستگيري اش را به آنان اطلاع مي دهند. ترانه موسوي در زمان دستگيري شماره
منزل و يكي از دوستانش را به چند نفر از دستگيرشدگان مي دهد و از آنان ميخواهد در
صورت آزادي با خانواده اش تماس گرفته و خبر دستگيري اش را به آنان اطلاع دهند. كساني
كه در آن روز همراه با ترانه به ساختماني در حوالي پاسداران منتقل مي شوند گفته
اند كه او مدام گريه مي كرده و مي گفته است نه براي تجمع كه براي شركت در كلاس
آرايشگري در آن محل حضور داشته است. اما برخي از دوستانش خبر داده اند كه ترانه در
راهپيمايي هاي مسالمت آميز روزهاي 25، 26 و 27 خرداد شركت داشته است و حتا پيش از
انتخابات نيز با حضور در زنجيره سبز، حمايت خود را از اصلاحات و آزادي در ايران
ابراز مي كرده است.
به گفته يكي از دوستان ترانه، پس از
دو هفته از دستگيري او، فردي ناشناس با منزلش تماس گرفته و به مادر ترانه خبر
بستري بودن وي را در بيمارستان امام خميني كرج مي دهد. اين ناشناس به مادر ترانه
مي گويد كه مردم دخترش را پس از تصادف، به آن بيمارستان رسانده اند. مادر ترانه به
ناشناس مي گويد برخي تماس گرفته اند و ترانه را در درگيري هاي مسجد قبا و در
بازداشگاه ديده اند اما ناشناس مي گويد ترانه ربطي به حادثه مسجد قبا ندارد و
احتمالن قضيه اش ناموسي ست؛ چراكه مي خواسته با شلنگ سرم خودش را حلق آويز كند. او
پارگي رحم و مقعد را نيز دليل بستري شدن ترانه ذكر مي كند. خانواده ترانه به آن
بيمارستان مراجعه مي كنند اما مسوولان بيمارستان بستري شدن ترانه موسوي را تكذيب
مي كنند و تنها يكي از پرسنل مي گويد كه دختري را با موهاي بافته شده ديده است كه
چند نفر با ظاهري به گفته او «حزب اللهي» بيهوش مي آورند و بيهوش مي برند.
جملاتي كه اين ناشناس در مكالمه
تلفني با مادر ترانه بيان مي كند نشان مي دهد كه ماموران وزارت اطلاعات و لباس
شخصي ها مي خواسته اند ذهن خانواده ترانه را از سياسي بودن قضيه منحرف كنند و به
آنان بقبولانند كه دخترشان از نظر اخلاقي مشكلاتي داشته است تا خانواده نيز پس از
شنيدن خبر مرگ فرزندشان، از پيگيري و پي جويي درباره چند و چون مرگ وي خودداري
كنند.
ممانعت خانواده ترانه موسوي از دادن
اطلاعات درباره تشييع پيكر وي و چگونگي درگذشتش عجيب به نظر نمي رسد؛ چراكه تمامي
خانواده هاي قربانيان حوادث اخير از سوي حكومت و وزارت اطلاعات تهديد مي شوند و به
آنان گفته مي شود در صورتي كه تشييع پيكر عزيزانشان و مراسم كفن و دفن و ختم آنان
با حضور مردم و با شيون و ناله برگزار شود مشكل حاد ديگري براي يكي ديگر از
عزيزانشان اتفاق خواهد افتاد.
ترانه موسوي اكنون تنها به خانواده
اش تعلق ندارد و متعلق به همه ايرانيان است؛ بنابراين پيگيري وضعيت او و چگونگي
درگذشتش وظيفه تك تك ماست. اين كه من نمي توانم با نام خود اين اخبار را منتشر
كنم؛ اين كه دوست ترانه نمي تواند نامش را بگويد؛ اين كه خانواده ترانه درباره
فرزندشان هيچ حرفي نمي زنند همه از خفقاني حكايت دارد كه امروز بر جامعه ما حاكم
است. من از دوستاني كه وظيفه خود مي دانند به راحتي و به سرعت اين نوع اطلاع رساني
را محكوم كنند مي خواهم به جاي نشستن و محكوم كردن اين و آن، درباره ترانه تحقيق
كنند و خبرهايش را به گوش نخست ايرانيان و سپس جهانيان برسانند تا شايد از بيش از
اين شاهد قرباني شدن ترانه هايمان نباشيم.
لازم است بگويم عكس ترانه را نيز يكي
از هنرجويان آموزشگاه آرايشگري و از دوستان ترانه در اختيار ما قرار داد.
موسوی: منشوری فراتر از جبهه و گروه سیاسی تدوین میکنیم/نباید فرایند شکلگیری این دولت فراموش شود
قلم - مهندس میر حسین موسوی گفت: در حال تدوین منشوری فراتر از بحث جبهه و گروه سیاسی هستیم و در این منشور راهکارهایی را پیشنهاد کردهایم که تمام ظرفیتهای مغفول قانون اساسی توان اجرایی شدن پیدا کنند.
به گزارش خبرنگار قلمنیوز، نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس پیش از ظهر چهارشنبه در دیدار با جمعی از اهالی برخی از رسانههای کشور با اعلام اینکه این منشور ظرف چند روز آینده منتشر خواهد شد، تاکید کرد: میخواهیم ظرفیتهای مغفول قانون اساسی را عملیاتی کنیم.
وی با اشاره به نمادسازیها در جنبش اجتماعی مردم اظهار کرد: ما میخواهیم این منشور، وجهی از به هم پیوستگی مردم باشد و مشخص باشد که اینها به جنبش سبز پیوستهاند. ما به دنبال شعاری هستیم که بتواند پیوستگی مردم را بیشتر کند و مورد استفادهی مردم قرار بگیرد.
موسوی خاطرنشان کرد: فضایی که میخواهیم منشور را در آن منتشر کنیم فضایی است که حتی شخصی مثل آقای هاشمی را هم تحمل نمیکند. وقتی در بخشهایی از حاکمیت امثال آقای هاشمی هم تحمل نشوند جامعه لاجرم به سمت نظامیتر شدن و امنیتیتر شدن پیش خواهد رفت که هیچکس از این مساله استقبال نخواهد کرد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین تصریح کرد: ما و کسانی که متعلق به این جنبش هستند باید طوری عمل کنیم که ضمن اینکه ساختارشکنی به مفهوم کسانی که میخواهند خارج از قانون اساسی حرکت کنند اتفاق نیفتد، مطالبات مردم لحاظ شود. ما در منشور خود این دغدغه را داریم که هم پیوستگی مردم حفظ شود، هم منافع ملی لحاظ شود و هم به مطالبات مردم پاسخ داده شود.
وی در ادامه سخنان خود با اشاره به تخلفات صورت گرفته در انتخابات اخیر اظهار کرد: این یک ضرورت ملی است که به طور دائم به بحث انتخابات اخیر پرداخته و این مساله زنده نگه داشته شود و این مساله در انبوه وقایع اخبار پس از انتخابات نمیرد و هیچکس فراموش نکند که این دولت در چه فرآیندی شکل گرفته است. با توجه به اینکه مدافعان تقلب تریبونهایی نظیر صدا و سیما در اختیار دارند، مطبوعات باید پرداختن به مسایل پیش آمده در این انتخابات را از جمله وظایف خود بدانند.
نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس در ادامه با تاکید بر لزوم توجه به قانون اساسی، تصریح کرد: نیروهای مدافع جامعه باید حامی قانون اساسی باشند؛ چرا که قانون اساسی در خود ظرفیتهایی دارد که اگر عملیاتی شود حتی گرایشهای ساختارشکنانه را هم متقاعد میکند.
وی تاکید کرد: اگر از چارچوب قانون اساسی خارج شویم جامعه با یک آنارشی لجامگسیخته روبهرو خواهد شد که جمع کردن آن غیر قابل پیشبینی خواهد بود. بنابراین همهی نیروها باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند تا خسارتهای این فضای شبه کودتای تحمیل شده را به حداقل برسانند.
رییس فرهنگستان هنر در بخش دیگری از سخنان خود به حساسیت مردم نسبت به دخالت بیگانگان و تلاش برای گرفتن اعترافات نادرست از بازداشت شدگان اشاره کرد و گفت: اگر از همه بازداشتشدگان هم اعتراف بگیرند باز هم افکار عمومی اینها را قبول نمیکند؛ چرا که مردم در وقایع اخیر حضور داشتهاند و دیدهاند که ابعاد این مساله چقدر بوده است. شعارها و رفتارهای مردم نشان میدهد که اگر برخی افراد بخواهند ترفندهایی برای اتصال جنبش سبز مردم به بیگانگان به کار ببندند بیهوده خواهد بود.
وی با اشاره به سفرهای تبلیغاتی خود در ایام پیش از انتخابات اخیر، عنوان کرد: در این سفرها متوجه شدم که مردم چقدر به هویت ایرانی خود اهمیت میدهند و در استانهای مختلف کشور، مردم عرق زیادی بر روی ایرانی بودن خود دارند.
موسوی افزود: دولت پشتیبانی آرای مردم و در نتیجه مشروعیت ندارد، بنابراین در عمل ناچار خواهد بود به کشورهای خارجی امتیازاتی بدهد که به نفع کشور ما نخواهد بود. ما باید طوری عمل کنیم که سرمایههای عظیم اجتماعی که در انتخابات شرکت کردند بتوانند منسجم باشند و شرایط مفیدی برای آنها به وجود بیاید.
بر اساس این گزارش، مهندس موسوی در بخش دیگر سخنان خود به فعالیت رسانههای مجازی اشاره کرد و گفت: رسانههای مجازی تاثیر بهسزایی در اطلاع رسانی داشتند و این ارتباطات باید تقویت شود و باید فضاسازی لازم در این زمینه صورت گیرد و رسانههای مکتوب و خبرگزاریها هم باید مردم را به استفاده از این رسانههای مجازی تشویق کنند. یکی از نقاط قوت این فضاهای مجازی این است که اعمال سانسور بر روی آنها دشوارتر است.
نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس در پایان، به مساله بازداشت شدگان روزهای پس از انتخابات اشاره و تاکید کرد: تا وقتی که آخرین نفر از زندانیان روزهای پس از انتخابات آزاد نشود، پروندهی این انتخابات باز خواهد بود، مضافا اینکه مشروعیت این دولت نیز زیر سوال خواهد بود.