تبليغاتX
خسی به نام سلیمان
ما زنده بر آنيم كه آرام نگيريم،موجيم كه آسودگي ما عدم ماست ( هستیم تا فیلتر شدن!! )

چند وقت پیش داشتم تو سایت های خبری یه چرخ و چورخی  میزدم که ناگهان با خبرهای جالبی مواجه شدم :

استقبال اینترنتی از دانلود فیلم غیر اخلاقی محسن مخملباف ( گیگیا نیوز )

این خبر گزاری در ادامه نوشته بود : " وی با آن كه در این فیلم غیر اخلاقی ،‌ به عریان كردن كامل یك دختر ایرانی روی آورده است ،‌ از حقوق زنان و دختران ایرانی اعلام حمایت كرده است !  " که منظورش لوناشاد است .

ای بابا ٬ باز زود قضاوت کردیم ؟ باز مترنکرده بریدیم ؟ باز سرمون رو کردیم زیر برف ؟

آخه پدر جان ٬ کیه که سابقه مخملباف رو تو سینمای ایران ندونه ؟ آخه کیه که ندونه مخملباف پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بیش از چهار سال به علت فعالیت‌های سیاسی در زندان بوده‌است ؟ آخه کیه که ندونه دو فیلم اش ( شب های زاینده رود و نوبت عاشقی )  برای همیشه در توقیف ماند ؟

 آخه کیه که بتونه لیست زیر رو انکار کنه ؟

جوایز بین‌المللی

 

   1. جایزه بهترین فیلم از جشنواره ریمینی، ایتالیا ۱۹۸۹، (بخاطر فیلم بایسیکل ران)

   2. جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم هاوائی، آمریکا ۱۹۹۱، (بخاطر فیلم بایسیکل ران)

   3. جایزه بهترین فیلم از جشنواره تائورمینا، ایتالیا ۱۹۹۲، (بخاطر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما)

   4. جایزه بهترین فیلم از جشنواره کارلوویواری، جمهوری چک ۱۹۹۲، (بخاطر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما)

   5. جایزه بهترین فیلم انجمن منتقدین بین المللی فیبرشی از جشنواره کارلوویواری، جمهوری چک ۱۹۹۲، (بخاطر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما)

   6. جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره کارلوویواری، جمهوری چک ۱۹۹۲، (بخاطر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما)

   7. جایزه ویژه هیئت داوران از جشنواره فیلم استانبول، ترکیه ۱۹۹۳، (بخاطر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما)

   8. جایزه مطبوعات از جشنواره فیلم سائوپائولو، برزیل ۱۹۹۵، (بخاطر تمام آثار محسن مخملباف)

   9. جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم مونیخ، آلمان ۱۹۹۶، (بخاطر فیلم سلام سینما)

  10. جایزه بهترین فیلم هنری از جشنواره فیلم توکیو، ژاپن ۱۹۹۶، (بخاطر فیلم گبه)

  11. جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم سیتگس، اسپانیا ۱۹۹۶، (بخاطر گبه)۱۲- جایزه ویژه منتقدین از جشنواره فیلم سیتگس، اسپانیا ۱۹۹۶، (بخاطر گبه)

  12. یکی از ده فیلم برتر جهان در سال ۱۹۹۶، به انتخاب مجله تایمز، آمریکا ۱۹۹۶، (بخاطر فیلم گبه)

  13. جایزه بهترین فیلم بلند آسیائی از جشنواره فیلم سنگاپور، سنگاپور ۱۹۹۷، (بخاطر فیلم گبه)

  14. جایزه ویژه هیئت داوران از جشنواره فیلم لوکارنو، سوئیس ۱۹۹۶، (بخاطر فیلم نون و گلدون)

  15. جایزه طلای جوانان از جشنواره فیلم لوکارنو، سوئیس ۱۹۹۶، (بخاطر فیلم نون و گلدون)

  16. یکی از ده فیلم برتر دهه ۹۰ از طرف مدیران جشنواره‌های جهانی، ۱۹۹۹، (بخاطر فیلم نون و گلدون)

  17. جایزه مدال طلا از طرف پارلمان ایتالیا از جشنواره ونیز، ایتالیا ۱۹۹۷، (بخاطر فیلم سکوت )

  18. جایزه انسان، هنر، طبیعت از جشنواره ونیز، ایتالیا ۱۹۹۷، (بخاطر فیلم سکوت )

  19. جایزه شهر ایسن دوژور، فرانسه ۱۹۹۸ (به خاطر مجموعه آثار)

  20. جایزه سردار هنر و ادبیات (شوالیه) فرانسه ۱۹۹۸، (بخاطر مجموعه آثار ادبی و سینمایی)

  21. جایزه بزرگ کلیساهای جهانی از جشنواره فیلم کن، فرانسه ‏۲۰۰۱‏، (بخاطر فیلم سفر قندهار)

  22. مدال طلای فدریکو فلینی از یونسکو در پاریس، فرانسه ۲۰۰۱، (بخاطر فیلم سفر قندهار)

  23. جایزه بهترین فیلم جشنواره آژاکسو فرانسه (بخاطر فیلم سفر قندهار) ۲۰۰۱

  24. جایزه «بهترین فیلم تماشاگران» از جشنواره بین المللی فیلم سینمای جنوب، فرانسه ۲۰۰۱، (بخاطر فیلم سفر قندهار)

  25. جایزه «بهترین کارگردانی»از جشنواره بین المللی فیلم آرسنال، لاتویا ۲۰۰۲ (بخاطر فیلم سفرقندهار)

  26. جایزه فرانسووا تروفو، از جشنواره جیفونی، ایتالیا ۲۰۰۲ (به خاطر مجموعه آثار)

  27. سفر قندهار یکی از صد فیلم برتر تاریخ سینمای جهان به انتخاب مجله تایم، آمریکا، ۲۰۰۵

  28. جایزه منتقدین بین المللی «فیبرشی» از جشنواره بین المللی فیلم تسالونیکی، یونان ۲۰۰۱ (بخاطر فیلم سفر قندهار)

  29. چهارمین دوره جشنواره مستند تسالونیکا افتخار یک عمر دستاوردهای هنری و مشارکت‌های انسان دوستانه ۲۰۰۲

  30. جایزه «بهترین فیلم» از جشنواره بین المللی فیلم داکیومنت آرت، آلمان ۲۰۰۲ (بخاطر فیلم الفبای افغان)

  31. جایزه بهترین سینماگر آسیای سال ۲۰۰۳ جشنواره پوسان کره جنوبی ۲۰۰۳

 

حالا این آقا شد فیلم مستهجن و بی ناموسی ساز ؟

من از اون عزیزی  که تحلیل بالا رو کرده میپرسم که اصلا تو یه بار فیلمو دیدی ؟ اصلا ماجرای فیلمو میدونی ؟

 

از این ماجرا بگذریم  و بریم سر قضیه لونا شاد ( مه‌نور شادزی  ) :

"وی در سال ۱۹۸۴ در سن ۱۲ سالگی ایران را ترک کرد و به همراه خانواده‌اش به فرانسه رفت. او پس از گذراندن دوره دبیرستان در رشته فلسفه، در رشته بازرگانی بین‌المللی در پاریس تحصیل کرد و به مدت سه سال در بخش بورس سهام در بانکی فرانسوی کار کرد. در ۲۸ سالگی پس از گذراندن یک دوره کلاس خصوصی یک ساله در زمینه تئاتر به این رشته روی آورد.

وی سپس به عنوان مجری و برنامه‌ساز به شبکه تلویزیونی بخش فارسی صدای آمریکا پیوست و در تهیه برنامه‌های مختلفی از جمله مجله هفتگی فصل دیگر . مشارکت داشت.

وی مدتی طولانی مجری برنامه شباهنگ بود که هر شب از صدای آمریکا به صورت مستقیم پخش می‌شود. او پس از چند سال اجرا و برنامه‌سازی در صدای آمریکا، در پاییز ۱۳۸۷ با این شبکه قطع همکاری کرد."

او در دوفیلم " فریاد مورچه‌ها (محسن مخملباف، ۲۰۰۶)  و صندلی (محسن مخملباف ، ۲۰۰۵)" بازی کرده .

درسته که او رو در خبرگزاریها و سایتاتون در حد یه فاحشه پایین بیارید ؟ آخه کجای زندگی این آدم  به فاحشه گری گذشته ؟ چرا اینقدر راحت با آبروی مردم بازی میکنید ؟ ( البته مقصر نیستید چون این روزها تهمت زدن تو مملکت ما به امری عادی تبدیل شده ) .

احتملا اون فردی که تحلیل بالا رو کرده فیلم های مستهجن زیاد نگاه میکنه و به هر فیلمی که یکی یکم یقه پیراهنش باشه ٬ میگه فیلم مستهجن و به طرفشم میگه فاحشه !

احتمالا به مزاج تحلیل گر  بالا٬ فیلم های کارگردان هایی مثل سعید سهیلی ( چهارچنگولی که فیلم بسیار پر مفهومیه !!! ) و یا خسرو ملکان ( مادر زن سلام ) بیشتر خوش می آد تا فیلم های فلسفی و مفهومی .

یادمون نره که همین آدم ها دقیقا همین حرف ها رو درباره بازیگر بزرگ سینمای ایران ٬ گلشیفته فراهانی هم میزدند .


در آخر برای من جای این سوال میمونه که این تحلیلگرها واقعا اینطوری فکر میکنن یا پول میگیرن که اینطوری فکر کنن ؟!

سلیمون .

+ نوشته شده در  2009/7/22ساعت 12  توسط سلیمان | 

BBC

سفیر ایران در مسکو گفته است که روسیه دیدگاه معقولی نسبت به انتخابات بحث انگیز ریاست جمهوری ایران دارد و در عین حال وزارت خارجه روسیه نیز در واکنش به شعار "مرگ بر روسیه" که روز جمعه گذشته در خیابان های تهران طنین انداز شد، گفته است تعداد شعاردهندگان انگشت شمار بوده است.

در جریان برگزاری نماز جمعه اخیر تهران که به امامت اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد، برخی از شرکت کنندگان با سر دادن شعار "مرگ بر روسیه" پرچم آن کشور را به آتش کشیدند.

وزارت خارجه روسیه می گوید که افکار عمومی در ایران دیدگاه مثبتی به روابط ایران و روسیه دارد و شعار دهندگان ضد روسی تعداد انگشت شماری در این کشور هستند.

گزارش ها از ایران حاکی از آن است که در هفته های اخیر و پس از تلاش برای سرکوب اعتراض های مردمی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران، بخشی از افکار عمومی این کشور، به نقش روسیه در تحولات اخیر ایران مظنون شده است.

دیمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه، اولین مقام خارجی بود که پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران، به محمود احمدی نژاد تبریک گفت.

آقای احمدی نژاد سه روز پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، برای شرکت در اجلاس سران رهبران سازمان همکاری شانگهای به روسیه سفر کرد.

ملاقات روسای جمهور ایران و روسیه در جریان این سفر، محدود به مصافحه آقایان احمدی نژاد و مدودف بود.

مطابق پروتکل های تشریفاتی این سفر، آقای احمدی نژاد برای دیدار با رئیس جمهوری روسیه در مقبال دوربینهای تلویزیونی و عکاسان، به سوی او حرکت کرد اما ملاقات دوجانبه ای که پیشتر برخی از رسانه ها از احتمال انجام آن خبر داده بودند، صورت نگرفت.

سفیر ایران: روسیه دیدگاه معقولی نسبت به ایران دارد

محمودرضا سجادی، سفیر ایران در مسکو در گفت و گو با خبرگزاری نیمه رسمی فارس، درباره دیدگاه روسیه نسبت به انتخابات بحث انگیز ریاست جمهوری ایران، گفته است که "روس‌ها بسیار معقول با این انتخابات برخورد کردند."

آقای سجادی گفته است که روس‌ها موضوع را یک موضوع داخلی جمهوری اسلامی اعلام کرده و دخالت دیگران در این قضیه را منطقی ندانستند.

چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات ایران و سفر محمود احمدی نژاد به این کشور، در حالی که اعتراض های مردمی به نتایج انتخابات در ایران فراگیر شده بود، دولت روسیه "نمایشی بودن" تبریک اعلام انتخاب محمود احمدی نژاد را تکذیب کرد و گفت مسائل مربوط به این انتخابات باید براساس قوانین ایران حل شود.

سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه گفته بود که کشورش "هرگز به اقدامات نمایشی دست نمی زند."

به اعتقاد برخی کارشناسان، مردم ایران به دلیل دخالت های تاریخی روسیه تزاری در این کشور از جمله تحمیل جنگ فراگیر بین دو کشور و جدا شدن چندین شهر قفقاز از ایران، دیدگاه مثبتی به سیاست های روسیه در ایران ندارند.

ماجرای رفتار الکساندر گریبایدوف، وزیر مختار روسیه در دربار فتحعلی شاه که به عهدنامه ترکمنچای منجر شد و چپاول نسخ خطی کتابخانه شیخ صفی الدین اردبیلی در اردبیل که اینک در موزه سنت پیترزبورگ نگهداری می شود، از جمله خاطرات تلخ تاریخی از سیاست های روسیه در ایران است.

برخی از چهره های سیاسی و آکادمیک ایران نیز اعتقاد دارند که پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد نیز، روسیه با آنچه که "کارت ایران" می خوانند، هنوز در صحنه بین المللی "بازی" می کند.

به اعتقاد این گروه تاخیر مکرر در بهره برداری از نیروگاه اتمی بوشهر که روسیه پیمانکار آن است و روگردانی مسکو از همراهی با ایران در مذاکرات تعیین رژیم حقوقی دریای خزر از جمله آشکارترین این سیاست ها است.

برخی از ناظران مسائل بین المللی در ایران می گویند هرچند آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، در جریان سفر نزدیک به دو سال پیش ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری وقت روسیه به تهران گفت که "تصویر ملت روسیه در ذهن ما، تصویر روشن و خوبی است" اما واکنش های شهروندان ایرانی در جریان وقایع اخیر این کشور نشان می دهد که در ذهن گروهی از مردم این کشور روسیه بیش از آنچه که رهبران ایرانی و حتی روسی تصور می کنند، در حوادث دور و نزدیک ایران مقصر است.

+ نوشته شده در  2009/7/22ساعت 10  توسط سلیمان | 
بی بی سی - در هفته های اخیر که برخورد پلیس ضدشورش و افراد موسوم به لباس شخصی به معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران جریان داشت، شایعه ای بر سر زبانها و در سایتهای اینترنتی راه افتاد که افرادی عرب زبان که احتمالاً یا از حزب الله لبنانند یا از فلسطینیان عضو جنبش حماس، در برخورد با معترضان شرکت دارند.

در هفته های اخیر که برخورد پلیس ضدشورش و افراد موسوم به لباس شخصی به معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران جریان داشت، شایعه ای بر سر زبانها و در سایتهای اینترنتی راه افتاد که افرادی عرب زبان که احتمالاً یا از حزب الله لبنانند یا از فلسطینیان عضو جنبش حماس، در برخورد با معترضان شرکت دارند.

تصاویر ویدئویی در سایت اینترنتی یوتیوب منتشر شد که در آن فردی می گفت نفرات پلیس ضدشورش که به مجتمع مسکونی محل اقامت او حمله کرده اند لهجه عربی داشتند یا در یکی دیگر از این ویدئوها، از موتورسواران پلیس ضدشورش کلماتی به زبان عربی شنیده می شد.

البته در کشوری که مردمانش زبان فارسی را با انواع لهجه های گوناگون، از جمله لهجه عربی صحبت می کنند، اینها را نمی شد دلیلی بر حضور عربهای هوادار حکومت ایران میان نفرات پلیس ضدشورش یا لباس شخصیها قلمداد کرد.

اما سایت متعلق به یکی از اعضای سابق گروههای فشار هوادار محافظه کاران در ایران تصاویری از یکی از افراد شناخته شده و مهم حزب الله لبنان چاپ کرد که در تهران و هنگام حمله به ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در قیطریه شمیران گرفته شده بود.

افرادی از حزب الله لبنان، با دیدن این تصاویر، شخص مورد نظر را شناسایی و اصالت عکسها را تأیید کردند.

همچنین در تصاویر ویدئویی که از حمله به ستاد میرحسین موسوی پخش شد باز هم این فرد بوضوح به چشم می خورد.

اما باز هم نمی توان به صرف حضور این فرد در حمله به ستاد میرحسین موسوی، حکم صادر کرد که حزب الله لبنان در سرکوب تظاهرکنندگان ایرانی و حمله به اصلاح طلبان و هوادارانشان نقشی سازمان یافته ایفا کرده است.

اسعد حیدر، نویسنده و روزنامه نگار سرشناس لبنانی که سی سال پیش گزارشگر انقلاب ایران بوده و در جریان حوادث پس از انتخابات ایران نیز در تهران حضور داشته و درباره این حوادث نوشته است می گوید در زمان انقلاب نیز گفته می شد که آیت الله خمینی، افرادی از جنبش فلسطینی فتح را به ایران فرستاده تا در مقابل ارتش ایران که تظاهرات را سرکوب می کردند بایستند اما بعدها معلوم شد که این "فلسطینیها" کسی نبوده اند جز ایرانیانی که در اردوگاههای جنبش فتح آموزش دیده بودند، افرادی همچون محسن رفیقدوست، مصطفی چمران و محمدصالح الحسینی.

در زمان انقلاب ایران همچنین شایع شده بود که خیلی از گاردیهایی که در سرکوب انقلابیون شرکت داشتند، اسرائیلی اند اما هیچگاه سندی بر این مدعا به دست نیامد.

دلیل راه افتادن چنین شایعاتی، آن گونه که اسعد حیدر هم می گوید این است که گویا مردم نمی توانند به خود بباورانند که هموطن به هموطن بیرحمانه حمله کند و حتی او را هدف گلوله قرار دهد.

اینکه دولتی برای سرکوب مخالفان داخلی اش از نیروی خارجی کمک بگیرد، بارها در کشورهای مختلف اتفاق افتاده و می افتد، اما اسعد حیدر می گوید حکومت ایران نیرو و نفرات کافی برای مقابله با مخالفان داخلی اش دارد و نیازمند وارد کردن افرادی برای این منظور از خارج نیست.

در مقابل، محمدجواد اکبرین، پژوهشگر و روزنامه نگار ایرانی ساکن لبنان این را امکانپذیر می داند که اگر روزی فرابرسد که به نیروهای نظامی و انتظامی ایرانی دستورداده شود برای مقابله با مخالفان حکومت دست به اسلحه ببرند، این نیروها ممکن است از چنین فرمانی سرپیچی کنند و در آن صورت احتمال توسل حکومت به هواداران خارجی اش وجود خواهد شد، بویژه توسل به افراد حزب الله لبنان که بنابر گزارشها همواره شمار زیادی از آنان برای آموزش در برخی پایگاههای سپاه پاسداران در ایران حضور دارند.

محمدجواد اکبرین می گوید که مردمی که ممکن است دستور حمله به آنان به افراد سپاه پاسداران داده شود، دوستان و خویشاوندان و هموطنان این سپاهیانند اما در مورد افراد حزب الله لبنان، علقه ای بین آنان و ایرانیان وجود ندارد و آنچه آنان را با ایران پیوند می دهد، تنها اشتراکات ایدئولوژیک است.

آقای اکبرین حوادث ماه مه (اردیبهشت) سال گذشته بیروت را یادآوری می کند که طی آن، پایتخت لبنان به مدت یک هفته به تصرف افراد مسلح حزب الله درآمد، او می گوید که در آن زمان هم خیلیها در لبنان می گفتند افراد سپاه پاسداران ایران بین نفرات حزب الله حضور دارند و در حمله به مخالفان حزب الله شرکت می جویند.

به هر حال، حزب الله لبنان آیت الله خامنه ای را رهبر معنوی خود می داند و بدیهی است که در حوادثی که در ایران پیش آمده، همان جانبی را بگیرد که آیت الله خامنه ای از آن حمایت می کند.

بدین ترتیب جای تعجب ندارد که حزب الله به مقابله با هر عاملی برود که احساس می کند نظام تحت رهبری آیت الله خامنه ای را مورد تهدید قرار دهد، حال چه این خطر دولتی خارجی همچون اسرائیل باشد و چه نیرویی که از داخل ایران سر برآورد.
+ نوشته شده در  2009/7/22ساعت 9  توسط سلیمان | 

بی بی سی

سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارش تازه خود از تحت فشار بودن زندانیان درگیری های اخیر در ایران و خانواده های آنها ابراز نگرانی کرده است.


این سازمان در گزارش روز ۲۱ ژوئیه خود آورده است مقامات ایرانی، طرفداران نامزدهای اصلاح طلب ریاست جمهوری را تحت فشار گذاشته اند تا چهره های اصلاح طلب را به دست داشتن در اقدامات غیرقانونی متهم کنند.

بر اساس این گزارش، مقامات امنیتی همچنین فشار روی خانواده های زندانیان به منظور سکوت کردن در مورد پرونده زندانیان را شدت بخشیده اند.

چندی پیش غلامحسین محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات ایران در جمع خبرنگاران گفته بود پخش تلویزیونی اعترافات گرفته شده از زندانیان به تصمیم دستگاه قضایی بستگی دارد.

جو استورک، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیده بان حقوق بشر، در رابطه با این سخنان گفت: "این وحشتناک است که وزیر اطلاعات در مورد پخش اعترافات کسانی صحبت می کند که هفته ها بدون دسترسی به وکلای خود در زندان بوده اند. اظهارات وزیر اطلاعات، نگرانی و هراس ما از اینکه، چنین اعترافاتی تحت فشار اخذ شده باشد را مورد تاکید قرار می دهد."

در بخشی از این گزارش آمده است، یکی از کسانی که به تازگی از زندان اوین آزاد شده به دیده بان حقوق بشر گفته است وضعیت زندانیان این زندان بسیار ناگوار است و مقامات مربوط اعترافات یکی از مسئولان ستاد موسوی را ضبط کرده اند که در آن آمده است مصطفی تاج زاده و دیگر سیاستمداران اصلاح طلب، مسئول ناآرامی ها بعد از انتخابات هستند.

در همین گزارش همچنین ذکر شده یکی دیگر از زندانیان آزاد شده به دیده بان حقوق بشر گفته است : "من زندانیانی را دیدم که دست و پای آنها در گچ بود و یا روی بدنشان آثار کبودی به چشم می خورد. برخی از حامیان جوان میر حسین موسوی تحت فشار قرار گرفته اند تا علیه چهره های برجسته اصلاح طلب اعتراف کنند."
در حالیکه اعضای خانواده فعالان سیاسی بازداشت شده و سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر بارها در مورد احتمال وجود یک "پروژه اعتراف گیری تحت فشار" در ایران هشدار داده اند، سرتیپ پاسدار یدالله جوانی، رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران گفته است که پخش عمومی "اعترافات" دستگیرشدگان اخیر، برای "بازسازی اعتماد" در جامعه ضروری است.
در روزهای اخیر دست کم دو تن از مراجع تقلید شیعه در قم نسبت به این نوع اعتراف گیری هشدار داده اند.
آیت الله حسینعلی منتظری در پاسخ به استفتایی نوشته است: "آمر و متصدی و مباشر گرفتن این گونه اعترافات و مصاحبه های دروغ، گناهکار و مجرمند و شرعا و قانونا مستحق تعزیر خواهند بود".
آیت الله یوسف صانعی هم چنین اعترافاتی را فاقد ارزش "شرعی، قانونی و عقلایی" دانسته است.

+ نوشته شده در  2009/7/22ساعت 9  توسط سلیمان | 

بازسازی توجیه شرعی مهندسی انتخابات از دیدگاه رسمی

انا لله و انا الیه راجعون

يَأَ ايهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا كُونُوا قَوَّمِينَ بِالْقِسطِ شهَدَاءَ للَّهِ وَ لَوْ عَلى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْواَلِدَيْنِ وَ الاَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِياًّ أَوْ فَقِيراً فَاللَّهُ أَوْلى بهِمَا فَلا تَتَّبِعُوا الهَْوَى أَن تَعْدِلُوا وَ إِن تَلْوُا أَوْ تُعْرِضوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً (نساء/ 135)

اى كسانى كه ايمان آورده ايد كاملا به عدالت قیام كنيد، براى خدا گواهى دهيد اگر چه (اين گواهى) به زيان خود شما يا پدر و مادر يا نزديكان شما بوده باشد، چه اينكه اگر آنها غنى يا فقير باشند خداوند سزاوارتر است كه از آنها حمايت كند، بنا بر اين از هوى و هوس پيروى نكنيد كه از حق منحرف خواهيد شد، و اگر حق را تحريف كنيد و يا از اظهار آن اعراض نمائيد خداوند به آنچه انجام مى دهيد آگاه است .

بالاترین سرمایه یک حکومت مشروعیت آن و اعتماد شهروندان آن کشور به دولتمردان و حکمرانان است. انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران از زاویه مشارکت کم سابقه ایرانیان سند افتخار جمهوری اسلامی بود. تمکین به نتیجه واقعی انتخابات و امانتداری و صداقت، وظیفه قانونی، اخلاقی و دینی مسئولان جمهوری اسلامی بود. متأسفانه قرائن مطمئن مدنی خبر از جابجائی گسترده آراء مردم، تقلب سازمان یافته، مهندسی ناشیانه نهادینه و خیانت در امانت ملی دارد.

مشاهدات عینی متواتر جمع کثیری از هموطنان، اطلاعیه های آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی بویژه بیانیه استرجاع مهندس موسوی خطاب به مراجع تقلید وعالمان دین، گزارش رئیس کمیته صیانت از آراء ستاد وی، گزارشهای ناشیانه وزارت کشور، تأیید عجولانه نتیجه انتخابات توسط مقام محترم رهبری قبل از پایان مهلت قانونی شکایات و پیش از تأیید صحت انتخابات از سوی نهادهای قانونی، و بالاخره موج دستگیری گسترده فعالان سیاسی اصلاح طلب ساعاتی پس از اعلام نتیجه انتخابات از علائم وقوع این فاجعه ملی است.

بر فرض خطا بودن تمامی قرائن فوق، افکار عمومی با پرسشی بسیار جدی درباره صحت انتخابات مواجه است که رفع ابهام فوری می طلبد. وزارت کشور دولت نهم و ستاد انتخابات آن به دلائل متعدد از جلب اعتماد ملی در زمینه صیانت آراء ناتوان است. شورای نگهبان که علی القاعده وظیفه خطیر نظارت بر حسن اجرای انتخابات را به عهده دارد، بواسطه سوابق قیم مآبانه و غیرمنصفانه و تفسیر ناروای نظارت استصوابی سالهاست که به یکی از عوامل تحدید سلامت انتخابات در ایران بدل شده است. قوه قضائیه که شاقول سلامت نظام است، به هر دلیل بواسطه ضعف مفرط آن از دادستانی و استیفای حقوق ملت بازمانده است.

بسیاری از دوستداران انقلاب اسلامی و دلسوزان نظام جمهوری اسلامی انتظار داشتند که مقام محترم رهبری جمهوری اسلامی به مثابه ناظری عادل و منصف از دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام در چارچوب قانون اساسی محافظت کند و با ارتفاع گرفتن از سطح سلائق متفاوت در منازعات سیاسی نقش داوری بی طرف و سمبل وحدت ملی را ایفا کند. دفاع مکرر و بی سابقه معظم له از رئیس دولت نهم و سکوت رضایت مندانه ایشان دربرابر تخلفات نهادینه دکتر محمود احمدی نژاد و بالاخره تأیید پیش هنگام نتیجه دست کاری شده انتخابات دهم این انتظارات را نقش بر آب کرد.

به شهادت اکثر اقتصاددانان، عالمان سیاست، جامعه شناسان، حقوق دانان، روشنفکران، نویسندگان، هنرمندان و فعالان سیاسی آقای احمدی نژاد فردی دروغگو، مزور وغیرقابل اعتماد است. سوءتدبیر در عرصه سیاست داخلی و ماجراجوئی در عرصه سیاست خارجی در سالیان اخیر منافع ملی ایران را به شدت به خطر انداخته است. نقض مکرر قانون اساسی و مصوبات مجلس و هزینه کردن بیت المال در تبلیغات شخصی کمترین اتهام وی در ضمیر ملت ایران است.

به نظر بسیاری از ایرانیان در نتیجه اعلام شده انتخابات دهم جای نفر اول و دوم عوض شده است، به عبارت دیگر آراء اعلام شده با آراء به صندوق ریخته شده تفاوت ماهوی دارد. بر اساس شواهد مدنی متعدد رئیس جمهور منتخب مهندس میر حسین موسوی است و دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور منصوب و مهندسی شده است. بر این اساس مقام ریاست جمهوری توسط فردی غیر منتخب «غصب» شده است. این شائبه به حدی در اذهان عمومی ایرانیان قوی است که نیاز به اعتماد سازی ملی از سوی مسئولان امر دارد.

این جابجائی به این شدت در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه است. رأی مردم امانت قانونی، اخلاقی و شرعی در دست مسئولان امر است. به هر حال اکنون تشخیص اکثریت شهروندان ایرانی متفاوت با نظر مقام محترم رهبری و مجموعه تحت امر ایشان است. راه حل خداپسندانه، اخلاقی و منطقی (از راه حل قانونی یاد نکردم بخاطر اینکه سوگوارانه تمام مجاری قانونی را مسدود کرده اند) ابطال نتیجه خلاف واقع اعلام شده، بازشماری آراء با حضور نمایندگان نامزدها و تعیین حکمیت ملی بین ملت و مسئولان و در نهایت تجدید انتخابات است. تمکین به این پیشنهاد عقلائی که خواست بسیاری از عالمان دین است، به اکثر شبهات پیش آمده درباره انتخابات پاسخ خواهد داد و بر اساس «آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است» به استحکام پایه های جمهوری اسلامی خواهد انجامید.

در صورتی که این پیشنهاد مورد قبول مقام محترم رهبری واقع نشود، معنای آن کاهش زائد الوصف اعتماد ملی و برباد رفتن مشروعیت نظام جمهوری اسلامی از منظر اکثر شهروندان ایران است. واضح است که مباشران، طراحان و آمران دستکاری در آراء ملت فعلی حرام، ضد اخلاقی و غیرقانونی مرتکب شده اند، علاوه بر آن تضییع «حق الناس» آن هم در این سطح گسترده به وهن اسلام انجامیده و حرمت آن مؤکد است. آنها که این تجاوز به حقوق ملی را بدون اعتراض نظاره کنند بواسطه ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر و سکوت در برابر ظلم و غصب از عدالت ساقط شده موجوداتی غیر اخلاقی و افرادی متخلف به حساب می آیند، چه برسد به مباشران و طراحان و آمران. یقینا در این فاجعه، سبب اقوی از مباشر است و سلب عدالت و مشروعیت کمترین ره آورد این فعل شنیع است. نظامی که به نام اسلام مزین است بالاترین انتظار از آن امانتداری و صداقت است، راستی اگر آنرا هم از دست بدهد چه برای عرضه کردن دارد؟

ضربه ای که اقدام خلاف قانون، اخلاق و دین دست بردن نهادینه و مزورانه در آراء ملت به اعتقادات و ایمان مردم و وجهه اسلام در جهان وارد می کند با هیچ دستاوردی قابل مقایسه نیست. این تقلب بی سابقه مصداق بارز دین به دنیا فروختن است. اما مسئله ابعاد بزرگتری هم دارد. و آن اینکه افرادی به عنوان «ایفای وظیفه شرعی» این فعل حرام را مرتکب شده باشند. دربرداشت رسمی، مصلحت نظام از اوجب واجبات است. مصلحت نظام که توسط شخص ولی امر مسلمین جهان تشخیص داده می شود، در صورت تعارض با عبادات و معاملات بر تمام احکام اولیه شرعی مقدم است. معنای ولایت مطلقه فقیه در این برداشت رسمی جز این نیست. ولی فقیه حق دارد عندالمصلحه نماز و روزه و حج و مضاربه و مساقات را تعطیل کند و بالاتر از اینها هم مسائلی است....

اگر به زعم معظم له مصلحت نظام در بالا آمدن فردی به عنوان رئیس جمهور تشخیص داده شد، بر ولایت مداران شرعا واجب است که همو را بالا بیاورند، امانتداری یعنی اطاعت محض اوامر ولی امر. و از قضا رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور نیز بر این باور (کسب رضایت ولایت امر) تصریح کرد. ولایت مداران در برابر ولیّ خود مسئولند و امانتداری چیزی جز سپردن مسئولیت به اهلش نیست و این اهلیت را ولی فقیه تعیین می کند نه موَّلی علیهم.

معنای مردمسالاری اسلامی که جهان را انگشت به دهان کرده این است که مردم از تصمیمات ولی امر اطاعت و حمایت کنند. انتخابات تجدید بیعت با مقام معظم رهبری است. اینکه رهبران و حکمرانان به انتخاب مردم گردن بگذارند همان معنای دموکراسی متعفن غربی است. در مردمسالاری دینی این مردمند که در حوزه عمومی به صلاحدید رهبران و حکمرانان تن می دهند. به فرموده یکی از فقیهان محترم نظریه پرداز دیدگاه رسمی، برگزاری انتخابات در نظام ولایت فقیه تنها برای رفع شبهه استبداد از سوی مخالفان است، نه بیشتر و الا خود انتخابات که موضوعیت ندارد.

اگر برای مصلحت نظام بتوان نرخ تورم را بسیار کمتر از واقع اعلام کرد، یا با آمار بازی کرد، یا قبل از اثبات در دادگاه صالحه در برابر چشم خلائق با آبروی مؤمنان بازی کرد؛ بدیهی است که برای مصلحت نظام می توان از صندوق رأی کسی را بدر آورد که به نظر زعمای امر به صلاح کشور باشد. و چه مصلحتی بالاتر از مصلحت نظام؟ و آیا همین مُسَوِّغ (مجوّز) شرعی دروغ مصلحت آمیز نیست؟ بر این اساس آنچه از سوی مأموران محترم وزارت کشور اتفاق افتاده (یا شبهه بسیار جدی وقوع آن مطرح است) مهندسی چند لایه انتخابات است که فعلی واجب و مشروع بوده نه تقلب در آراء مردم که فعلی حرام باشد. اینکه عنوان فعل انجام شده اولی باشد یا دومی به عهده ولی مطلق فقیه است. اگر کسی چنین حقی را برای ولی امر به رسمیت نشناسد، او به اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه قائل نیست.

آنچنان که دبیر محترم جامعه مدرسین و فقیه عالیقدر شورای نگهبان تصریح کرده است آنچه به عنوان وظائف رهبری در اصل یکصد و ده قانون اساسی ذکر شده از باب مثال است نه احصاء. اطلاق ولایت فقیه یعنی هر آنچه ایشان برای حفظ نظام صلاح بداند مطلقا مجاز است. اینکه این اعمال ولایت از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام صورت بگیرد یا نه به عهده خود معظم له است و هیچ الزامی برای ایشان ایجاد نمی کند. اصولا مشروعیت قانون اساسی و تمام ارکان نظام به امضای ولی مطلق فقیه بسته است نه برعکس. کسانی که تحت تأثیر تبلیغات مسموم دشمنان اسلام قرار دارند، مهندسی چند لایه انتخابات را تقلب قلمداد می کنند.

آنچنانکه دیگر فیلسوف نظریه پرداز جریان رسمی تصریح کرده ولی فقیه حق دارد تک تک مقامات قضائی، اجرائی و تقیننی اعم از رئیس جمهور (بخوانید معاونت اجرائی) و نمایندگان مجلس قانونگذاری (بخوانید اعضای معاونت مشورتی تقنینی) را نصب کند. در هر صورت مشروعیت این مقامات حتی اگر ظاهرا منتخب مردم هم باشند به تنفیذ و تصویب ولایت مطلقه فقیه است نه برعکس. این اتهام که مشروعیت نظام با مهندسی چند لایه ای انتخابات زیر سؤال می رود، زائیده القائات شیاطین است. بر عکس مشروعیت انتخابات به برآورده کردن نظر مقام معظم رهبری متوقف است و ایشان هم بحمدالله در کمتر از بیست و چهار ساعت نتیجه این انتخابات مهندسی شده را تأیید کامل فرمودند.

اینکه برخی به جمله مشهور مرحوم امام خمینی تمسک می کنند که «میزان رأی مردم است»، آنها نمی دانند که بر اساس اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه - که تا ظهور امام عصر عجل الله فرجه غیر قابل تغییر است – هر امری مقید است جز ولایت مطلقه. لذا «میزان رأی مردم است تا آنجا که ولی فقیه صلاح بداند». اگر ولی امر موردی را صلاح ندانست ولو اکثریت ملت هم رأی داده باشند، اکثرهم لایعقلون، معنای ولایت مطلقه همین است.

بعلاوه با وجود ولی امر حیّ چه حاجت به استناد به نظر ولی امر میّت؟ نظر مبارک ولی امر مسلمین جهان به ریاست جمهوری جناب دکتر محمود احمدی نژاد است، حالا اگر اکثریت ملت ایران میرحسین موسوی را هم انتخاب کرده باشند، معنای ولایت مطلقه فقیه ترجیح الزامی رأی همیشه صائب ولی امر بر رأی اکثریت مردم است. مردم در انتخاب خود امکان اشتباه دارند کما اینکه با انتخاب موسوی اشتباه کردند و مقام معظم رهبری با دوراندیشی پیامبرگونه خود - که مستظهر به تأییدات حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه است و لذا خطا ناپذیرند - اشتباه مردم را اصلاح و مصلحت نظام را انشاء فرمودند.

آنچه شمه ای از آن گذشت تصویر اجمالی دیدگاه رسمی است که به تناوب از دهان مسولان امر شنیده شده و لازمه منطقی آن، توجیه شرعی مهندسی انتخابات است. اگر کسی در کبرای مسئله تردید دارد، بسم الله نقض آنرا مستدلا اثبات کند. و اگر در صغرای مسئله مناقشه دارد دلیل نقض خود را ارائه کند تا افکار عمومی را قانع کند. من کاری جز انعکاس ضمیر خفته اکثر ایرانیان و بازسازی توجیه شرعی مهندسی انتخابات از دیدگاه رسمی نکرده ام. اگر خطاست به فرموده قرآن «قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین».

در فقه اهل سنت در طول تاریخ در زمان خلفای اموی، عباسی و عثمانی فقیهان بزرگ اشعری همواره با برجسته کردن عنصر آرامش و امنیت و وحدت امت، ظلم و بیداد حکام را توجیه شرعی می کردند و اطاعت مطلقه اولی الامر ولو ظالم را واجب و قیام علیه وی را حرام و معصیت و شق العصای مسلمین می شمردند. در مقابل فقیهان شیعه همواره بر عنصر عدالت تأکید کرده هر نوع همکاری با «ولایت جائر» را حرام اعلام می کردند. حتی در زمان سلاطین شیعه دیلمی و صفوی و قاجاری این امر باعث نشد که در شرط لزوم عدالت والی تجدید نظر کنند.

زمانی که شیخ فضل الله نوری استبداد محمدعلی شاهی را با عنوان حکومت مشروعه توجیه شرعی می کرد، رهبر دینی نهضت مشروطه آخوند خراسانی به وی یادآوری کرد که اگر چه در زمان غیبت، حکومت مشروعه (بخوانید حکومت اسلامی) ممتنع است، اما تنها حکومت مشروع حکومت مبتنی بر عدالت است که قدرت سیاسی مقید و محدود به قانون و تحت نظارت نمایندگان مردم باشد. راستی ما را چه می شود که پس از دهها قرن عدالت را فدای مصلحت می کنند و فقه «عدالت محور» اهل بیت جای خود را به فقه «مصلحت محور» مدرسه خلافت می دهد و کوشش می شود حوزه های مستقل تشیع همانند جامع الازهر وابسته به حکومت شوند (دارای ردیف در بودجه دولتی) و در شهر طباطبائی و بهبهانی راه میدان آزادی از بزرگراه شیخ فضل الله نوری بگذرد؟

آنچه از رئیس جمهور تحمیلی و تقلب و تزویر در انتخابات یا حتی توهم آن در افکار عمومی اسف بارتر است، استحاله «جمهوری اسلامی» به «حکومت اسلامی» یا همان حکومت مشروعه پیش گفته است. فرق جمهوری اسلامی با حکومت اسلامی دقیقا در نقش رأی و انتخاب مردم است. در جمهوری اسلامی انتخاب مردم تعیین کننده است و همه مقامات موظفند به رأی جمهور تمکین کنند. در حکومت اسلامی انتخابات نمایشی است و به معنای بیعت با نظام و مطاوعه رهبری است. در حکومت اسلامی این آحاد مردمند که موظف به تأمین نظر ولی امر هستند، نه اینکه مسئولان موظف به تأمین رضایت و مطالبات ملت باشند. در حکومت اسلامی مشروعیت مقامات به انتصاب از سوی ولی امر است و مصلحت نظام که توسط ولی امر تشخیص داده می شود بر عدالت و قانون و اخلاق و شرع (احکام اولیه و ثانویه) مقدم است. در جمهوری اسلامی مشروعیت نظام به رعایت عدالت و قانون و اخلاق و دین است و هیچ مصلحتی بالاتر از رعایت عدالت و اخلاق و قانون و ارزشهای دینی نیست.

در طول حیات سی ساله «جمهوری ولائی» (ترکیب جمهوری اسلامی و ولایت فقیه) اندیشه جمهوری اسلامی (جمهوری به همان معنا که همه جا جمهوری است البته با رعایت ارزشهای اسلامی و تأکید بر رعایت دموکراسی و حقوق بشر) با اندیشه حکومت اسلامی (مبتنی بر ولایت فقیه، پاکیزه از رسوبات غربی از قبیل جمهوریت و دموکراسی) رقابتی نفس گیر داشته است. به نظر بسیاری از طرفداران انقلاب اسلامی در دهه اول پس از انقلاب اسلامی حداقل در عمل، بنیانگذار جمهوری اسلامی کم و بیش بویژه در مقابل محافظه کاران سنتی از اندیشه جمهوری اسلامی دفاع می کرد. به هر حال در دو دهه اخیر اندیشه جمهوری اسلامی توسط نهادهای انتصابی همواره تضعیف شده است، بویژه در چهار سال اخیر جریان «حکومت اسلامی» نظرا و عملا توسط رئیس دولت ستوده شده است.

با مهندسی ناشیانه نتیجه انتخابات 22 خرداد 88 تیر خلاص به پیکر نیمه جان جمهوری اسلامی شلیک شد و آخرین بازمانده مشروعیت جمهوری اسلامی – که همانا صداقت و امانتداری نسبی انتخاباتش بود- درپای مصلحت نظام اسلامی قربانی شد. نظام حکومت اسلامی ترجیح داد تجربه به زعم وی تلخ دوران مردمی اصلاحات را تکرار نکند و با انشای آنچه از آن به حکم حکومتی مهندسی چند لایه ای انتخابات یاد می شود به افتخارات سالیان اخیر تداوم بخشد. افتخاراتی که به زعم منتقدان مشفق چیزی جز قانون گریزی، سوء تدبیر، ماجراجوئی، قشری نگری و دروغگوئی نبوده است.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ(ابراهیم/28) آيا نديدى كسانى را كه نعمت خدا را به كفران تبديل كردند و جمعيت خود را به دار البوار (نيستى و نابودى ) كشاندند؟

همچنانکه در ایران آزادی بیان هست، اما متأسفانه آزادی پس از بیان نیست؛ انتخابات اخیر نیز با مشارکت بالای مردم برگزار شد، اما مشکل در صیانت از آراء مردم و اعلام نتایج واقعی و مهندسی نشده انتخابات است. آنچه از آن به عنوان حکم حکومتی مهندسی چند لایه ای انتخابات یاد می شود نقطه عطفی در اندیشه سیاسی معاصر شیعه، استحاله جمهوری اسلامی و اتکای حکومت اسلامی به زور عریان و سرکوب گسترده تر مطالبات قانونی اکثریت ملت ایران منجر می شود. حکومتی که به ملت خود راست نگوید بیشک حافظ منافع ملی دربرابر زیاده خواهی های قدرتهای سودجوی خارجی هم نخواهد بود. ابراز انزجار نخبگان و روشنفکران بویژه عالمان دین از بر باد دادن باقیمانده مشروعیت جمهوری اسلامی و اعتراض مسالمت آمیز به متجاوزان به حقوق ملی کمترین وظیفه اخلاقی و دینی است. نحوه مواجهه مدعیان پیروی امام علی (ع) با منتقدان ناصح و مخالفان قانونی سنگ محک دیگری برای سنجش صداقت حکمرانان حکومت اسلامی است. امام علی –که درود خدا بر او باد- همواره حق جوئی و انتقاد مسالمت آمیز را تشویق کرده از حقوق مسلم مردم می دانست و هرگز منتقدی را به داغ و درفش و زندان و سلب حقوق اجتماعی محکوم نکرد.

إن أُرِيدُ إلّا الإصلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِيقِي إلّا بِالله عَلَيْهِ تَوَّكَلّْتُ وَ إلَيْهِ أُنِيبُ (هود/88)

محسن کدیور

24 خرداد 1388 ، تولد فاطمه زهرا (س)

دانشگاه دوک، کارولینای شمالی

به نقل از سایت آقای کدیور

+ نوشته شده در  2009/7/22ساعت 9  توسط سلیمان | 

چكيده

نهضت مشروطه نخستين كوشش براي محو سلطنت مطلقه از حيات سياسي ايران بود، اما عمر سلطنت مشروطه در ايران حتي به دو دهه هم نرسيد و سلطنت مطلقه نهادهاي مشروطه را به امور تشريفاتي و ظاهري تبديل كرد. انقلاب اسلامي دومين كوشش براي رهايي از مطلق سلطنت و استقرار حكومتي مستقل، آزاد، عادلانه و اسلامي بود كه پيش نويس قانون اساسي جمهوري اسلامي حكايتي صادق از آن مطالبات است. جمهوري اسلامي به اين معني مرحله تكاملي مشروطه سلطنتي محسوب مي‌شد. اما عمر اين جمهوري اسلامي نيز حتي به يك سال هم نرسيد و در زير نام جمهوري اسلامي، حكومتي استقرار يافت كه مي‌توان از آن به «جمهوري ولايي» تعبير كرد. مخلوطي از حكومت جمهوري و حكومت ولايي انتصابي مطلقه. قانون اساسي مصوب 1358 و اصلاحيه 1368 ترسيم كننده جمهوري ولايي است. حكومتي كه ضوابط جمهوريت در كمتر از يك پنجم نهادهاي قانوني آن به‌رسميت شناخته شده است. جمهوريت و ولايت با هم ناسازگارند و جمهوري ولايي چاره‌اي جز انتخاب بين حكومت جمهوري اسلامي منهاي ولايت فقيه يا حكومت ولايي انتصابي مطلقه فقيه منهاي جمهوريت و مشروطيت ندارد. اگر استبداد مطلقه علي‌رغم تصريح به تشريفاتي و فاقد اختيار بودن نهاد سلطنت در قانون اساسي مشروطه سلطنتي امكان باز توليد و ادامه حيات يافت با عنايت به تصريح قانون اساسي 58 و 68 به اختيارات مطلقه نهاد غيرمسئول و دائمي ولايت انتصابي فقيه، استمرار سلطنت مطلقه در زير نام جمهوري اسلامي به‌مراتب آسان‌تر بوده است.

1. مقوّمات سلطنت مطلقه 

تمدن و فرهنگ ايراني با سلطنت مطلقه و استبداد شاهنشاهي قرين بوده است. اگر انديشة سياسي يوناني با مفهوم پايه‌اي «شهروندي» آغاز شده است، ‌انديشة سياسي ايراني با مفهوم پايه‌اي «شهرياري» تعريف شده است. تبديل دين و مذهب ايرانيان هرگز در اساس سلطنت و شهرياري خللي ايجاد نكرده است. سلطنت با هر دين و مذهب جديد نام و لقبي تازه يافته اما محتواي خود را همواره حفظ كرده است. چه در ديانت مزدايي و ميترايي پيش زرتشتي عصر هخامنشي، و چه در ديانت زرتشتي عصر ساساني، و چه در اسلام اهل سنت سلاطين عرب و ترك اموي و عباسي و غزنوي و سلجوقي، و چه در اسلام شيعي سلاطين صفوي و قاجاري و پهلوي، عنصر سلطنت مطلقه به حيات دير پاي خود تداوم بخشيده است. هرچند يكه‌سالاري شيوه مسلط سياسي در شرق باستان از ايران تا چين و مصر بوده است. قوت انديشه شهرياري در ايران باستان به حدي است كه برخي بر اين باورند كه حتي انديشه فيلسوف شاهي افلاطون يوناني نيز برگرفته از انديشه سياسي شاهنشاهي ايرانشهري است. به هرحال همه مهاجمان به ايران علي‌رغم مليت‌ها و فرهنگ‌هاي متفاوت از مغول و تاتار و ترك سنت ديرپاي سلطنت مطلقه را تداوم بخشيده‌اند.

ذاتيات و مقوّمات سلطنت مطلقه يا خصايص شهرياري را مي‌توان به‌گونة ذيل برشمرد:

اول: در نظام سلطنتي، قدرت سياسي متمركز در شخص شاه است و هيچ تصميم كلاني بدون نظر او گرفته نمي شود، و اراده شخصي او سياست كشور را تعيين مي‌كند، و مقامات اصلي جامعه همگي منصوب اويند. (نظام يكه سالار)

دوم: در نظام سلطنتي، قدرت سياسي قدرتي غير مسئول و نظارت‌ناپذير است. شاه درمقابل مردم يا نمايندگان مردم مسئول نيست و هيچ نهاد قانوني و مردمي نظارت بر عملكرد او را برعهده ندارد.

سوم: در نظام سلطنتي قدرت مقدس، ولذا غير قابل انتقاد است. سلطنت وديعه‌اي الهي شمرده مي‌شود كه دراختيار شاه قرار گرفته است.

چهارم: در نظام سلطنتي، قدرت شاه فوق هر قانوني است. اصولاً اوامر شاهانه، قانون محسوب مي‌شود.

پنجم: در نظام شاهنشاهي، قدرت و اختيارات مقام معظم سلطنت مطلق و نامحدود است و همه عرصه‌هاي عمومي و خصوصي تمام آحاد جامعه را دربرمي‌گيرد.

ششم: شاه صاحب‌اختيار و مالك رقاب و قيّم مردم است، نه نماينده و منتخب مردم. مهمترين وظيفه مردم، اطاعت بي‌چون و چرا و تبعيت محض و ياري شاه است.

هفتم: سلطنت مادام‌العمر است. شاه تنها به دو طريق از صحنه سياسي حذف مي‌شود، يكي مرگ و ديگري تغلب و زور. در نظام سلطنتي هرگز قدرت سياسي، ادواري، موقّت،  و به‌طور مسالمت‌آميز تغيير نمي‌كند.

هشتم: در هر سلسله شاهي، نخستين شاه با تغلب و زور به سلطنت مي‌رسد و آنگاه سلطنت در اعقاب ذكور او تداوم مي‌يابد (سلطنت موروثي). در هرصورت شاه حق نصب شاه بعد از خود را دارد (سلطنت ولايتعهدي).

نهم: نظام سلطنتي ارادت‌سالار و تقرب‌محور است. افراد به ميزان نزديكي، تقرّب و ارادتي كه به مقام سلطنت دارند از مواهب و مزاياي سياسي و اجتماعي و اقتصادي برخوردار مي‌شوند. ارادت‌سالاري و تقرّب محوري قطب مقابل لياقت‌سالاري و شايسته‌محوري است.

دهم: نظام سلطنتي، امنيت محور و نظم‌مدار است. تأمين امنيت و نظم مهمترين وظايف مقام سلطنتي بوده است. تأمين حقوق مردم هرگز درضمن وظايف سلطنت قرار نمي‌گرفته است. تأمين امنيت و نظم حول محور مقام سلطنت به هر قيمت و روشي مجاز بوده است (هدف وسيله را توجيه مي‌كند).

يازدهم: در نظام سلطنتي دين و سياست با هم تلازم دارند. يكي بدون ديگري نمي‌تواند ادامه حيات دهد. دين اساس است و حكومت نگهبان آن. سلطنت منهاي دين همانند ساختمان بي‌بنياد فرو مي‌ريزد و دين بدون سلطنت همانند گوهر بي‌حفاظ ضايع مي‌شود. تلازم دين و سلطنت همانند دو برادر دوقلو و همزاد است. تلازم دين و سياست با مضمون فوق نخستين‌بار در كارنامه اردشير بابكان آمده، آنگاه در متون پس از اسلام به‌جاي دين، اسلام نهاده شده و كم‌كم به پيامبر اسلام نسبت داده شده است. اين تلازم در شاهان ساساني و سلاطين صفوي به وضوح آشكار است.

دوازدهم: نظام سلطنتي علي‌رغم طرفداری ظاهري  از عدالت و دادگري، نظامي ظالمانه بوده است. تمركز قدرت، اختيارات مطلقه، نظارت‌ناپذيري، غيرمسئول و مادام‌العمر بودن و… از اسبابي است كه در انسان متعارف علي‌الاغلب به ظلم و استبداد و فساد مي‌انجامد. هرچند در ادبيات فارسي و حتي سيره متشرعه شاه را به ظالم و عادل تقسيم كرده‌اند، چنين تقسيمي مبتني بر تعريفي نه چندان دقيق از عدالت است. به هرحال بحث ما بر شيوه اداره جامعه متمركز است،‌ نه بر صفت شخص مدير، و بين اين دو تفاوت است. هرچند پذيرش مدير عادل در نظام مديريتي ظالمانه به غايت دشوار است.

هر شيوه سياسي و روش اداره جامعه كه ويژگي‌هاي فوق را دارا باشد نظام سلطنت مطلقه است، هرچند اين نام را بر تارك خود نداشته باشد. استبداد و سلطنت مطلقه را مي‌بايد به دقت شناخت، چراكه اين بت عيار هر روز به رنگي نو خود را عرضه مي‌كند.

2. ویژگی‌های مشروطه سلطنتی

پس از دو هزار و پانصد سال سلطنت مطلقه، نهضت مشروطه نخستين كوشش ايرانيان براي اصلاح ساختار سياسي جامعه استبدادزده‌شان است. چهارده مرداد سال 1285 هجري شمسي (1324 هجري قمري) روزي به‌ياد ماندني است. با پيروزي مشروطه‌خواهان نخستين قانون اساسي در ايران به تصويب مي‌رسد و به‌موجب آن اختيارات شاهان محدود مي‌شود. سلطنت اگرچه حذف نمي شود، اما به نهادي تشريفاتي و نمادین تبديل مي‌شود. مطابق اصل 44 متمم قانون اساسي شخص پادشاه از مسئوليت مبرّي است و وزرا و دولت در هرگونه امور مسئول مجلسين هستند، و برابر اصل 45 آن كليه قوانين و دستخط‌هاي پادشاه در امور مملكتي وقتي اجرا مي‌شود كه به امضاء وزير مسئول رسيده باشد و مسئول صحّت مدلول آن فرمان و دستخط همان وزير است. در اصل 49 تصريح شده كه شاه نمي‌تواند اجرای قوانين را تعويق يا توقيف نمايد. بنابر اصل 64 وزراء نمي‌تواند احكام شفاهي يا كتبي پادشاه را مستمسك قرار داده و سلب مسئوليت از خودشان بنمايند.

قانون اساسي مشروطه مردم را مساوي و ذيحق شمرده، اداره جامعه را منحصراً وظيفه نمايندگان مردم و دولت منتخب آنها دانسته است. مجلس شوراي ملي مقتدرترين نهاد كشور مي‌شود و نخست‌وزير منتخب چنين مجلسي سكّان‌دار مديريت سياسي كشور. ايرانيان مي‌روند تا نخستين دموكراسي پارلماني را تجربه كنند.

قانون اساسي در كنار شاه و مردم، نهاد سومي به نام هيئت نظارت علماي دين بر تقنين را نيز به رسميت مي‌شناسد بنابر اصل دوم متمّم قانون اساسي احراز عدم مخالفت قوانين مصوب مجلس شوراي ملّي با احكام شرع به‌عهده اين هيئت است. اعضاي اين هيئت با معرفي چهاربرابر تعداد لازم ازسوي مراجع تقليد و با انتخاب نمايندگان مجلس يا قرعه برگزيده خواهند شد. به نظر ميرزاي نائيني در تنبيه‌الامّه و تنزيه‌الملّه نظارت فقهاي منتخب از باب احتياط است و الا وجود برخي مجتهدين درميان وكلاي منتخب ملّت كفايت مي‌كند. از ديدگاه شرعي حكومت مشروطه سلطنتي با اذن و نظارت فقها مجاز مي‌شود. اگر مشروعيت سلاطين قاجار با اذن و نظارت عاليه فقهايي از قبيل كاشف‌الغطاء و ميرزاي قمي و سيّد مجاهد تحصيل شده است، مشروعيت حكومت مشروطه سلطنتي نيز با اذن و نظارت فقيهاني از قبيل آخوند خراساني و ميرزاي نائيني به‌دست آمده است. صاحبان ولايت انتصابي عامه به‌جاي اذن به شاهان اين بار به خود مردم اجازه دادند تا در تحت نظارت ايشان دولت را اداره كند. در هرحال در حكومت مشروطه سلطنتي ايراني سه عامل را بايد به‌خاطر داشت:

اول: مردم كه متولّي اداره كشور توسط نمايندگان منتخب خود هستند.

دوم: فقيهان كه ناظر مشروعيت قوانين و اجازه دهنده ورود مردم به اين عرصه هستند.

سوم: شاهان كه تداوم انديشه ايران باستان در قالب مقامي تشريفاتي و نمادين هستند.

عامل اول كاملا دمكراتيك، عامل دوم نيز نسبتاً دمكراتيك (دموكراسي محدود فقها) و عامل سوم عرفي و غير دمكراتيك است.

اما مشروطه سلطنتي ديري نپاييد و در كمتر از بيست‌ سال طومار آن درهم پيچيده شد، اسمش باقي ماند، اما رسمش قوام نيافته حذف شد. سلطنت مطلق ديرپاي ايراني به‌سادگي زمام امور به‌دست گرفت، نهادهاي مردمي مشروطه و نهاد ديني ناظر را به نهادهاي تشريفاتي، و تحت امر، و سايه‌اي تبديل كرد‎‏ و نهاد سلطنتي تشريفاتي غيرمسئول فاقد اختيار را، به متولّي اصلي كشور بدل كرد. دوباره شاه مادام‌العمر فراقانون غيرمسئول، با اختيارات مطلقه همه‌كاره ايران شد. در نهضت ملي‌شدن صنعت نفت، يك بار ديگر نمايندگان مردم و نخست‌وزير وقت، دكتر محمد مصدّق، براي بازگشت مشروطه سلطنتي اقدام كردند،‌ اما استبداد عرفي با كمك استعمار خارجي به مشروطيت اجازه عرض اندام نداد. سلطنت مطلقه كه در يكي دو قرن اخير با عدم بصيرت و بي‌كفايتي عرصه را به اجانب واگذار كرده بود، در واپسين نفس‌هاي خود كاملاً متكي به اجانب شد از ديگر اشتباهات آخرين شاه پهلوي تضعيف يا حذف شعائر ديني و ارزش‌هاي مذهبي از متن جامعه بود. به هرحال در كنار دوازده خصيصه ذاتي سلطنت مطلقه، دوخصيصه عرضي وابستگي به اجنبي و دين‌ستيزي و اسلام‌زدايي نيز اضافه شد.

3. ویژگی‌های جمهوری اسلامی

در بهمن 1357 انقلاب اسلامي با چهار شعار محوري استقلال، آزادي، عدالت و معنويت اسلامي پيروز شد. نفي مطلق نظام سلطنتي بارها از سوي رهبر انقلاب مرحوم آيت‌الله خميني به‌عنوان مهمترين خواست ملت تصريح شد. آن نظام سياسي مستقل، عادلانه، دمكراتيك و اسلامي كه مردم به‌دنبال آن بودند «جمهوري اسلامي» نام گرفت. حذف سلطنت به‌معناي آن بود كه مردم حتي به شاهان مشروطه نيز ديگر اعتماد نداشتند، لذا خواستار لغو سلطنت از بنياد شدند و نظام جمهوري را بنياد گذاشتند. آنچنان كه رهبر انقلاب بارها در پاريس تصريح كرد: «جمهوري به‌همان معني كه در همه ‌جاي دنيا جمهوري است» و اسلامي به اين معني كه قوانين كشور منافاتي با احكام اسلامي نداشته باشد. طبيعي بود كه از سه عامل پيش‌گفته، عامل سوم يعني شاه حذف شد، عامل اول يعني مردم به‌عنوان متوليان اصلي، و عالمان دين به‌عنوان ناظران منتخب باقي ماندند. رهبر انقلاب قبل از رفراندم تاريخي جمهوري اسلامي بارها بر نقش نظارتي و ارشادي خود و ديگر علماي دين تأكيد كرده بود. پيش‌نويس قانون اساسي جمهوري اسلامي كه توسط جمعي از حقوقدانان ايراني زير نظر دفتر رهبر انقلاب تدوين شده بود و به تصويب شوراي انقلاب رسيده بود و با اصلاحات جزئي به تأييد مراجع تقليد ازجمله بنيانگذار جمهوري  اسلامي ايران نيز رسيده بود، مهمترين سند جمهوري اسلامي است. اين پيش‌نويس در آغاز جلد چهارم مشروح مذاكرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به‌عنوان يك سند رسمي منتشر شده است. اين پيش‌نويس ضمن برخورداري از نكات مثبت قانون اساسي مشروطه و متمم آن، معرّف يك جمهوري تمام عيار با رعايت ضوابط اسلامي است. مطابق اصل 75 اين پيش‌نويس رئيس‌جمهوري بالاترين مقام رسمي كشور در امور داخلي و روابط بين‌المللي و اجراي قانون اساسي است و تنظيم روابط قواي سه‌گانه و رياست قوه مجريه را بر عهده دارد. برابر اصل 77 رئيس‌جمهوري براي مدت چهار سال از راه مراجعه مستقيم به آراي عمومي انتخاب مي‌شود و انتخاب متوالي او تنها براي يك دوره ديگر امكان دارد. مطابق اصل 104 رياست هيئت وزيران با نخست وزير است. براساس اصل 142 و 143 اين پيش‌نويس به‌منظور پاسداري از قانون اساسي ازنظر انطباق قوانين عادي با آن شوراي نگهبان قانون اساسي با تركيب پنج نفر از مجتهدان آگاه به مقتضيات زمان با معرفي مراجع معروف تقليد با انتخاب مجلس شوراي ملي و شش نفر از صاحب‌نظران در مسائل حقوقي به انتخاب مجلس به‌مدت ده سال تشكيل مي‌شود. مطابق اصل 144 شوراي نگهبان به درخواست يكي از مراجع معروف تقليد، يا رئيس‌جمهور، يا رئيس ديوان عالي، يا دادستان كل، صلاحيت رسيدگي به قوانين را پيدا ميكند. براساس اصل 148، اصلاح قانون اساسي با پيشنهاد اكثريت نمايندگان و يا رئيس جمهور با تصويب سه چهارم نمايندگان مجلس شوراي ملي و درنهايت تأييد ملي از طريق رفراندم ممكن است. در اين پيش‌نويس هيچ حق ويژه‌اي براي صنف خاصي پيش‌بيني نشده‌، تمامي مقامات كشور بدون استثناء موقت و مسئول و داراي اختيارات محدود قانوني‌اند. به بيان ديگر در اين پيش‌نويس نهادي به‌نام ولايت فقيه پيش‌بيني نشده به اين معني كه جمهوري اسلامي در آن زمان هيچ تلازمي با مسئله ولايت فقيه نداشته است. مسئله ولايت فقيه شش ماه پس از برگزاري رفراندم به جمهوري اسلامي اضافه شد. جمهوري اسلامي (منهاي ولايت فقيه) تصويري است كه مردم از سال 56 تا اواسط سال 58 از حكومت مطلوب مد نظر دارند. در اين نظام هيچ اهرمي براي تداوم سلطنت مطلقه يافت نمي‌شود. اما حكومت اسلامي (به اين معناي پيش‌نويس) حتي يك ‌سال هم دوام نياورد و با تدوين قانون اساسي حكومت جديدي متولد شد كه با آن تفاوت اساسي دارد.

4. ویژگی‌های جمهوری ولائی

حکومتي كه چند ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در جمهوري اسلامي مستقر شد، و قانون اساسي مصوب 1358 شاخص آن است، را مي‌توان «جمهوري ولايي» ناميد. البته بحثي در نامگذاري نيست، مهم مشخصات حكومت است. اما به دلايلي عنوان «جمهوري ولايي» بر اين حكومت زيبنده‌تر از جمهوري اسلامي و حكومت ولايي است. مراد ما از جمهوري ولايي، «جمهوري اسلامي به‌علاوه ولايت فقيه» است. يعني حكومتي كه در قواي مقننه و مجريه اش ضوابط جمهوري (به‌ همان معني كه در همه‌جاي دنيا جمهوري است) برقرار است، درعين اينكه ولايت فقيه را در حوزه عمومي پذيرفته است. انكار حكومت‌لايي يا نقد جمهوري ولايي به‌معناي انكار و نفي جمهوري اسلامي نيست.

مشخصات جمهوري ولايي به‌شرح ذيل است

اول: قدرت سياسي متمركز در شخص رهبر است. هيچ تصميم كلاني بدون نظر او گرفته نمي‌شود (بند يك اصل 110). نظارت استصوابي بر سياست‌هاي كلان نظام (برخواسته از بند دو اصل 110) و انتصاب كليه مقامات اصلي نظامي، قضايي، راديو تلويزيون، فقهاي شوراي نگهبان، اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام و… تنفيذ حكم رياست‌جمهوري نيز از اختيارات وي است (بند نه اصل 110).

دوم: رهبري قدرتي  غير مسئول و در عملكرد خود نظارت‌ناپذير است. اگرچه در اصل 111 به‌عنوان مقدمه عزل، نظارت بر بقاي شرايط پذيرفته شده، اما نظارت بر عملكرد رهبري، به‌معناي حق سئوال و استيضاح نمايندگان مجلس خبرگان از وي، در قانون اساسي پيش‌بيني نشده است (اصل نظارت بر عملكرد رهبري در شوراي بازنگري قانون اساسي به تصويب نرسيد).

سوم: رهبري مقامي مادام‌العمر است. با بقاي شرايط، قدرت سياسي به‌طور موقت، ادواري و مسالمت‌آميز تغيير نمي‌كند.

چهارم: اختيارات مقام رهبري مطابق اصل 57 و بند 8 اصل 110 مطلقه است. وي هرآنچه مصلحت بداند پس از مشورت با منصوبان خود، حتي اگر در قانون پيش‌بيني نشده باشد، مي‌تواند عمل كند.

پنجم: مقام رهبري فوق قانون است. اين قانون اساسي است كه براي مشروعيت خود نيازمند تأييد ولي‌ فقيه است و اين قوانين عادي هستند كه براي مشروعيت مي‌بايد به تأييد منصوبان وي در شوراي نگهبان برسند. واضح است مقامي كه حق دارد حتي اموري كه در قانون اساسي پيش‌بيني نشده را با سرپنجه تدبير خود حل كند (بند 8، اصل 110) و اختياراتش نامحدود و مطلق است (اصل 57)، فوق قانون اساسي است. اين قانون اساسي برخلاف ديگر قوانين اساسي پذيرفته است كه درمورد ولي فقيه اصل بر محدوديت وظايف نيست.

ششم: با اينكه در قانون اساسي تمامي جزئيات نحوه انتخاب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي يا رياست جمهوري تعيين‌شده، اصل 108، مكانيسم، تعداد و شرايط مجلس خبرگان رهبري را در دوره اول به فقهاي منصوب شوراي نگهبان و در دوره‌هاي بعدي به خود ايشان واگذار كرده است. و اين به‌معناي به اجمال رها‌كردن تعيين‌كنندگان رهبر است.

به هرحال بيش از سه چهارم حوزه عمومي مستقيماً زير نظر ولايت فقيه قرار دارد (تمام قوة قضاييه، تمام قوة قهريه،‌ قواي تبليغاتي ــ راديو تلويزيون ــ، فقهاي شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام در رأس قوه مقننه، تعيين سياست‌هاي كلي نظام و نظارت بر حسن اجراي آنها و تنفيذ حكم رياست جمهوري، اجازه رفراندم و اصلاح قانون اساسي) و يك‌چهارم باقي مانده نيز بدون نظر مساعد وي امكان انجام وظايف قانوني را فاقد است به‌علاوه تعيين رهبري را حتي اگر مبتني بر  انتخاب غيرمستقيم مردم بدانيم، باتوجه به شرايط فقاهت تجويز نوعي آريستوكراسي فقهي است.

اگر جمهوري اسلامي (با معرفي پيش‌نويس قانون اساسي) نوعي حكومت دمكراتيك با اذن و نظارت عاليه فقها بود، جمهوري ولايي (حكومت معرفي‌شده در قوانين اساسي 58 و 68) تركيبي از حكومت دمكراتيك درحدود 20% و سلطنت مطلقه درحدود 80% است. به‌عبارت ديگر سلطنت مطلقه ايراني خود را درقالب ولايت انتصابي مطلقه فقيه بازتوليد كرده است. برخلاف حكومت مشروطه سلطنتي و حكومت جمهوري اسلامي (به روايت پيش‌نويس)، كه فقيهان مقام ناظر بر تقنين بودند،‌ در اين حكومت فقيه (و نه فقيهان) وليّ و قيّم و مالك رقاب حوزه عمومي است. اگر مردم در دو شيوه پيش‌گفته متولّي اصلي حوزه عمومي بودند، در جمهوري ولايي، مردم در كمتر از يك پنجم حوزه عمومي بيشتر حق دخالت ندارند، درهمين حوزه محدود نيز مي‌بايد تصميماتشان به تأييد وليّ شرعي‌شان برسد.

در مقايسه قانون اساسي جمهوري ولايي (مصوب 58 و اصلاح 68) با قانون اساسي مشروطه سلطنتي، درمي‌يابيم كه قانون اساسي جمهوري ولايي چند قدم عقب‌تر از قانون اساسي مشروطه سلطنتي است. زيرا در حكومت مشروطه سلطنتي شاه مقامي تشريفاتي، غيرمسئول با اختياراتي بسيار ناچيز بود، اما در جمهوري ولايي، مقام رهبري مقامي غيرتشريفاتي، غيرمسئول با اختيارات مطلقه و نامحدود است. اگر سلطنت مطلقه توانست قانون اساسي مشروطه سلطنتي را از حيّز انتفاع ساقط كند، به طريق اولي مي‌تواند از قانون اساسي جمهوري ولايي در طريق مقاصد خود حسن استفاده را بكند.

در انديشه ايراني و به تبع آن فلسفه سياسي مسلمانان تغلّب، استبداد و ديكتاتوري همواره به غايت تعريف شده نه به روش. لذا حاكمي كه مي‌پندارد به مصلحت عمومي عمل مي‌كند، هرچند عموم مردم يا اكثريت آنان به فعل او راضي نباشند، متغلّب، مستبد و ديكتاتور شمرده نمي‌شود. متغلّب، مستبد و ديكتاتور كسي است كه به‌دنبال منافع شخصي خود، منافع عمومي را قرباني كند. لذا آنان كه به‌زور مي‌خواهند جامعه را به‌زعم خود اصلاح كنند، متغلّب و ديكتاتور نيستند. با اين تعريف در رژيم جمهوري ولايي يا حكومت ولايي، ديكتاتوري و استبداد معني ندارد چراكه ولي فقيه مصلحت مردم را مي‌خواهد ولو اكثريت مردم صلاحديد او را نادرست بدانند. واضح است كه در عرف سياسي امروز ديكتاتوري، استبداد و تغلب به روش است، و با اين توجيهات نمي‌توان از اتهام استبداد گريخت.

ولايت فقيه و جمهوريت تضادّ ذاتي دارد به شرطي كه هر دو را در عرف رايج خود معني كنيم، ولايت را آنچنان كه فقيهان بيان كرده‌اند و جمهوريت و مشروطيت و دموكراسي را آنچنان كه عالمان سياست تبيين كرده‌اند. بنابر ولايت فقيه در حوزه عمومي هرگونه تصرفي بدون اذن و صوابديد وليّ فقيه ممنوع است و غصب محسوب مي‌شود و تجاوز به حريم الهي به‌حساب مي‌آيد. لذا اين مردم هستند كه بايد خود را به رأي و نظر و سليقه ولي امر منطبق كند، حال‌آنكه بنابر جمهوريت و مشروطيت، حوزه عمومي ملك مشاع مردم است و هيچ‌كس جز به نمايندگي و وكالت مردم حقّ تصرّف در آن را ندارد. كارگزاران خدمات عمومي موظّفند خود را با اراده ملّي و آراء عمومي هماهنگ سازند. جمهوريت و مشروطيت دو نوع از مردم‌سالاري هستند،‌ حال‌آنكه ولايت فقيه، فقيه‌سالاري است، آنچنان‌كه فلسفه سياسي افلاطون حكيم‌سالاري يا فيلسوف شاهي است. جمهوري تحت ولايت انصافاً جمهوري نيست، آنچنان‌كه قيمومت و ولايت تحت جمهوريت نيز واقعاً ولايت نيست. آن قانون اساسي كه اين دو امر متناقض را در دل خود جاي داده است، تناقض و كشمكش دائمي را به جامعه خود تحميل كرده است. اين جمع امري قسري است، و «القسر لا يدوم»، مآل جمهوري ولايي، يا حكومت جمهوري (اعم از اسلامي يا سکولار) است يا حكومت ولايي انتصابي مطلقه تمام‌عيار.

5. حكومت ولايي قالب شرعي سلطنت مطلقه ايراني

آنچه گفته شد تنها براساس ظاهر قانون اساسي مصوب 58 و اصلاحيه 68 بود و الا براساس تفاسير رسمي كه زعماي ولايت‌مدار جمهوري ولايي ارائه كرده‌اند، جمهوري ولايي جاي خود را به حكومت ولايي تمام‌عيار مي‌دهد. اين تفاسير ترديدي در گزاره پيش‌گفته نمي‌گذارد: حكومت ولايي قالب شرعي حكومت مألوف ايراني است. در اين مجال تنها به دو نمونه اكتفا مي‌كنم.

نمونه اول: اختيارات ذكرشده در اصل 110 قانون اساسي (اصلاحيه 68) كف اختيارات رهبري است. اين اختيارات از باب ذكر مثال است نه استقصاء و محدوديت، اين‌ها بخشي از اختيارات ولي‌ فقيه است،‌و الا ولي فقيه در تمامي وظايف ديگر مسئولان نظام تحت امر خود، شريك است. و عنداللزوم مي‌تواند شرعاً و قانوناً در حوزه اختيارات رئيس‌جمهور، نمايندگان مجلس، رئيس قوه قضائيه و… دخالت كند. معناي ولايت مطلقه جز اين نيست (اين نكته را شيخ محمد يزدي ــ رئيس سابق قوه قضائيه و عضو فعلي فقهاي شوراي نگهبان ــ هم در شوراي بازنگري قانون اساسي ذكر كرده هم اخيراً در نماز جمعه تهران مورد تأكيد قرار داد).

نمونه دوم: «وظايف رهبري بسيار سنگين و فراتر از مسائل اجرايي است و هرگاه احساس شود مديران قواي مجريه و قضائيه يا نمايندگان مجلس حركتي را شروع كرده‌اند كه موجب انحراف نظام از مسير اصلي خود خواهد شد، رهبري درمقابل آنها خواهد ايستاد.»  (حضرت آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي، 5/5/81 ) اگر مقام محترم رهبري آراء عمومي، اراده ملي يا منتخبان آنها را نپسندند و مطابق مصالح نظام تشخيص ندهند، بي‌شك به تكليف شرعي خود عمل خواهند كرد. حكومت ولايي يعني همين. والسلام.

سخنرانی در دانشكده امور بين‌الملل دانشگاه كلمبيا در جمع اساتيد و دانشجويان

ايراني، نيويورك، 18/5/1381.

به نقل از وب سایت آقای کدیور

+ نوشته شده در  2009/7/22ساعت 9  توسط سلیمان | 
اعتمادملی - نيروي انتظامي طي اطلاعيه‌اي از دستگيري 40 نفر در نمازجمعه هفته گذشته تهران خبر داد و در اطلاعيه نيروي انتظامي آمده است: جمعه گذشته پس از آنكه با درايت و هشياري نيروهاي انتظامي و امنيتي در هفته گذشته آرامش به شهر تهران بازگشته بود، گوشه‌هايي از اجتماع عظيم نماز جمعه تهران به صحنه درگيري ميان اين نيروها و برخي از طرفداران كانديداها تبديل شد. نيروي انتظامي افزوده است: ناچار نيروي انتظامي ابتدا با تذكر و هشدار تلاش به پراكنده کردن اين عده كرد كه به دليل بي‌توجهي و اقدامات تخريبي، به برخورد انتظامي اقدام كرد.

درخواست يك مقام عالي‌رتبه براي عزل رحيم‌مشايي
يکي از مقامات عالي‌رتبه نظام در ديدار حضوري با رئيس‏جمهور خواستار عزل اسفنديار رحيم‏مشايي از معاون اولي وي شد. به گزارش «تابناک» اين مقام عالي‌رتبه در اين ديدار همچنين گفته است که در کابينه دولت دهم، از رحيم‌مشايي در هيچ پستي استفاده نشود و به اين شکل در صورت تمکين رئيس‏جمهور، به نظر مي‏رسد شاهد عدم حضور مشايي در ترکيب کابينه دولت دهم باشيم. رئيس‌جمهور پس از اين ديدار، اين مساله را با ناراحتي با معاون اول خود در ميان گذاشته است.
از ديگر سو سايت الف خبر داد استعفاي و بركناري مشايي قطعي شد. اين در حالي است كه سايت شخصي مشايي بركناري وي را تكذيب كرده است.

طباطبايي: احمدي‌نژاد مخالفان و مقام سيادت را مسخره كرد
استاد مشهور اخلاق جنوب شرق تهران هنگامي که درباره سجاياي اخلاقي پيامبر اکرم‌(ص) سخن مي‌گفت با اشاره به انتخابات و مسائل بعد از آن بي‌اخلاقي‌هاي انجام شده را به‌گونه‌اي کم‌نظير مورد نکوهش قرارداد. به گزارش «تابناک»، يکشنبه شب گذشته و در شب مبعث پيامبر اکرم(ص)، در برنامه پرطرفدار «‌اين شب‌ها» هنگامي که بحث بر سيره حکومتي پيامبر اکرم‌(ص) متمرکز گرديد، حجت‌الاسلام‌سيد‌مهدي طباطبايي به ناگاه با اشاره به رفتار پيامبر اعظم بعد از فتح مکه در مقابل شعار نابه‌جاي مسلمانان که گفتند: «اليوم يوم الملحمه» (امروز، روز انتقام است) واکنش نشان داده و فرمودند، بگوييد: «‌اليوم يوم‌المرحمه» (امروز روز مهر ورزيدن و مهرباني است). وي در ادامه افزود: من از ابتداي قضاياي انتخابات قصد داشتم در يک برنامه تلويزيوني اين موارد را بگويم، به نظر من اگر رئيس‌جمهور بعد از پيروزي در انتخابات، سخنراني که يک هفته بعد از انتخابات کردند را انجام مي‌دادند و مردم را دعوت به مهرباني مي‌کردند بسياري از اين فتنه‌ها اتفاق نمي‌افتاد. طباطبايي در مقابل ديدگان شگفت زده مجري ادامه داد: متاسفانه رئيس‌جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان، معترضان و مخالفان خودش مقام سيادت را مسخره کرد و اگر اين استهزا نبود بسياري از فتنه‌ها به راه نمي‌افتاد. انسان نبايد حرفي بزند که وزانت و سنگيني آدمي را کم کند.

حذف حرفه‌اي شعارها
سازمان صداوسيما درباره حذف برخي از بخش‌هاي نمازجمعه هفته گذشته به امامت ‌هاشمي‌رفسنجاني تهران توضيح داد: «شيوه معمول و حرفه‌اي رسانه در انعكاس خطبه‌هاي نماز جمعه اقتضا مي‌كند به منظور حفظ يكنواختي سخنان خطيبان محترم، پاره‌اي شعارها كه مورد تاييد خطيبان محترم قرار نمي‌گيرد، حذف شود.

+ نوشته شده در  2009/7/21ساعت 14  توسط سلیمان | 
اعتماد ملی -وكيل مدافع عباس پاليزدار از آزادي موكلش در عصر روز شنبه گذشته از زندان رجايي‌شهر كرج خبر داد. هادي ارمغان در گفت‌وگويي در اين باره گفت: «از سوي شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران وثيقه‌اي به ميزان 350 ميليون تومان براي موكلم صادر شد كه پس از توديع وثيقه مذكور در هفته‌ گذشته دستور آزادي صادر شد.» وي افزود: «اما به لحاظ وجود نامه‌اي از تعزيرات حكومتي كه دستوري بر ادامه بازداشت پاليزدار در آن نداشت از باب احتياط زندان رجايي شهر كرج وي را نگهداري مي‌كرد تا رفع ابهام از نامه رسيده شود.» به گفته وكيل مدافع پاليزدار، شنبه گذشته از نامه تعزيرات حكومتي رفع اثر شد و ساعت 5 بعدازظهر وي به خانه خود مراجعه كرد. پاليزدار كه به عنوان كارشناس اقتصادي با هيات تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه همكاري مي‌كرد، در پي واردكردن اتهام فساد اقتصادي به روحانيان سرشناس اصولگرا بازداشت شد. وي اتهامات را بر اساس گزارش‌هاي رسيده به بازرسي كل كشور در سخنراني‌هايش مطرح كرد. اين گزارش‌ها محرمانه و تاييدنشده بودند. قاضي مدير خراساني رئيس شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران به دليل بيماري پاليزدار با تبديل قرار بازداشت موقت وي موافقت كرده است. آخرين جلسه رسيدگي به پرونده پاليزدار چهارشنبه هفته گذشته در شعبه‌ 76 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد و اخذ دفاعيات از وي به پايان رسيد و پس از آن برخي منابع غير رسمي خبر از موافقت قاضي با تبديل قرار بازداشت موقت پاليزدار خبر دادند. با اين همه هفته گذشته مديرکل زندان‌هاي استان تهران در گفت‌وگو با خبرگزاري مهر گفته بود تنها از يکي از قرارهاي بازداشت عباس پاليزدار به وثيقه تبديل شده است. سهراب سليماني اضافه کرده بود: «پاليزدار قرار بازداشت ديگري از سازمان تعزيرات حکومتي دارد که اين قرار همچنان به قوت خود باقي است.» پاليزدار به اتهام اقدام عليه امنيت کشور به چهار سال حبس تعزيري، انتشار و افشاي اسناد سري، محرمانه و دولتي به سه سال حبس تعزيري، خيانت در امانت به يکسال حبس تعزيري، تحصيل مال نامشروع به يکسال حبس تعزيري و رد مال به مجلس تهمت و افترا به شکات به 6 ماه حبس تعزيري و نشر اکاذيب نيز به 6 ماه حبس تعزيري و در مجموع به 10 سال محکوم شده بود.

+ نوشته شده در  2009/7/21ساعت 14  توسط سلیمان | 
جميله كديور

تا پيش از خطبه‌هاي ايراد شده در نماز جمعه تهران توسط آقاي ‌هاشمي‌رفسنجاني، رئيس مجلس خبرگان و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، هر گروه، نهاد و فردي پيش‌داوري يا نگراني خود را در داخل و خارج مطرح مي‌کرد. پس از ايراد خطبه‌ها هم واکنش‌ها همچنان ادامه دارد. از بعد نظري، مهم‌ترين نقد توسط آقاي يزدي، رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم صورت گرفت.


ايشان خبرنگاران را دعوت کرده، طي يک مصاحبه مطبوعاتي، به نقد سخنان آقاي ‌هاشمي از انتشار بيانيه پيش از انتخابات تا خطبه‌هاي نماز جمعه پرداختند.
سخن اصلي ايشان اين است که مشروعيت حکومت و ولايت از مردم نيست، بلکه از خداوند است و ولي فقيه توسط خداوند انتخاب مي‌شود.
آقاي ‌هاشمي در خطبه نخست نماز جمعه براساس مباني ديني، مشروعيت حکومت را مبتني بر حمايت و رضايت مردم دانستند.
از سيدبن طاووس نقل کردند که پيامبر اسلام(ص) به امام علي(ع) فرمودند: «‌اگر ديدي مردم راضي بودند و تو را قبول کردند و به تو اين سمت را دادند، با اجماع اکثريت، شما بپذير. اگر احتراز کردند، بگذار هر کاري مي‌خواهند بکنند.»
بحث مبناي مشروعيت حکومت از سوي مردم يکي از مهم‌ترين مباحث فلسفه سياسي و حکومتي اسلام است. فقها و اسلام شناسان بسياري از اين نظريه حمايت کرده‌اند.
در نقطه مقابل، بحث اجتهادي ديگري وجود دارد که مبناي مشروعيت را ازجانب خداوند مي‌داند و بر اين باور است همانگونه که خداوند پيامبر را مبعوث مي‌کند، امام را منصوب مي‌کند، ولي فقيه هم از سوي خداوند منصوب مي‌شود.
اين نظريه در بين فقهاي شوراي نگهبان طرفداران جدي دارد. آقايان مومن و سيد احمد خاتمي و نيز آقاي يزدي از جمله طرفداران اين نظريه هستند. از سوي ديگر اکثريت قابل توجه مراجع تقليد از مبناي مشروعيت مردمي حمايت مي‌کنند.
آقاي مومن با صراحت در اين باره نوشته‌اند: «مشروعيت مجلس تشريع و قانونگذاري مانند ساير دواير مختلف در نظام ولايت موقوف به راي ولي مسلمين است. او کسي است که خداوند وي را ولي بر مردم قرار داده است. پس اگر مصلحت امت را در تاسيس مجلس قانونگذاري ديد که نمايندگان مردم در آن گرد آيند، راي و عزمش لازم الاتباع است و موافقت ولي فقيه موجب مي‌گردد که آراي نمايندگان مردم داراي ارزش و لازم التبعيه گردد والا ملاک و اصل، راي ولي امر مسلمين است.» (کلمات السديده في مسائل الجديده، ص:20)
بر اساس اين رويکرد، انتخابات هم- هر گونه انتخاباتي که باشد- اصالت ندارد و فرد منتخب وقتي مقام و موقعيتش رسمي و قانوني خواهد بود که از سوي ولي فقيه تنفيذ شود.
اين رويکرد در يک کلام راي مردم و اساس جمهوريت را در نظام جمهوري اسلامي به امري نمايشي و تزئيني تبديل مي‌کند و مردم را به افرادي محجور که از تشخيص حسن و قبح مسائل و خير و شر امور ناتوان و درمانده هستند، مبدل مي‌سازد.
اين ديدگاه، روي ديگري از همان ديدگاه معروف است که امام خميني(ره) در نقد آن با صراحت بسيار گفت: «يک وقتي مي‌گفتند روحانيت در سياست دخالت نکند، حالا مي‌گويند مردم دخالت نکنند.»
امام با تذکر صريح خود از جامعه مدرسين خواست که در انتخابات مجلس ديگر شهر و شهرستان‌ها دخالت نکند و اجازه دهند مردم خود نمايندگان‌شان را انتخاب کنند.
آقاي ‌هاشمي با دقت و تدبير تمام کوشيد شکاف عميق و گسترده‌اي را که در کشور ما پس از انتخابات پيش آمد و عملا دولت- ملت را به دو اردوگاه متخاصم تقسيم کرد، به شکل منطقي پر کند و بهبود بخشد. از اين رو ازخدشه‌اي که به اعتماد مردم وارد شده، از آزادي زندانيان و همدردي با آسيب ديدگان سخن گفت، در حالي که آقاي يزدي که يک دهه رئيس دستگاه قضايي بوده‌اند، از موضع «اشد المعاقبين» خواستار مجازات زندانيان شده‌اند؛ يعني عميق‌تر کردن زخم‌ها، گسترش رنج‌هاي مردم و تشديد شکاف‌هاي ملت - دولت.
اگر به افقي دور دست نگاه کنيم، آقاي ‌هاشمي نکاتي را مطرح کردند که براي آقاي يزدي و آينده ايشان و همفکرانشان حياتي، مهم و مغتنم است.
در يک کلام، تا به حال اعمال قساوت، رعب و تحقير هيچ فرد و هيچ ملتي را قانع يا ساکت نکرده است.

+ نوشته شده در  2009/7/21ساعت 14  توسط سلیمان | 
خيلي زود راه افتاديم ولي به‌علت كثرت جمعيت در بلوار كشاورز متوقف شديم و همانجا در صف ايستاديم و منتظر شروع خطبه‌هاي نماز جمعه مانديم. باور كنيد از اينكه ازدحام جمعيت مانع از حضور در جايگاه و زمين چمن دانشگاه و استفاده از سايبان در آن هواي گرم شد ناراحت نشدم- چون همه چيز را با عينك خوش‌بيني نگاه مي‌كردم و مي‌دانستم همه و حتي معترضان و ناراضيان، ايرانياني هستند كه نظام را دوست دارند و در انتخابات آن شركت كرده‌اند و به كشورشان عشق مي‌روزند- همه مسلماناني هستند كه به ميعادگاه جمعه و جماعت و نماز روي آورده‌اند و به آن دل سپرده و به آن اميد بسته‌اند آن هم نمازي به امامت و جلو‌داري چهره سرشناس عرصه‌هاي سخت انقلاب و جنگ و ديگر شدايد يار باوفاي ديروز امام و ارشد مشاوران رسمي و مصلحت‌شناسان امروز رهبري و رياست مجلس بنيادي و باعظمت خبرگان. در مواجهه با صحنه‌هاي گوناگون و دريايي خروشان مردان و زناني كه در آن هواي گرم و طاقت‌فرسا از سر نياز به نماز آمده بودند. بارها و بارها اشك ريختم اشكي كه گاه از سرشوق و گاه غصه و حسرت. تا آنجا كه به دوست كنار دستيم كه پرسيد شما حالتان خوب است؟ بغض در گلو خنديدم و گفتم آب و روغنم قاطي شده، و به همين دليل بر آن شدم كه بعضي از صحنه‌هاي افتخارآفرين و غرورآميز و متاسفانه چندگوشه دردآور و سخت هم از آن محشر عظيم را يادآوري كنم.
1- من آن روز در دانشگاه تهران و خيابان‌هاي اطراف آن سيل خروشاني را مي‌ديدم كه همه ايراني هستند- همه مسلمان هستند- همه به نماز آمده بودند و همه براي شنيدن بيانات يك روحاني از تبار خط امام و رهبري و اقامه نماز با او آمده‌اند و اين تفسيري زيبا داشت كه بعد از 30 سال فراز و فرود و تلخ و شيرين هنوز هم در شدايد روحانيت نقطه اتكا مردم است. آن هم روحانيتي از جنس خط امام (ره).
2- آن روز حضور جناح و جريان و چپ و راست رنگ باخته بود و همه چيز مردمي بود آن هم مردمي كه با پاي خود آمده بودند نه دعوتي نه تشويقي نه پاداشي و نه...
و در مواردي حضور آسان هم نبود.
3- خطبه‌هاي دلنشين و آرام‌بخش خطيب جمعه كه نقش يك پدر روحاني و دلسوز را به نمايش گذاشت. توجه داشته باشيم او در چه شرايط سختي صحبت مي‌كرد تا آنجا كه اگر بگويم آن روز چشم و گوش عالم متوجه نماز ما و خطبه‌هاي آن بود سخني گزافه نخواهد بود.
آن روز داخل و خارج و افكار مختلف از موافق و مخالف در انتظار خطبه‌هاي سنجيده و راهگشاي هاشمي‌رفسنجاني بودند. الحق او بايد در معركه سختي شمشير مي‌زد، از طرفي پوست و گوشت و استخوانش به اسلام، انقلاب، ايران و مردم عجين است و نمي‌تواند از تريبون نماز جمعه در نقش اپوزيسيون ظاهر شده و در برابر نظام و مردم بايستد و از ديگر سو جمعيت زيادي در داخل و خارج بحق يا ناحق مساله‌دار شده‌اند و در اثر ترديد دچار بي‌اعتمادي نسبت به بخش‌هايي از مجريان و ناظران و نه مي‌توانست و نه مي‌خواست كه يكسويه از تمام رفتار انجام شده و نتيجه انتخابات دفاع كند و من بخش افتخارات را با اين جمله به پايان مي‌برم، الحق او مرد عبور از بحران است، اما در بخش غصه و حسرت.
1- از اينكه مي‌ديديم نماز جمعه و يكي از اصلي‌ترين نقطه اتكاهاي نظام اسلامي و مردم در محاصره نيروهاي نظامي و انتظامي و با انواع و اقسام آلات و ابزار دفاعي و تهاجمي برگزار مي‌شود سخت اندوهگين شدم.
2- از اينكه مي‌ديدم ضدانقلاب و مخالفان اسلام و دشمنان خارجي ممكن است در اين نقطه اتكا نظام براي روزهاي سخت و سرمايه عظيمي كه بايد عامل وحدت و يكپارچگي مردم باشد و حتي افرادي كه اهل نماز و عبادت نيستند اعتبار و قداست آن را درك مي‌نمايند طمع نمايند و روزي در مقام تضعيف و تخريب و تعطيل اين سنگر برآيند بي‌تاب مي‌شدم.
3- و سرانجام همه ديديم نمازي كه بايد مايه آرامش افراد و جامعه باشد و جماعتي كه بايد براي تحكيم وحدت قلوب و دل‌ها باشد و نماز جمعه‌اي كه بايد در آن تقوا تقويت شود و مردم به سوي خدا دعوت شوند و از آنچه در هفته گذشته بر آنان گذشته آگاه گردند و امهات و مهام مسائل اجتماعي پيش روي آنان بحث شود و براي آن چاره‌سازي گردد قداست اين نماز نه به‌وسيله ضدانقلاب و نه به وسيله اجانب و بيگانگان و نه در خيابان‌هاي دور و اطراف دانشگاه كه در چندقدمي محراب و آنجا كه مردم عادي حضور ندارند و گفته مي‌شود محل استقرار افراد صددرصد خودي و شناخته شده مي‌باشد شكسته مي‌شود و به يكي از سرشناس‌ترين چهره‌هاي روحاني خط امام كه از اولين لحظات نهضت اسلامي به رهبري امام امت حضور فعال و معتقدانه و موثر داشته اساعه ادب و اهانت مي‌شود در حالي‌كه كروبي داراي كارنامه حضوري در حدود نيم قرن است كه گوشه زندگي مردانه و شرافتمندانه و اسلامي و مردميش در مرئي و منظر امام و رهبري و امت اسلامي بوده.
بر كروبي زجر ديده و زنداني كشيده و تبعيدي سال‌هاي سخت قبل از انقلاب و او كه براي اسلام و راه امام قبل از پيروزي انقلاب سيلي و كتك خورده اينگونه تعرض‌ها سخت و غيرقابل تحمل نيست ولي افقي كه براي آينده در پيش‌رو ترسيم مي‌‌شود و اين شروع نامبارك اگر ريشه‌يابي و مهار نشود كار را به‌جايي مي‌رساند كه سنگ روي سنگ بند نشود كه گفته‌اند چو پرده‌دار به شمشير مي‌زند همه را كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند.

محمدرضا عباسي‌فرد
+ نوشته شده در  2009/7/21ساعت 14  توسط سلیمان | 
اعتمادملي – زهره آشتياني: «‌ما هنوز زنده‌ايم و بي‌مهري‌ها در روحيه ما اثري ندارد.» اين بخشي از آنچه است که ظهر يکشنبه در خيابان جماران از زبان مهدي كروبي بيان شد.کتابخانه جماران يكشنبه ميزبان کساني بود که در انتخابات از مهدي كروبي حمايت كرده بودند قرار بود مراسم تجليل از حاميان كروبي در سفره‌خانه‌اي سنتي برگزار شود اما آنها از حضور در اين سفره‌خانه منع شدند چرا که اين روزها حتي دستخط رئيس سابق مجلس نيز فرمانداري و اداره اماکن را به صدور مجوز براي برگزاري مراسمي قانوني مجاب نمي‌کند. پس چنين بود که امام جماراني کتابخانه‌اش را به يار قديمي امام سپرد تا به تقدير از حاميان انتخاباتي‌اش بپردازد. البته تقدير كروبي فقط از «حاميان غير» حزبي‌اش بود و چنين بود چهره‌هايي مانند دکتر جواد‌طباطبايي، بابک احمدي، عباس عبدي، عمادالدين باقي، تقي رحماني علي معلم، بهروز افخمي، ضياء دري، عبدالحسين مختاباد، محمدرضا عباسي فرد، درچه‌اي، مرتضي الويري، ناصر قوامي و دكتر کاشاني از دراويش گنابادي حضور داشتند. البته خانواده برخي از بازداشت شدگان اخير چون خانواده محمدعلي ابطحي، مادر هنگامه شهيدي و همسر محمد قوچاني نيز آمده بودند. برخي از اعضاي شوراي مرکزي حزب اعتمادملي و حاميان حزبي کروبي هم ميهمان اين مراسم شده بودند. اما مهدي کروبي هم تقدير کرد، هم انتقاد داشت، هم تاسف خورد و البته هشدارهايي هم داشت. تقدير وي از تلاش‌هاي حاميانش بود که به گفته وي اتفاقات تلخ پس از انتخابات تلاش‌هايشان را بي‌ثمر گذاشت. انتقادش که حالتي اعتراض‌گونه داشت به برخوردها با مردم در پي اعتراضات آرام آنها به نتيجه انتخاباتي بود که هرگز از سوي اکثريت مردم پذيرفته نشده است... اما کروبي براي چه متاسف بود. تاسف او از حرف‌هاي خلاف واقعي بود که اين روزها از سوي برخي به مردم گفته مي‌شود. او تاسف خورد از اينکه برخي مسوولان حتي در برابر عملي که مقابل چشم مردم صورت گرفته است خلاف واقعيت را مي‌گويند و در همين راستا به مسوولان هشدار داد تا اعتماد مردم را که سرمايه‌اي براي نظام است از دست ندهند. او گفت: «‌به دنبال انتخاباتي که برگزار شد متاسفانه حوادثي روي داد که البته گزارش‌هاي آن در رسانه‌هاي داخلي و خارجي منعکس شد، حوادثي که براي ما تازگي دارد و بسيار عجيب و غريب و غيرمنتظره بود. پس از انتخابات، مردم درخواستي قانوني داشتند و تنها خواسته‌شان اين بود که مي‌گفتند «راي ما چه شده است» مردم بسيار آرام، ساکت و منطقي راهپيمايي ميليوني برگزار کردند و چنين حرکتي نشان دهنده اين بود که همان حضور گسترده و 40 ميليوني که مدام بر آن تاکيد مي‌شود در انتخابات واقعيت دارد ولي متاسفانه مانع اين حرکت و تظاهرات آرام مردم شدند و شما شاهد آن بوديد که چه غوغايي در تهران و شهرستان‌ها برپا شد اما پس از روي دادن اين حوادث، اتفاق شگفت‌انگيز و غيرمنتظره‌اي روي داد، آن هم اينکه همين افرادي كه با مردم برخورد كردند اينک مي‌گويند ما مردم را نزديم و افراد ديگر اين کار را انجام دادند و اين ديگر داستان عجيبي دارد.» وي با تاکيد بر اينکه اينک در عصر ارتباطات زندگي مي‌کنيم، تصريح کرد: «مردم خود شاهد آن بودند که لباس شخصي‌ها چگونه با مردم برخورد مي‌کردند و حتي زنان را به داخل جوي‌ها پرتاب مي‌کردند که البته با توجه به اينکه در عصر ارتباطات هستيم اين اتفاقات در تمام دنيا منعکس شد که بايد گفت متاسفانه آبروي امام‌(ره) که بنيانگذار جمهوري‌اسلامي بود و نظام اسلامي ايران را مخدوش کرد.»
کروبي خطاب به عاملان چنين حوادثي گفت: «آيا کساني که اين کارها را انجام مي‌دهند نمي‌دانند که در کجا زندگي مي‌کنند، يا اينکه فراموش کرده‌اند اينک عصر ارتباطات است.»
مهدي کروبي سپس براي تبيين شرايطي که اينک در آن به سر مي‌بريم به شرح اتفاقي که روز جمعه در حاشيه نماز جمعه روي داد پرداخت و افزود: «روز جمعه من حدود ساعت 12 به روزنامه اعتمادملي رفتم و سپس از آنجا با ماشين به سمت نماز جمعه حرکت کردم، وقتي جمعيت مرا ديدند به سمت من آمدند و من از ماشين پياده شده و به سمت دانشگاه حرکت کردم در همين حال مردم نيز پشت سر من حرکت مي‌کردند. وقتي جلوتر رفتيم مشاهده کردم که يک طرف موتور سواراني با اسلحه ايستاده‌اند و گاز اشک‌آور نيز در فضا پيچيده است در همان حال به من علامت مي‌دادند که جلوتر نروم و من هم احتمال مي‌دادم که اگر جلوتر بروم درگيري رخ مي‌دهد مانند اتفاقي که در مسجد قبا در سالگرد شهيد بهشتي روي داد و بنابراين به مردم علامت دادم که بروند و خودم هم با علامت نشان دادم که مي‌خواهم براي اداي نماز جمعه بروم. بنابراين ماشيني آوردند تا به سمت دانشگاه بروم، من نيز به‌رغم آنکه هميشه با ماشين وارد دانشگاه مي‌شدم وقتي مقابل دانشگاه رسيدم، پياده شدم در آنجا ديگر کسي نبود جز نيروهاي منتسب به خودشان به محض آنکه من از ماشين پياده شدم شروع کردن به سردادن شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه و من با توجه به سوابقم از اين شعاري که داده مي‌شد تعجب کردم و سپس شروع به فحاشي کردند. در آن زمان مردم آنجا نبودند ولي همه مشاهده کرديد که عکس‌هاي مختلفي از اين صحنه که به سمت من حمله کردند و عمامه‌ام را انداخته‌اند، منتشر شده است. پس چگونه اينها مي‌خواهند برخوردهايي که با مردم صورت گرفته را کتمان کنند يا به گردن ديگري بيندازند. چرا که همه اين اتفاقات مقابل چشم مردم صورت گرفته است.»
وي تاکيد کرد: «آنقدر به مردم حرف‌هاي نادرست و خلاف واقعي گفته شده است که هر شايعه‌اي را مردم باور مي‌کنند و اين براي من يادآور دوران مبارزه‌ام قبل از پيروزي انقلاب‌ اسلامي است. در دوران رژيم شاه وقتي که مردم را مي‌کشتند اين حرف‌ها را ديگر نمي‌زدند اما وقتي در موارد استثنايي دروغ‌هايي گفته مي‌شد مورد استهزا قرار مي‌گرفتند. مانند ماجرايي که درباره حمله به مدرسه فيضيه روي داد. وقتي که به مدرسه فيضيه حمله شد گفتند که کشاورزان وراميني اين کار را انجام دادند که پس از چند روز کشاورزان ورامين نامه‌اي به امام نوشتند و گفتند هر وقت شما بگوييد با کفن به تهران مي‌آييم که البته پس از بازداشت امام، کشاورزان ورامين با کفن به تهران آمدند و جلوي آنها را در باقرآباد گرفتند و عده‌اي هم بازداشت شدند که ما در زندان آنها را ديديم.» وي افزود: «‌وقتي چنين حرف‌هاي خلاف واقعي گفته مي‌شود پس از روشن شدن واقعيت باعث رسوايي مي‌شود. اينکه به دنبال روي دادن حادثه‌اي بگوييم ما نبوديم و جمعي ديگر مردم را زدند نتيجه‌اش اين مي‌شود که به شايعات دامن زده مي‌شود. چرا که وقتي واقعيتي که ملموس است منکر مي‌شوند باعث مي‌شود که شايعات شکل گيرد.» وي به ذکر مثال ديگري از دوران قبل از پيروزي انقلاب‌اسلامي پرداخت و گفت: «در زماني که ماجراي حمله به مدرسه فيضيه در قم رخ داد، مي‌گفتند که بسياري از روحانيون را به درياچه نمک انداخته‌اند يا پس از حادثه 15 خرداد ٤٢ گفته مي‌شد که نزديک به 15 هزار نفر به شهادت رسيده‌اند. اين دروغ‌ها در مواردي گفته مي‌شد و اصل ماجرا را تکذيب مي‌کردند و موجب مي‌شد که اين شايعات در ذهن مردم پذيرفته شود. اکنون نيز به نظر مي‌رسد که همان ماجرا‌ها در حال تکرار شدن است و اينقدر به مردم حرف‌هاي نادرست گفته مي‌شود که ديگر نمي‌توان هيچ حرفي را باور کرد. مردم نيز شايعات را باور مي‌کنند و هر آماري را ارائه شود مي‌پذيرند، وي افزود: «در حاشيه حوادث خرداد شايعه‌اي شکل گرفت درباره آمارهايي که از تعداد آسيب‌ديدگان ارائه شد. ما هم نمي‌دانيم که اين آمارها تا چه اندازه درست يا نادرست است. ولي مردم خود شاهد اتفاقاتي که روي داد، بودند و وقتي که اين واقعيت‌ها انکار مي‌شود نه‌تنها خدمتي به نظام جمهوري‌اسلامي نمي‌شود بلکه اين ظلم به مردم است. مردم خود شاهد آن بودند که آنها را با باتوم مي‌زدند و چگونه سوار ماشين‌ها مي‌کردند اين مسائل را ديگر نمي‌توان کتمان کرد.»
کروبي بزرگ‌ترين سرمايه انقلاب‌اسلامي را اعتماد مردم به آن دانست و گفت: «‌به عنوان نيروهاي قديمي و اوليه انقلاب که از سال 41 تا به حال حضور داشتيم همواره شاهد آن بوديم که بزرگ‌ترين سرمايه انقلاب اعتماد مردم به اين حرکت است، حرکتي که برخاسته از صداقت و راستي بود. حضرت امام‌(ره) هيچ وقت با مردم ملاحظه‌کاري نداشت و مصلحت انديشي نمي‌کرد. من به ياد دارم که در دوران دفاع مقدس هر يک از مسوولان تحليل‌هاي متفاوتي داشتند ولي امام صادقانه با مردم سخن گفت. امام‌(ره) صادقانه گفت من جام زهر را مي‌نوشم و روزي که آتش‌بس را پذيرفت، گفت تا يک هفته قبل از اينکه آتش‌بس را بپذيريم مي‌گفتم که بايد دفاع ادامه يابد ولي امروز جام زهر را مي‌نوشم و آتش‌بس را مي‌پذيريم.

+ نوشته شده در  2009/7/21ساعت 14  توسط سلیمان | 
فؤاد صادقی
حدود دو هفته تا برگزاری مراسم تنفیذ احمدی‌نژاد به عنوان رئیس دولت دهم باقی مانده است و وی با انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول خود نشان داد که غافلگیری از ویژگی‌های اصلی سبک مدیریت وی به شمار می‌آید، خصوصیتی که بر پیچیدگی و غیرقابل پیش‌بینی و اعتماد بودن افزوده است، نگارنده که حدود ده سال، و چند سال پیش از انتصاب وی به عنوان شهردار تهران است که محمود احمدی‌نژاد را از نزدیک می‌شناسد، هنوز ارزیابی سطحی از ویژگی‌های شخصیتی وی ندارد چه برسد بسیاری از مسئولان کشور و شخصیت‌های سیاسی که آشنایی آنان با احمدی‌نژاد غالباً به پس از آغاز دوره شهرداری و ریاست‌جمهوری وی بازمی‌گردد.

با این وجود به نظر می‌رسد گردآوری تحلیل‌های متفاوت درباره احمدی‌نژاد فرصت را برای فراهم کردن ارزیابی مناسبی از ویژگی‌های شخصیتی وی فراهم می‌کند.

در این فرصت دیدگاه‌های مختلف راجع به رئیس دولت‌های نهم و دهم از بدبینانه‌ترین دیدگاه تا خوش‌بینانه‌ترین آن‌ها را به صورت فشرده مرور می‌کنیم:

دیدگاه‌ اول: در این دیدگاه احمدی‌نژاد، فردی شناخته می‌شود که هدف آن سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است، بر اساس نگاه معتقدان به این دیدگاه ، عملکرد وی در موضوعاتی نظیر هولوکاست و محو اسرائیل، تغییر مواضع شدید در سیاست خارجی در سال پایانی دولت نهم نسبت به دو سال نخست آن، استفاده اسرائیل از مواضع رادیکال احمدی‌نژاد و تداوم ریاست جمهوری وی، تأثیر طرح اتهامات و روش افشاگرانه او علیه برخی علما و شخصیت‌های نظام بر سست شدن ثبات جمهوری اسلامی و ایجاد اختلافات در سطوح بالا از جمله شواهد و قرائنی است که نشان می‌دهد که عملکرد محمود احمدی‌نژاد در جهت فروپاشی نظام جمهوری اسلامی قرار دارد، انزوا در سیاست خارجی و صدور قطعنامه‌هایی که حتی در دوران جنگ نیز سابقه نداشته است، ‌از بین رفتن سرمایه‌های ارزی، افزایش نارضایتی داخلی و تضعیف جایگاه نهادهای کلیدی نظام مانند جایگاه رهبری، سپاه‌پاسداران، شورای نگهبان به دلیل اشتباهات غیرقابل توجیه وی از جمله دیگر دلایل معتقدان به دیدگاه اول محسوب می‌شود.

دیدگاه دوم: کسانی که به این دیدگاه اعتقاد دارند، ‌محمود احمدی‌نژاد را صرفا‌ً یک بازیگر سیاسی می‌دانند، ‌که مانند دیگر بازیگران در جهت منافع خود و کسب قدرت بیشتر حرکت می‌کند، از دیدگاه این گروه ، تغییر پیاپی مواضع ایدئولوژیک و راهبردی وی در کنار عبور از مرزهای قانونی و اخلاقی در سخنان و عملکرد سیاسی بیش از آن‌که ناشی از هدف وی برای فروپاشی نظام باشد ناشی از برداشت‌های شخصی و مشاوره‌های نزدیکان وی به ویژه رحیم مشایی است.

معتقدان به دیدگاه دوم تقریباً همان نگاهی که دیدگاه اول به احمدی‌نژاد دارد را نسبت به مشایی دارند، استناد آن‌ها به سابقه حضور مشایی در وزارت اطلاعات و سپس اخراج از این وزارتخانه در سال 1365، عضویت قبلی همسر وی در گروهک‌های چپ ، مواضع مشایی راجع به دوستی با مردم اسرائیل و آمریکا، سفرهای مکرر وی به انگلیس، کانادا و آمریکا که خارج از چارچوب و موقعیت رسمی وی انجام شده است طراحی برنامه‌هایی که دولت نهم را به درگیری و تقابل با علما کشانید از جمله ورود زنان به ورزشگاه، حضور در مجلس رقص ترکیه، دوستی با مردم اسرائیل، استفاده از قرآن در انجام حرکات موزون مواردی است که معتقدان به این دیدگاه با استناد به آن نتیجه می‌گیرند که امکان نفوذ سرویس‌های خارجی بر دولت نهم از طریق مشایی که تا حدی بر احمدی‌نژاد تسلط دارد جدی است.

دیدگاه سوم: ‌در این دیدگاه احمدی‌نژاد فردی معرفی می‌شود که قصد تصاحب و تغییر ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را دارد، ‌معتقدان به این دیدگاه و ی را از نظر فکری پیرو مکتب آیت‌ا... مصباح یزدی معرفی می‌کنند و بر این نظر تأکید دارند که هدف نهایی احمدی‌نژاد تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است و وی در این مسیر ابتدا از اصلاح‌طلبان، سپس از هاشمی، بعد از اصولگرایان متنقد خود و سرانجام از رهبری عبور خواهد کرد.

معتقدان به دیدگاه مذکور، حمایت سرسختانه چهره‌هایی نظیر آیت‌ا.. مصباح یزدی، آیت‌ا.. خزعلی، آیت‌ا.. خوشوقت که اعتقاد چندانی به نقش مردم در اداره قدرت را ندارند از جمله قرائن نگاه خود برمی‌شمارند.

دیدگاه چهارم: از این نگاه، ‌محمود احمدی‌نژاد فردی است که تشنگی سیری ناپذیری به قدرت دارد و این تمایل به کسب قدرت و حفظ آن است که برانگیزاننده و سازمان‌دهنده رفتار وی است نه هیچ دیدگاه تئوریک و ایدئولوژیک، بر اساس نگاه معتقدان به این دیدگاه ، حرکت‌های احمدی‌نژاد را صرفاً ‌باید در سطح تاکتیکی و کوتاه مدت ارزیابی کرد و نمی‌توان استراتژی، راهبرد بلند مدتی را در نگاه وی یافت. بر اساس این دیدگاه، رقبای احمدی‌نژاد صرفاً در چارچوب نظریه آشفتگی ممکن است، ‌و از جهت آن‌که خود را فاقد توانمندی‌ها و حمایت‌های متعارف در ساختار قدرت و جامعه می‌داند، ‌به این نتیجه رسیده است که صرفاً با برهم ریختن نظم و رویه موجود است که می‌تواند به حیات سیاسی خود ادامه دهد از این رو بنا را بر غافلگیری دوستان و دشمنان گذاشته و سعی دارد خود را غیرقابل پیش‌بینی جلوه دهد.

از نگاه این دیدگاه حرکت‌های احمدی‌نژاد اگرچه برای نظام و جامعه هزینه‌های سنگینی داشته است اما هدف وی که تداوم حضور خود بر قدرت را دارد تأمین کرده است و برای وی اصولاً آينده دراز مدت معنای ندارد.

دیدگاه پنجم: از این منظر، ‌احمدی‌نژاد فقط یک نیروی سیاسی با ویژگی های خاص است . ‌وی زمانی که بروز خود را در خدمت به دولت سازندگی و هاشمی رفسنجانی یافت در آن مسیر افراط کرد و پس از رسیدن به شهرداری و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دریافت که دشمنی با هاشمی و بقیه نسبت به راست افراطی می‌تواند زمینه بروز خواست‌های درونی وی را فراهم کند. از این نگاه حرکات احمدی‌نژاد را نباید چندان عمیق،‌ یا از روی کینه یا علاقه درونی تحلیل کرد بلکه وی فردی است که برای بروز شخصیت خود، احتیاج به میدان و زمینه مناسب دارد و در دولت نهم این فضا از سوی راست افراطی برای وی فراهم شده است، ‌منتقدان به این دیدگاه برخی حرکت‌های احمدی‌نژاد در جهت مخالفت با گشت ارشاد یا شکستن تابو در سیاست خارجی را در این راستا تحلیل می‌کنند که وی می‌خواهد در همه اقشار و همه نگاه ها محبوب و مورد توجه باشد. بنابراین در تحلیل و ارزیابی وی باید نگاه روانشناسانه را محور قرار داد.

دیدگاه ششم: از زاویه این نگاه احمدی‌نژاد فردی است مانند سایر افراد با نقاط قوت و ضعف متعدد، آن‌چه که موجب شده است وی به یک‌باره در مرکز توجهات و ساختار قدرت قرار گیرد نه سازماندهی و برنامه‌ریزی چندین ساله سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه است نه بر اساس برنامه‌ریزی و انگیزه‌های شخصی وی، بلکه بخش زیادی از این حوادث بنابر شرایط و موقعیت‌های خاص زمانی و مکانی رخ داده و دست تقدیر و تصادف را به احمدی‌نژاد فرصتی داده که وی توانست از آن استفاده کند. این دیدگاه حرکت‌های احمدی‌نژاد پس از ریاست جمهوری را نیز در چارچوب نظریه شخصیتی وی به عنوان فردی معمولی با نقاط قوت و ضعف گوناگون ارزیابی می‌کند و شرایط غیرعادی کشور در طول چهار سال گذشته را ناشی از آن می‌داند که فردی غیرمناسب با این جایگاه در ریاست دولت قرار گرفته و طبعاً‌ این نتایج باید به وقوع می‌پیوست.

دیدگاه هفتم: از این منظر، ‌محمود احمدی‌نژاد فردی از جنس مردم بود که خواست الهی و فضای عمومی جامعه موجب شد تا وی بر جایگاه ریاست قوه مجریه تکیه کند، ‌وی دارای اعتقادات مذهبی و اجتماعی مانند بسیاری از مردم است که به طبقات محروم و امام و رهبری علاقه خاص دارد، و این علایق جهت‌گیری‌های اصلی وی را شکل می‌دهد،‌ با این وجود به دلیل آن‌که احمدی‌نژاد فاقد تجربیات کافی، تشکیلات خوب و دیدگاه‌های قوی است ، موجب شده ضریب اشتباهات و ناهماهنگی‌ در مدیریت وی به ویژه در عرصه اقتصاد و فرهنگ و سیاست خارجی و عدالت اجتماعی بالا رود .

در این دیدگاه برخی اصرارهای احمدی‌نژاد در برابر بزرگان اصولگرا و رهبری که گاهاً تعبیر به لجبازی می‌شود غیرقابل قبول تلقی می‌شود که باید در این موارد رئیس‌جمهور به نظر مراجع و بزرگان ملتزم باشد، مواردی نظیر دفاع از مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل، الحاق سازمان حج به میراث فرهنگی و انتصاب مشایی به عنوان معاون اولی از این جمله است، ‌به طور کلی در این دیدگاه احمدی‌نژاد بدون مشایی تقریباً رئیس‌جمهوری مطوب است.

دیدگاه هشتم: در این دیدگاه احمدی‌نژاد به عنوان یک سرباز وفادار به نظام و رهبری ارزیابی می‌شود که با وجود برخی اشکالات کوچک و قابل چشم‌پوشی خدمات شایان توجهی به انقلاب و رهبری داشته است.

وی با سازماندهی آبادگران در انتخابات دور دوم شورای شهر تهران و سپس عملکرد موفق در شهرداری زمینه بازگشت اقبال عمومی به اصولگرایان را پس از پیروزی‌های پیاپی اصلاح‌طلبان فراهم آورد و در دولت نهم نیز در عرصه‌های حیاتی نظیر پرونده هسته‌ای و مبارزه با فساد اقتصادی و دانه‌درشت‌ها روی زمین مانده را جامعه عمل پوشاند،‌از این دیدگاه حمایت‌های بی‌شائبه و بی‌سابقه آیت‌ا.. خامنه‌ای از احمدی‌نژاد پاسخی به خدمات بی‌نظیر اوست، ‌احمدی‌نژاد بدین خاطر با اقبال بی‌سابقه و رأی 24 میلیونی مردم در انتخابات حمایت شده است و نقش او همانند مالک اشتر علی(ع) که شجاعانه مشغول جهاد و مبارزه در جهت اهداف نظام و رهبری است.

دیدگاه نهم: در این دیدگاه احمدی‌نژاد به عنوان مجاهد و عدالت‌طلبی بی‌بدیل شناخته می‌شود که در اوج دوران حاکمیت دیدگاه غربگرا و تجدیدنظر طلب وارد میدان شد، و با ورود وی، گفتمان عدالت و ارزش‌ها در انقلاب احیا شد، ‌از نگاه معتقدان به این دیدگاه، با ظهور حرکت‌های شجاعانه احمدی‌نژاد، بسیاری از بزرگان و دلسوزانی که به دلیل تغییر فضای غالب جامعه و نخبگان در دفاع از ارزش‌ها دچار عقب‌نشینی شده بودند به صحنه آمدند. از این نگاه ، تاریخ انقلاب به قبل و بعد از دولت نهم تقسیم می‌شود و احمدی‌نژاد نقش رهبری جنبش عدالت‌طلبی را در ایران و حتی جهان ایفا می‌کند،‌بر اساس این دیدگاه وی تمام ویژگی‌های یک رهبر اجتماعی را داراست، ‌شجاعت، صراحت، قدرت نفوذ حکم و پویایی احمدی‌نژاد از او رهبری در جایگاه ریاست‌جمهوری ساخته است.

معتقدان به این دیدگاه نه تنها احمدی‌نژاد را منجی انقلاب می‌دانند بلکه تنها راه بقای عدالت‌طلبی و انقلاب اسلامی را حمایت از او عنوان می‌کنند.

اگرچه نگارنده نیز همانند بسیاری دیگر از ناظران هیچ‌یک از این دیدگاه‌ها را به طور کامل نمی‌پذیرد، اما واقعیت آن‌ است که اکثر جامعه با ارزیابی نزدیک به یکی از نگاه‌ها به مخالفت یا حمایت از احمدی‌نژاد می‌پردازند، ‌این‌که گروهی وی را با 24 میلیون رأی محبوب‌ترین چهره تاریخ ایران می‌دانند و گروهی آرای صحیح وی را در حد چند میلیون دانسته و نتیجه اعلام شده را شعبده‌بازی می‌دانند نشان از اختلاف عمیقی است که ریشه در فرضیات و نگاه‌های متناقض منعکس شده در دیدگاه‌های نه گانه فوق دارد.

به نظر می‌رسد تا زمانی که ارزیابی نسبتاً شفافی از محمود احمدی‌نژاد در افکار عمومی پدید نیاید، اختلافات فوق پابرجاست، ‌این‌که آیا شخص احمدی‌نژاد تمایلی به این شفاف‌سازی دارد و یا تصمیم دارد با ادامه تمایلات و رفتارهای ابهام‌امیز و پارادوکسیکال بر سردرگمی تحلیلگران و افکار عمومی در ارزیابی شخصیتی وی دامن بزند و تناقض در دیدگاه‌ها را عمیق‌تر کند، ‌پرسشی که پاسخ آن نیازمند زمان است اما توجه به این شکاف اجتماعی ناشی از تناقض در دیدگاه‌های فوق و پیامدهای خطرناک این شکاف در عرصه‌های گوناگون موضوعی است که به راحتی نمی‌توان از کنار آن گذشت.
+ نوشته شده در  2009/7/21ساعت 14  توسط سلیمان | 
دو کشتار با فاصله 20 سال
رسانه های نوین بزرگترین مانع سرکوب اعتراضات مردمی
20 سال پیش در چنین ایامی بود که ایران در تب و تاب رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی سوخت، و توجه افکار عمومی داخل و حتی جهان بر رحلت و تشییع جنازه و خاک‌سپاری بی‌نظیر محبوب‌ترین رهبر قرن بیستم متمرکز بود، با این حال خبری به سرعت در صدر اخبار و رسانه‌های جهان و ایران قرار گرفت، کشتار صدها دانشجوی چینی که در حال تجمع صلح‌آمیزی در میدان اصلی پکن «تیان آن من» بودند، به سرعت توجه افکار عمومی را متوجه خود کرد.
 
با وجود قتل‌عام حدود 300 دانشجوی چینی توسط ارتش دولت کمونیستی جمهوری خلق چین، دفاع سرسختانه پکن از این اقدام، موجب عقب‌نشینی تدریجی دولت‌های غربی از موضع دفاع از حقوق بشر آنان شد و اعتراضات جنبش نوگرا و روشنفکر دانشگاه‌های چین با وجود پشتوانه و گستردگی قابل توجه آن، در نطفه خفه شد.
20 سال گذشت، اما این 20 سال، از بعد ارتباطات و پویایی افکار عمومی معادل 200 و حتی 2 هزار سال بود. رسانه‌های دوطرفه برای اولین‌بار در طول این 20 سال متولد شدند و تکنولوژی IT، هر انسان را تبدیل به یک رسانه کرد، ابرازهایی نظیر پست‌الکترونیک و شبکه‌های اجتماعی مجازی نظیر فیس بوک و تویتر به کمک تصویربرداری آسان توسط موبایل و دوربین‌های آماتوری دستی، موجب شده است تا دیگر بستن و یک‌سو کردن افکار عمومی حتی با تبانی با قدرت‌های جهانی ممکن نباشد.
 
اگر 20 سال قبل دولت چین توانست در قلب پایتخت و با حضور صدها خبرنگار خارجی و در مقابل چشم ده‌ها دیپلمات، 300 دانشجو را قتل‌عام کند و به سادگی نیز از بحران آن عبور نماید، امروز کشتار نیمی از این افراد، آن‌هم اقلیتی دینی در دورافتاده‌ترین نقاط این کشور وسیع، ‌چنان بحرانی می‌آفریند که رئیس‌جمهور ابرقدرت چین مجبور به ناتمام گذاشتن حضور خود در G8 شده و سراسیمه به کشورش بازمی‌گردد و با وجود آن‌که قدرت‌های جهانی مدعی حقوق بشر، به ویژه آمریکا و اروپا بنابر معاملات و منافع سیاسی خود قصد دارند کشتار غیرانسانی مسلمانان در چین را دست‌کم در عرصه بین‌المللی نادیده بگیرند، معجزه ارتباطات موجب شده است تا این موضوع به دغدغه افکار عمومی جهان تبدیل شود.

شاید اهمیت کشتار میدان تیان آن من از نظر تعداد و ابعاد سیاسی، رسانه‌ای و حقوق بشر، چندین برابر کشتار مسلمانان بود، اما جریان اجتماعی که کشتار مسلمانان ایجاد کرد، به مراتب پایدارتر از آن فاجعه خواهد بود.

باید پذیرفت ارتباطات، یک شکبه مجازی قدرتمند از انسان‌ها در سراسر جهان ایجاد کرده است که هیچ دولتی قادر به محو آن نیست.

اثر این شبکه آن چنان است که قادر است ظرف چند ساعت، هزاران نفر را در مکانی خاص گرد هم آورد، آن‌هم انسان‌هایی با توانایی‌ها و مهارت‌های نوین، نسلی که به دلیل دسترسی به رسانه و آشنایی با نگاه‌ها و نظرات متنوع، به سادگی قابل شستشوی مغزی و القای تحلیل‌ها یکجانبه به نفع حاکمیت نیستند.

مسلمانان چینی با وجود فقر، محرومیت و دورافتادگی، نشان دادند حاضرند برای دفاع از دو همنوع خود که اسیر ظلم دولت بودند، خود را به خطر اندازند و صدها نفر نه برای دو نفر، بلکه برای دفاع از آزادی و شرافت خود قربانی شوند

حماسه‌ای که در استان سین کیانگچین رخ داد، ‌حماسه‌ای برای بشریت و ارزش‌های انسانی بود که البته افتخار آن به مسلمانان چینی تعلق گرفت، ‌کسانی که در تلویزیون کمونیستی و رسانه‌های خلقی چین، اغتشاشگر و عامل ناامنی و خرابکاری معرفی شدند، اما در نگاه افکار عمومی جهان به قهرمانان نادیده و گمنامی برای آزادی تبدیل شدند.

آری، ارتباطات را که در قرن 21 به شکوفایی رسیده است، باید پایان استعمار و به بند کشیدن فکر و روح انسان‌ها دانست، دولت‌های مستبد و قدرت های زورگو در جهان امروز شاید بتوانند انسان‌ها را دستگیر، شکنجه و حتی کشتار کنند، اما نمی‌توانند دیگر مانند گذشته فکر و روح آن‌ها را اسیر اوهام خود نمایند، دوران شستشوی مغزی ملت‌ها، ارائه دروغ‌ها به جای حقیقت‌ها و تربیت توده‌هایی به عنوان پایه‌های استبداد سپری شده است.

امروز خیل عظیم نوجوانان و جوانانی که با ابزارهای نوین ارتباطی مانند رایانه، تلفن همراه و شبکه‌های مجازی آشنایی دارند و خود مانند یک رسانه عمل می‌کنند، آن‌گونه در میان ملت‌های جهان رو به تکثر است که باید عمر دوران خاموشی ملت‌ها را پایان یافته تلقی کرد.

مهمترین تفاوتی که کشتار سال 2009 ایغورهای مسلمان با کشتار سال 1989 دانشجویان و روشنفکر چینی داشت، این بود که شاید خون دانشجویان دستاورد محسوسی برای جریان آزادی خواه نداشت، ‌اما خون مسلمانان چینی، نوید بخش تغییرات شگرف در یکی از بسته‌ترین جوامع جهان خواهد بود.
+ نوشته شده در  2009/7/21ساعت 14  توسط سلیمان | 
عملی کردن این اقدام، از آن‌جا در دولت دهم اهمیت می‌یابد که بحث پیرامون ثروت صادق محصولی، وزیر کشور دولت نهم در مناظرات انتخاباتی به موضوعی داغ تبدیل شد و دکتر احمدی‌نژاد ضمن اعلام این‌که دارایی وی از راه‌های قانونی و کاسبی مجاز به دست آمده، اظهار کرد، هر کس از وی سندی مبنی بر تخلف دارد در روزنامه چاپ کند.

با سپری شدن تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، انتظار افکار عمومی برای عمل کردن به وعده‌های داده شده توسط دکتر محمود احمدی‌نژاد در طول تبلیغات انتخاباتی افزایش یافته است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، یکی از این وعده‌ها مربوط به شفاف‌سازی وضعیت زندگی مسئولان کشور بود که به نظر می‌رسد دکتر احمدی‌نژاد با عمل کردن به آن در آغاز دولت دهم، می‌تواند دست‌کم بخشی از انتظارات رأی دهندگان به خود را برآورده کند.

بنابر قوانین فعلی، رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت، قبل و بعد از پایان دوره مسئولیت خود باید ثروت خود و اقوام درجه یک خود را به دستگاه قضایی اعلام کنند تا قوه‌قضائیه مطابق اصل 142 قانون اساسی افزایش احتمالی این ثروت را بررسی کند تا بر خلاف قوانین صورت نگرفته باشد.

مطابق این اصل:
دارايي رهبر، رييس جمهور، معاونان رييس جمهور، وزيران و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت، توسط رييس قوه قضاييه رسيدگي مي‌شود که بر خلاف حق، افزايش نيافته باشد.

تا کنون این رویه عمل می‌شده است و به طور نمونه، قوه قضائیه در پایان دوره وزارت بیژن زنگنه، از وی به عنوان شیخ‌الوزرا که با وجود 23 سال پیاپی مدیریت در وزارتخانه‌های اقتصادی، به اموالش اضافه نگردیده، تقدیر کرد و آیت‌ا... محمد یزدی، رئیس فعلی جامعه مدرسین پس از پایان 16 سال حضور هاشمی رفسنجانی در ریاست قوای مقننه و مجریه، در خطبه‌های نمازجمعه تهران اعلام کرد که دارایی هاشمی رفسنجانی نسبت به قبل از انقلاب کمتر نیز شده است.

اما مطابق با پیشنهاد جالب دکتر احمدی‌نژاد، این اعلام نباید تنها منحصر به رئیس قوه قضائیه باشد و دست‌کم در مورد مسئولان به افکار عمومی نیز اطلاع‌رسانی شود.

طبق این پیشنهاد، در ابتدا و انتهای مسئولیت مسئولان، دارایی آن‌ها به صورت شفاف به مردم اعلام شود تا هم مردم بدانند مسئولانی که عهده‌دار خدمت‌گذاری به آن‌ها هستند، از چه سطحی از زندگی و ثروت برخوردارند و هم پس از پایان دوره سطح زندگی و دارایی آن‌ها به چه میزان و از چه راه‌هایی تغییر کرده است.

عملی کردن این اقدام، از آن‌جا در دولت دهم اهمیت می‌یابد که بحث پیرامون ثروت صادق محصولی، وزیر کشور دولت نهم در مناظرات انتخاباتی به موضوعی داغ تبدیل شد و دکتر احمدی‌نژاد ضمن اعلام این‌که دارایی وی از راه‌های قانونی و کاسبی مجاز به دست آمده، اظهار کرد، هر کس از وی سندی مبنی بر تخلف دارد در روزنامه چاپ کند.

در صورتی که اعضای دولت دهم، ‌داوطلبانه اقدام به انتشار فهرست اموال و دارایی‌ کنند، هم به شفاف‌سازی در افکار عمومی کمک کرده و هم زمینه برای اعلام عمومی ثروت سایر مسئولان نیز فراهم می‌شود.

به نقل از خبرگزاری آینده

+ نوشته شده در  2009/7/21ساعت 14  توسط سلیمان | 
Kill your god
Kill your god
Kill your TV


Violence for the people
they always eat the hand that bleeds
Violence for the people
give the kids what they
برای دیدن ادامه تصاویر روی ادامه مطلب کلیک کنید .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/7/20ساعت 10  توسط سلیمان | 
»گافنیوز«
 
«روز جمعه بیست و ششم تیرماه اصولا نماز جمعه برگزار نشده و اگر هم شده، چیز خاصی نبوده است.»

کمیته چهار جانبه‌ای متشکل از رسانه‌‌های حامی دولت متشکل از مدیران کیهان (حسین شریعتمداری)، ایران (کاوه اشتهاردی)، فارس نیوز(حمید مقدم فر) و رجانیوز (نامشخص) ضمن اعلام این مطلب تاکید کردند: نمازجمعه روز گذشته‌ تهران که به امامت فردی به نام به اصطلاح هاشمی رفسنجانی قرار بود برگزار شود، برگزار نشده یا اگر هم شده، چندان برگزار نشده است.

به گزارش گافنیوز و به نقل از روابط خصوصی این کمیته که به کمیته ک.ا.ف.ر* (کیهان- ایران- فارس- رجا) موسوم است، حسین شریعتمداری روزنامه‌نگار معتبر و خوش‌نام ایرانی در این خصوص اعلام کرد: «هیچ نماز جمعه‌ای در تهران برگزار نشد یا اگر هم برگزار شد، آنقدر کوچک و کم جمعیت بود که حتی صدایش هم به گوش ما که در محل نماز جمعه حاضر بودیم نرسید. کل جمعیت هم چند ده نفر بیشتر نبود.» وی که ظهر جمعه از ابرقوی یزد با همکاران خود در کمیته‌ کافر سخن می‌گفت، افزود: «راستی این ابرقو هم پنج‌شنبه‌ جمعه‌ها دیدن داردها!»

رجانیوز هم که رسانه‌ حامی دولت است و قبل تر ها به فاطمه رجبی، سخنگوی واقعی دولت منسوب بود، تا جايي که عده‌ای آن را دختر معنوی خانم رجبی می‌دانستند، اعلام کرد: آن‌چیزی که برخی از ناظران را در مورد برگزاری نماز جمعه به اشتباه انداخته است، حضور تعداد قلیلی دختر و پسر سبزپوش بوده که همینجور الکی در خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران به طرز نامطبوعی خم و راست شده‌اند و البته این کارهای آنان به طرز مشکوکی با پخش صدای فردی به نام هاشمی رفسجانی از بلندگوها که انگار داشته نماز می‌خوانده، همزمان شده است. این رسانه به روال معمول پس از انتشار این مطلب، برخي سران نظام و انقلابیون باسابقه را به فساد و آوردن آتش متهم کرد.

اما روزنامه ایران که محل گذراندن طرح کاد جوان خوش‌ذوقی از نزدیکان رئیس جمهور به نام کاوه اشتهاردی است، اصولا برگزاری هرگونه چیزی به نام نماز جمعه در تهران را منکر شده‌است و در صفحه اول این روزنامه دولتی هیچ نشانه‌ای از برگزاری یا حتی عدم برگزاری چنین رویدادی وجود نداشت و در عوض عکس‌هایی از الهام، هاشمی ثمره، رحیم‌مشائی، زریبافان و سایر بروبچز دیده‌ می‌شد.
 
شنیده‌ها حاکی است: پس از برگزاری کمیته‌ اضطراری کافر که به محض رسیدن شریعتمداری از ابرقو در صبحگاه شنبه و در زیرزمین 208 موسسه کیهان برگزار شده بود، وی در پاسخ به سوال شریعتمداری که از وی پرسیده بود موضع روزنامه‌اش در برابر نماز جمعه دیروز تهران چیست گفته‌است: «هه! این که گفتی یعنی چه؟!» که منجر به کوبیده شدن سر شریعتمداری که فریاد می‌زده «دِ آخه اینو از کجا آوردین؟!» به دیوار مکان مذکور شده است. اتفاقی که منجر به ریزش بخشي از دیوار زیرزمین همسایه‌ غربی ساختمان کیهان شد، اما خوشبختانه مثل همیشه به شریعتمداری مذکور آسیبی نرسید. اما وی در کیهان نوشت که شرکت کنندگان در نماز جمعه تهران، نماز نخواندند.

یک شاهد عینی از زیر پل حافظ هم به خبرنگاران ما گفت: حمیدرضا مقدم‌فر، مدیر خبرگزاری فارس هم که با قطر زیاد یکی از استوانه‌های مهم کمیته ک.ا.ف.ر محسوب می‌شود، امروز در راستای بیانیه مذکور، با درآوردن شکلک و صداهای مخوف، کسانی را که دیروز در دانشگاه تهران و خیابان‌های آن به اصطلاح نماز خوانده بودند را مسخره کرد که البته به خاطر حفاظت شدید نیروهای مسلح از خبرگزاری معتبر مذکور، گرفتن عکس و فیلم از حرکات وی میسر نشد و علاقه‌مندان برای دیدن حرکات وی می‌توانند به سایت مذکور مراجعه نمایند.

در بیانیه‌ اخیر کمیته ک.ا.ف.ر ضمن واردن کردن اتهام انقلاب مخملین به همه، از ستاد نماز جمعه خواسته شده است قبل از هرگونه دعوت از علما برای امامت جمعه، با سخنگوی دولت هماهنگ و از این کمیته کسب تکلیف شود. همچنین به نیروی انتظامی گفته شده که از این بعد از شرکت افرادی که به احمدی‌نژاد رای داده نشده، جز در موارد معدودی براي خوردن گاز اشک آور، ممانعت شود.

سایر رسانه‌هاي غیر ک.ا.ف.ر از حضور صدها هزار تن در نماز جمعه دیروز به امامت هاشمی رفسنجانی خبر دادند.
 
پ.ن:
* به سكون ف، برداشت بد نشود.

و اینک سرخط سایر خبرهای گافنیوز

پیشنهاد ثبت اصطلاح First Namaz برای نماز اولی‌ها در سازمان ملل

کروبی در نماز جمعه کتک خورد / کروبی زیر لب: همیشه شعبون این یه دفعه‌هم به درک رمضون!

اندازه‌گیری میزان عمق نفوذ احمدی‌نژاد توسط یک استاد دانشگاه

اژه‌ای هم احمدی‌نژادی شد

اعلام جشن عمومی در اسرائیل در پی انتشار خبر انتصاب رحیم مشائی به معاون اولی رئیس جمهور

عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي:

بیشتر مردم ایران ساده‌لوح هستند!

دلایل متقن خاتمی برای عدم شرکت در نماز جمعه دیروز تهران: آخه م‌م‌مي‌گفتن ک‌ک‌کتک‌کاری م‌م‌میشه
 
به نقل از خبر گزاری آینده
+ نوشته شده در  2009/7/20ساعت 0  توسط سلیمان | 
صداوسیما با این همه امکانات فنی و تصویری، برای جور کردن بهانه ‏اتهام های خود به پخش تصاویر آماتوری موبایل های مردمی که روی شبکه های جهانی ‏مانند یوتیوب قرار گرفته، اقدام می کند و جای سوال است که اگر این نمازجمعه فرقی با ‏دیگر نمازهای جمعه در کشورمان ندارد، چه دلیلی دارد که پوشش مناسبی برای آن ‏صورت نگیرد؟

آینده، سرویس فرهنگی اجتماعی: برگزاری نمازجمعه جالب و پرشور در تهران، فصل تازه ای از حضور عامه مردم ‏در مراسم های عمومی و اجتماعی کشور اسلامیمان بود و این حضور، بی شک یک ‏حادثه مهم در قدرت گرفتن پایه های مردم سالاری در کشورمان است.‏

اما به رغم این حضور گسترده، به نظر می رسد بین ‏کسانی که پس از نمازجمعه با باتوم و گاز اشک آور نمازگزاران را بدرقه کردند و ‏متولیان پشت پرده خبری در صداوسیما، هیچ فاصله ای نیست.‏

سانسور شدید تصویری این رویداد در حالی بود که شبکه های بین المللی صداوسیما ‏بازهم در سیاست نرمتری با استقرار واحدهای ارسال ماهواره ای در نقاط مختلف ‏اطراف دانشگاه تهران، به ارایه گزارش های زنده می پرداختند.‏

اما شبکه های داخلی با سکوت جالبی سعی در عادی جلوه دادن نمازجمعه ای داشتند که ‏شرکت کنندگان آن به خاطر بی تفاوتی نیروی انتظامی و پلیس راهنمایی و ترافیک بی سر ‏و سامان اطراف دانشگاه، تا حدود ساعت 17 در گرما و خیابان های بسته گرفتار بودند!‏

سکوت بخش خبری ساعت 19 جمعه که از سردرگمی تصمیم گیرندگان خبری صداوسیما در ‏مورد نحوه پوشش اخبار نمازجمعه نشات گرفته بود، تنها با بیان یک جمله 25 ثانیه ای از ‏امام جمعه، آن هم به عنوان خبر سوم تکمیل شد و این جمله تا پایان روز جمعه تکرار شد ‏و حتی یک کلمه به آن اضافه نشد.‏

ولی پس از این بخش خبری، دوباره مردم تبدیل به عده ای خاص شدند و تصاویر مبهم ‏و نامشخصی به بهانه متهم کردن برخی دیگر از مردم به خشونت در این مراسم، ضمیمه آن خبر شد.‏

علاقه وافر متولیان خبری صداوسیما در اتهام زدن به عامه مردم پس از انتخابات، از ‏نکات جالبی است که هنوز مورد علاقه شدید آنهاست و شاید به همین خاطر بود که حاضران در نمازجمعه میلیونی، شعارهای ضد صداوسیما را با صدایی بسیار رساتر فریاد می زدند.

شبکه های مختلف تلویزیون، پیش از انتخابات ها با تهییج فراوان و ایجاد شور ملی که با ‏نشان دادن تصاویر خانم ها و دختران شل حجاب همراه می شود، سعی در همراه کردن ‏مردم با یک رویداد دارند.‏ در روز واقعه مردم می شوند حماسه سازان و جالب است پس از حماسه سازی، ‏صداوسیما خود خاکریز نخست اتهام زنی به همان مردم حماسه ساز می شود.‏

ماجرای پخش مراسم شادی و خوشحالی پیروزی یک کاندیدا به صورت زنده از شبکه ‏خبر و البته وارونه جلوه دادن حوادث دو هفته پس از انتخابات توسط بخش های خبری ‏این رسانه، واکنش های مختلفی داشت.‏

اما با بالا گرفتن بحران و آشوب های خیابانی، این صداوسیما بود که در نخستین ‏اظهارات شتابزده، آنها را به معترضان انتخابات مرتبط کرد تا بهانه واکنش های احساسی ‏بعدی برای دستگاه های دیگر به وجود بیاید.‏

این اقدامات عجولانه و سبک، موجب نابودی اعتماد عمومی مردم به رسانه ای شد ‏که با پول و مالیات آنها فعالیت می کند.‏

ولی گویی این رویه با تمام هزینه های گزافی که برای نظام و مردم کشورمان داشت، ‏قصد تمام شدن ندارد و متولیان سازمان صداوسیما علاقه شدیدی به قضاوت یک طرفه ‏دارند.‏

این حس یک جانبه نگری نیز برگرفته از انتقاد تند، صریح و بجای خطیب جمعه ‏تهران که دلیل بی اعتمادی مردم را فعالیت صداوسیما اعلام کرد، تشدید شد تا از بخش ‏خبری ساعت 21 شبکه یک و پس از آن، در تمامی بخش های خبری شبانگاهی، تلویزیون ‏اتهام سازی جدیدی علیه مردم انجام دهد.‏

صداوسیما به جای انتشار تصاویر انداخته شدن دو گاز اشک آور میان مردمی که به محوطه اصلی نمازجمعه راه داده نشده بودند، تصاویر مبهمی از یک درگیری ‏را در اطراف دانشگاه نشان می داد که به نظر می رسد هیچ ربطی به تصاویر نمازجمعه ‏مذکور نداشته باشد.‏

این تصویر، واکنش تند مردم نسبت به یک عکاس آماتور بود که بر روی دکه روزنامه ‏فروشی حضور داشت و مردم قصد پایین آوردن او را داشتند.‏

اما نکته جالب این که زاویه قرار گیری دوربین و تصویر نسبت به خیابان و محلی که ‏دکه روزنامه فروشی قرار داشت به قدری بلند بود که یک ساختمان چند طبقه را در بخش ‏شمالی خیابان انقلاب در ذهن متبادر می کرد.‏

کسانی که با فضای اطراف دانشگاه تهران و به خصوص خیابان انقلاب آشنا هستند، می ‏دانند در بخش شمالی خیابان انقلاب که دانشگاه تهران قرار دارد، هیچ ساختمان بلندی ‏وجود ندارد و تنها ساختمان بلندی که در نزدیکی چهارراه قدس و انقلاب است، به دلیل ‏درختان بسیار زیاد مقابل آن، ارزشی برای تصویربرداری ندارد.‏

حالا سوال اینجاست: تصویر پخش شده برای تهییج عامه مردم و بهانه تراشی برای ‏خشونت در حاشیه نمازجمعه، مربوط به چه حادثه یا رویداد دیگری بوده که به حاشیه ‏های نمازجمعه وصل شده است؟

تلاش صداوسیما در حاشیه ای خواندن پایان نمازجمعه حتی به سوء استفاده از بیانیه ‏آیت الله مکارم شیرازی هم منجر می شود، به حدی که تصاویر افراد عادی و مردم عامی ‏جامعه به بهانه برشمرده روی این بیانیه قرار گرفته و پخش می شود.‏

البته جالب است که صداوسیما با این همه امکانات فنی و تصویری، برای جور کردن بهانه ‏اتهام های خود به پخش تصاویر آماتوری موبایل های مردمی که روی شبکه های جهانی ‏مانند یوتیوب قرار گرفته، اقدام می کند و جای سوال است که اگر این نمازجمعه فرقی با ‏دیگر نمازهای جمعه در کشورمان ندارد، چه دلیلی دارد که پوشش مناسبی برای آن ‏صورت نگیرد؟

پخش تصاویر دختران و پسران جوان که با لباس های متنوع و حتی با تیپ غربی در این ‏مراسم شرکت کرده بودند، دلیلی بر اتهام سازی های متولیان صداوسیما می شود؟

به نظر می رسد سنت نبوی، رفتار علوی و فقه جعفری در رفتار و کردار اتهام ‏سازان دیده نمی شود و اینان به مانند دکان داری، انحصار همه چیز را مختص به ‏گروهی خاص می دانند.‏
آیا نمازجمعه ای که با حضورصدهاهزار جوان و چهره های گوناگون برگزار شود، ‏آبروی نظام اسلامی نیست؟

آیا حضور در یک مراسم سیاسی و عبادی که در طول 30 سال گذشته پایگاه واکنش ‏های مردمی نسبت به رویدادهای روز جامعه بوده، حالا برای اقلیت خاصی این تعریف را ‏دارد؟

به نظر نمی رسد درگاه بلندمرتبه و عظیم خداوند از پذیرش قدم های هر انسانی که ‏مصلای جمعه را به محلی برای بیان احقاق حق خود انتخاب می کند، منعی داشته باشد، ‏که اگر کسی چنین تصوری داشته باشد، در صفت رحمان و رحیم و منتقم بودن خداوند شک ‏دارد و این گناهی بس عظیم است!‏

اما چقدر جالب است که درهای آسمان به روی بندگان خدا باز است، اما برخی بندگانش ‏با انتشار تصاویر نماز خواندن با کفش توسط یک جوان یا نشان دادن تصاویر متعدد از ‏نماز خواندن هزاران زن و مرد در کنار هم، با تمسخر بر آنها خرده می گیرند؟

بد نیست دوستان به این نکته جواب دهند که در طول 30 سال گذشته، به رغم هزاران ‏کانال ارتباطی و شبکه های رادیو و تلویزیونی در کشور و میلیاردها تومان بودجه ترویج ‏فرهنگی و مذهبی، این شکست برای بخش های دولتی مروج فرهنگ و مذهب نیست که ‏جوانی با کفش نماز بخواند؟!

حجت الاسلام تقوی که روز جمعه اعلام کرد، 1500 خدمتگزار در نمازجمعه تهران خدمت ‏می کردند، باید بگوید چرا در خیابان قدس که مهمترین واسطه بین دانشگاه و بیرون آن ‏است، حداقل چند راهنما برای تنظیم خطوط پاک شده نماز بر کف خیابان وجود ‏نداشت که جمعیت زنان و مردان به ناچار در کنار یکدیگر نمازجمعه را برگزار کردند؟ ( ‏البته حجت السلام تقوی فراموش کرده اند که ستاد نمازجمعه تهران در دهه 60 بیش از ‏‏2500 نیروی ثابت و 1500 نیروی متغیر هفتگی داشت که بزرگترین جمع مردمی و غیر ‏دولتی را در برگزاری این نماز تشکیل داده بودند و به دلیل سیاست های اشتباه، این ستاد ‏در سال های 70 تا حال حاضر نفرات جمعی آن از 4000 نفر به 1500 نفر رسیده است، ‏به حدی که برگزاری نمازهای مهمی مانند عید فطر به نیروهای نظامی سپرده می شود!) ‏

ای کاش دوستان حداقل آبروداری می کردند و به ‏وظیفه شرعی پایبند بودند و باعث زیر سوال رفتن اقدامات فرهنگی و مذهبی در چهار ‏سال گذشته و حتی سی سال گذشته نمی شدند.‏

به راستی ما که ادعای ام القراء بودن در جامعه اسلامی را داریم، پسندیده است اینگونه با ‏آبروی شهروندان خود به جرم جهل در قواعد و مسایل دینی برخورد کنیم؟‏

آیا جهل در مساله شرعی و قواعد عبادت های دینی مستلزم تمسخر است یا تفکر بر ‏اقدامات خودمان؟

به واقع با این فرهنگ و ریشه های اصیل مذهبی در مردم کشورمان، چه رفتاری شده که ‏حالا نسل سومی آنها با کفش نماز می خواند؟

ای کاش جمعه صداوسیما رسانه ملت ایران بود تا یک گروه سیاسی، تا بی نظیرترین ‏تصاویر جالب و ممکن را از حضور اقشار مختلف مردم با سجاده های نمازجمعه را به ‏تصویر می کشید، تا این تصاویر بر غرور فرهنگی و مذهبی مردم تاثیر گذاشته و ستون ‏های دینمداری مردم را تقویت کند. ‏

فرصتی که به مانند دیگر فرصت ها از کف متولیان مدعی دینداری در صداوسیما پرید تا ‏ثابت کند، بین متعرضان به صفوف نمازجمعه با گاز اشک آور و اتهام سازان تصویری  علیه مردم، هیچ فاصله ای نیست! ‏

+ نوشته شده در  2009/7/20ساعت 0  توسط سلیمان | 
همچنین آمار منتشرشده توسط صنایع نشان می دهد در سه ماهه نخست سال گذشته، تولید سیمان 10 میلیون و 900 هزارتن بوده و کل تولید سیمان کشور کمتر از 44میلیون تن بوده است. بنابراین آمار اعلام شده توسط رییس جمهور تنها 20میلیون تن!! با اعداد واقعی اختلاف دارد.

در حالی که دکتر احمدی نژاد در نطقهای انتخاباتی خود که از سیمای جمهوری اسلامی نیز به دفعات پخش شده، از تولید 64میلیون تن سیمان در کشور خبر داده بود، وزارت صنایع با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد: به رغم رکورد شکنی این وزارتخانه در تولید سیمان، طی سه ماهه گذشته تنها 12میلیون تن سیمان در کشور تولید شده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، احمدی نژاد در نطق های انتخاباتی خود با اعلام اینکه تولید سیمان در انتهای دولت قبل به 41 میلیون تن رسیده بود، اظهار کرد: در طول 4 سال دولت نهم، این رقم با بیش از 50 درصد افزایش به 64میلیون تن رسیده است، در حالی که آمار وزارت صنایع در سه ماهه اول سال جاری، نشان می دهد تولید سیمان کشور حتی با توجه به  رکورد بهار امسال، تنها به 48میلیون تن در پایان امسال می رسد که رشد تنها 4درصدی را در سال نسبت به دولت قبل نشان می دهد.

همچنین آمار منتشرشده توسط صنایع نشان می دهد در سه ماهه نخست سال گذشته، تولید سیمان 10 میلیون و 900 هزارتن بوده و کل تولید سیمان کشور کمتر از 44میلیون تن بوده است. بنابراین آمار اعلام شده توسط رییس جمهور تنها 20میلیون تن!! با اعداد واقعی اختلاف دارد.

وزارت صنايع و معادن اعلام کرد: در 3 ماهه منتهي به خرداد امسال، بالغ بر 12 ميليون و 131 هزار تن سيمان در کشور توليد شد که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 9.8 درصد رشد نشان مي دهد.

ميزان توليد سيمان در خرداد 88 نيز بالغ بر 4 ميليون و 786 هزار تن بود که در مقايسه با خرداد سال گذشته، بيش از 23 درصد رشد نشان مي‌دهد.

گفتنی است با وجود آنکه محمود احمدی نژاد و پرویز داوودی، معاون اول سابق وی بارها در دوره تبلیغات انتخاباتی و قبل از آن مدعی شدند با رساندن تولید فولاد کشور به رقم بی سابقه 17میلیون تن، بیش از 70 درصد ظرف چهار سال رشد در تولید فولاد خام ایجاد کرده اند، وزارت صنایع پس از انتخابات اعلام کرد تولید فولاد خام کشور حدود ده میلیون تن یعنی معادل تولید در دولت قبل بوده است.

به نقل از خبرگزاری آینده .

+ نوشته شده در  2009/7/20ساعت 0  توسط سلیمان | 
آیات خزعلی، ‌مصباح، مهدوی کنی و یزدی که پیش از این به احمدی‌نژاد توصیه کرده بودند مشایی را برکنار کند، اکنون هم پاسخ حمایت‌های خود در انتخابات از وی را دریافت کردند و هم با گلایه‌های پیاپی مراجع تقلید و علمای حوزه مواجه شده‌اند.

با اعلام حکم معاون اولی اسفندیار رحیم مشایی، جریان اصولگرایان حامی احمدی‌نژاد دچار شوک عظیم شده به طوری که روزنامه کیهان در شماره امروز خود به انتقاد کوتاهی از این انتخاب پرداخت و سایر اصولگرایان نیز هنوز از غافلگیری خارج نشده‌اند.

به گزارش خبرنگار «آینده»، روزنامه کیهان نوشت: بسیاری از اصولگرایان انتظار داشتند رئیس‌جمهور به دلیل رفتار و گفتار انتقادآمیز مشایی او را از کابینه هم حذف نماید ولی اکنون فرد دوم کابینه است و این انتخاب بی‌تردید با مخالفت وسیع نیروهای انقلابی و اصولگرا و انبوه حامیان دکتر احمدی‌نژاد مواجه خواهد شد. بنابراین گزارش حسین فدایی و علی زاکانی که در پوشش جمعیت ایثارگران و رهپویان انقلاب بیشترین تلاش را در جهت سازماندهی آرا و تبلیغات برای محمود احمدی‌نژاد داشتند، مهمترین دستاورد و مطالبه خود را از این حمایت‌های پنهان و آشکار، برکناری رحیم مشایی از دولت دهم اعلام کرده بودند اکنون با تناقض شدیدی با بنده تحت امر خود مواجه شدند.

جریان حامیان احمدی‌نژاد در مجلس نظیر حسینیان، رسایی، کوچک‌زاده و... که با هتاکی نسبت به شخصیت‌های نظام از هاشمی تا لاریجانی، علت حمایت‌های خود را نزدیکی مواضع احمدی‌نژاد، رهبر انقلاب اعلام کرده بودند، اکنون با انتخاب فردی به عنوان عالی‌ترین عضو دولت پس از رئیس جمهور که رهبر انقلاب صراحتاً در خطبه‌های نمازجمعه اظهارات او درباره دوستی با مردم اسرائیل را نادرست خواندند، در سکوت خبری فرورفته‌اند.

از سوی دیگر، انتخاب مشایی به عنوان معاون اول رئیس جمهور، در حالی که وی در سه حادثه تقابل دولت نهم با مراجع یعنی ورود زنان به ورزشگاه، اهانت به قرآن و اظهار دوستی با مردم اسرائیل نقش محوری ایفا کرده و موجب شده بود مراجع تقلید صراحتاً خواستار عزل او شوند، بازتاب منفی در بین چهره‌های روحانی حامی احمدی‌نژاد گذاشته است.

آیات خزعلی، ‌مصباح، مهدوی کنی و یزدی که پیش از این به احمدی‌نژاد توصیه کرده بودند مشایی را برکنار کند، اکنون هم پاسخ حمایت‌های خود در انتخابات از وی را دریافت کردند و هم با گلایه‌های پیاپی مراجع تقلید و علمای حوزه مواجه شده‌اند.

جریان کفن پوشان به سرکردگی مجتبی ذولنور و قاسم روانبخش نیز که منتقدان جدی مشایی بودند، اکنون با تناقض مواجه شده‌اند.
 
در این حال يك فعال سياسی برجسته اصولگرا شب گذشته پس از شنيدن اين خبر با بيان «انا لله و انا اليه راجعون» به دوستان خود گفته است: حيف اين آبرويي كه اصولگرايان و بزرگان كشور براي احمدي نژاد خرج كردند.
وي گفته: با توجه به هزينه اي كه اصولگرايان براي حمايت از احمدي نژاد در انتخابات پرداخت كردند، اصلا انتظار نمي رفت رئيس جمهور اين چنين به اصولگرايان خسته نباشيد بگويد.

این چهره اصولگرا افزود: با اين اقدام احمدي نژاد خستگي چند ماهه انتخابات به تن همه اصولگرايان باقي ماند و شيريني پيروزي وي به تلخي گراييد.

وي گفت: احتمالا مراجع تقليد و علماي بزرگوار حوزه بيشتر از ما از آقای احمدي نژاد شناخت داشته اند كه حاضر نشدند از وي حمايت كرده و حتي انتخاب مجدد وي را تبريك بگويند. آنها شايد مي دانستند احمدي نژاد قرار نيست بر اساس تفكر اصولگرايي اصيل حركت كند.
 
اين سياستمدار اصولگرا كه در انتخابات رياست جمهوري حمايت شديدي از احمدي نژاد كرده ، گفت: آقاي احمدي نژاد با اين اقدام خود قدرداني خوبي از ما كرد.

وي گفت: ما ديگر قادر به حمايت از وي در برابر انتقادات مردم نيستيم و نمي دانيم جواب متدينيني كه ما به آنها وعده داده بوديم در صورتي كه به احمدي نژاد راي بدهند و او دوباره رئيس جمهور شود، مشايي را از كابينه كنار مي‌گذارد، چه بدهيم.
 
به نقل از سایت خبری آینده .
+ نوشته شده در  2009/7/19ساعت 0  توسط سلیمان | 

مجاهدین خلق و جنبش سبزها

چند وقت بود که خبری از آنها نبود ٬ سخنانشان رو جایی نمی شنیدیم ٬ کسی رو به خاطر خیانت به ایران منفجر نمی کردند ٬ کسی به خاطر خانم مریم قجر عضدانلو ( مریم رجوی ) خودشو آتیش نمی زد٬



تا اینکه یک روز ٬بعد از روشن کردن تلویزیون فرانسه یکهو دیدم که مریم رجوی نشسته و داره  راجعبه اعتراض مردم به انتخابات حرف میزنه و شده حامی حقوق مردم و تصویر ندا آقا سلطان رو اونقدر گنده زده کنارش که من اول فکر کردم یکی از اعضای مجاهدینه که تو تظاهرات اعتراض آمیز به انتخابات کشته شده !!!

خیلی جالبه که اونها قبل از انتخابات داشتن از تحریم انتخابات حرف میزدن و به مردم امر و نهی می کردند که نرید رای بدید ( چقدر هم مردم به حرف شما گوش دادن !!! ) ٬ اونوقت حالا کسانی که رای دادن و اعتقاد دارند که تقلب صورت گرفته رو حامیان خودشون میدونن . آیا این موج سواری بر حرکت های مردمی نیست ؟ شما که کشتن انسان ها رو در راه هدفتون مجاز میدونید ٬ چطور به خودتون اجازه میدید که به کشته شدن ندا اعتراض کنید ؟ شما که در زمان جنگ تحمیلی اسلحه به دست گرفتید و دوش به دوش عراقی ها و صدام به جنگ با ارتش ایران برخواستید ( نمی دونم ٬ شاید فکر کردید صدام بعد از تجاوز به ناموس ایران به عراق برمی گرده و تهران رو میده به شما !! ) الان دارید از ایران حرف میزنید !!! چطور جرات می کنید اسم مقدس ایران رو به دهن کثیفتون بیارید ؟ دست شما به خون همین مردم آلوده است . اونوقت که در کشتار مردم عراق در انتفاضه سال 1991 میلادی شرکت می کردید یاد آزادی بیان نبودید ؟ پاداشی رو که صدام بهتون داد صرف آزادی بیان کردید ؟ ای کاش دادگاهی بین المللی تشکیل بشود و به سی سال فعالیت های تروریستی این سازمان رسیدگی کنه .



این نکته جالبه که این سازمان ٬ میر حسین موسوی رو با هیتلر یکی کرده و تمام شخصیت های جنبش از جمله سعید حجاریان و مهدی کروبی رو از خائنین به ایران دونسته و از تواضع شخصیتی مثل موسوی حداکثر سوء استفاده رو کرده و او رو هیچ کاره دونسته ٬ اگر موسوی هیچ کاره است پس این عکس ها و پوستر های موسوی دست مردم چیکار میکنه ؟ پس چرا تصویر مریم رجوی دست کسی نیست ؟

در آخر به دوستان پیشنهاد میکنم که در رابطه با مهمانانی که تلویزیون های خارج از شخصیت های ایرانی دعوت می کنن و ادعای حمایت از جنبش سبز رو دارن ٬ تحقیقات بیشتری انجام دهند و موج سواران رو از خیر خواهان تشخیص بدن ٬ اخیرا فردی که حسن داعی نام دارد و به برنامه های تلویزیونی خارجی دعوت میشود و خودش رو شخصیتی بی طرف معرفی میکنه و حرف های مردم پسندی میزنه ولی اگه دقت کنید میبینید که حرف هاش میره به سمت و سویی که شاید واقعا خواسته مردم نباشه ٬ این فرد از اعضای مرکزی سازمان مجاهدین خلق است و با مراجعه به سایت این سازمان می تونید حمایت این سازمان از این فرد رو ببینید .

http://www.pasargadcity.com/index.php?option=com_content&task=view&id=542&Itemid=1

چه بسیارند از این افراد که منافع ملی رو فدای منافع شخصی خودشون میکنن .

مبادا ایران که ویران

کنام پلنگان و شیران شود

اطلاعات بیشتر:

سایت رشد ( واقعا بی طرف ترین مرجعی که یافت شد )

سلیمون

+ نوشته شده در  2009/7/18ساعت 16  توسط سلیمان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
شعار روز:
حكومت فاشیستی! تو دولت ما نیستی

پیوندهای روزانه
وب نوشت ( ابطحی )
عماد الدین باقی
نوشته های علی شکوری راد
صدای عدالت
روزنامه سرمایه
روزنامه اعتماد ملی
محسن کدیور
قلم نیوز
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
آرشیو موضوعی
تصاویر
ورزشی
سیاسی
متفرقه
تکنولوژی
طنز-سیاسی
فیلم و سینما
اخبار
اطلاعات عمومی
اشعار
داستان
طنز
نویسندگان
سلیمان
علی کاظمی
سمیرا باطنی
پیوندها
سالهای سوخته
من و دل
دریای بیکران
پیکوناچی
عاشق موسوی
ندای ایران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM